ماهان شبکه ایرانیان
خواندنی ها برچسب :

حسین

انتشارات امیرکبیر در دهه پنجاه با چاپ بیش از 2800 عنوان کتاب به بزرگترین بنگاه انتشاراتی خاورمیانه تبدیل شد و مدت‌ها بزرگترین بنگاه انتشارات خصوصی در ایران بود.
می‌گفت من نیروی زیرخاکی هستم. هروقت بهم احتیاج داشته باشند بلند می‌شوم و هروقت کار تمام شود دوباره برمی‌گردم زیرخاک.
شهریار زرشناس گفت: کتاب چند وجه خاص و ممتاز دارد که آن را از سایر کتب مشابه جدا می‌کند و آن این است که این کتاب در مسیر خودآکاهی تاریخی حرکت کرده. البته خودآگاهی تاریخی جنبه‌ها و لایه‌های مختلفی دارد.
فردای آن روز محمدرضا گفت که خواب دیده چند نفر از نیروهای داعش آمده‌اند و گوش مرا بریده‌اند. فرید با صدای بلندی، قاه قاه خندید و گفت: محمدرضا دیگه چی‌کار کرده‌اند؟ خوابش را زیاد جدی نگرفتیم.
در دو ماه نامزدی مان بیشتر وقت‌ها که به خانه مان می‌آمد برایم گل می‌خرید و خوشحالم می‌کرد. شبی که صیغه موقت خوانده شد با یک دسته گل وارد اتاق شد. کمی که گذشت...
حسین قمی می‌گفت: «هوا که روشن شود می‌روند.»... هنوز هم باورم نمی‌شود از آن درگیری جان سالم به در برده‌ام. کار خدا بود و تدبیر حسین که داعشیان نتوانستند خاکریز را دور بزنند. اگر دورمان می‌زدند...
وقتی مطلبی در فضای مجازی می‌گذاشتیم، خیلی‌ها پیام می‌دادند. هنوز هم آن موج آرام نشده است. خیلی‌ها با پدر عباس تماس می‌گیرند و از تأثیرات شهادت عباس بر خودشان می‌گویند.
حاکم شرع تصمیم داشت دختر آنها را از دانشگاه اخراج کند. پدر و مادر آن دختر به التماس افتادند و تعهد دادند دخترشان دیگر از آن کارها نکند. حاکم شرع گفت او را با ارفاق به دانشگاه برمی‌گردانیم، ولی...
همزمان با هفته دفاع مقدس، مراسم تجلیل از خانواده‌های شهدا و مسابقه گویندگی کتاب «راض بابا» به همت نوجوانان در فرهنگسرای اشراق برگزار می‌شود.
بی‌شک افراد دیگری هم می‌توانستند در این لیست قرار بگیرند اما چون بنا داشتیم 10 چهره را انتخاب کنیم، به نام این بزرگواران رسیدیم. چه بسیار فرماندهانی که می‌توانستند به این لیست اضافه شوند.
پیشخوان