سیطره مجدد جو رکود باعث شد تالار شیشهای برای پنجمین روز متوالی پرچم سرخ را بالا ببرد. اگرچه بازار سهام در مقیاس ماهانه و در شهریورماه نمایش قابلقبولی نسبت به رقبای خود نشان داد و توانست با وجود فراز و فرود فراوان و بحثبرانگیز، افزایش 4/ 9درصدی شاخص کل را به رخ سایر بازارهای دارایی بکشد، اما پشت سر گذاشتن کانال یکمیلیون و 900هزار واحدی و لمس مجدد کانال دومیلیون و 100هزار واحدی اکنون در مرحلهای است که فضای مبهم و ناپایدار اقتصادی، اهالی بازار سرمایه را به ورطه ناامیدی کشانده است. نوسان منفی شاخص بورس در روزهای معاملاتی اخیر در حالی رنگ جدی به خود گرفته است که با نزدیکشدن شاخص به مقاومت روانی و تکنیکی 1/ 2میلیون واحدی، بار دیگر شاهد عقبنشینی و احتیاط متقاضیان سهام هستیم.
از منظر ارزش معاملات این پارامتر در سطوح غیرجذابی قرار دارد، به همین دلیل در هفتههای قبل این مهم از سوی تحلیلگران به مثابه یک سیگنال منفی و تداوم شرایط ضعیف قبلی محسوب شده است. کاهش حجم و ارزش معاملات در روزهای اخیر گویای رخوت حاکم بر صحنه معاملات تالار شیشهای است. بررسیها نشان میدهد افت بیشتر شاخص کل نسبت به شاخص هموزن بیانگر فشار عرضه در نمادهای شاخصساز نسبت به نمادهای کوچک بازار است. علاوه بر شرایط رکودی که در بازار سهام جولان میدهد، در سایر بازارهای دارایی نیز روند خاصی به چشم نمیخورد. به نظر میرسد آرامش حاکم بر معاملات دلار در بازار آزاد از مهمترین عواملی است که سبب شده بورس تهران و بازارهای موازی دیگر از روند پرشتاب جدی برخوردار نباشند. در این میان، ابهام در خصوص چشمانداز سیاستهای اقتصادی همسو با وضعیت کشور در صحنه بینالمللی و تلاش برای کنترل نرخ ارز در سامانه مبادلاتی موجب شده سرمایهگذاران نسبت به چشمانداز سودآوری بازار سهام در کوتاهمدت چارهای جز احتیاط نداشته باشند.
مهمترین عامل ریزش دوشنبه
دومین روز معاملاتی پاییز در حالی خاتمه یافت که در میان صنایع 39گانه بورس تهران تنها صنعتی که با رشد نسبت به روز قبلی همراه شد، صنعت زغال سنگ بود که با رشد 40/ 3درصدی روبهرو شد؛ این در حالی است که سایر صنایع در محدوده سرخ تابلو معامله شدند. کارشناسان بازار سرمایه بر این باورند که همگام با افزایش خروج پول حقیقی از بازار، بورس وارد مرحله جدیدی از حساسیت سرمایهگذاران خواهد شد که میتواند پیامدهای مختلفی را به دنبال داشته باشد.
در همین رابطه احمد اشتیاقی، کارشناس بازار سرمایه، دلیل اصلی ریزش بیش از 17هزار واحدی شاخص کل را مرتبط با اظهارات وزیر راه و ترابری پیرامون خروج دو محصول سیمان و فولاد از بورس کالا دانست و تاکید کرد: بازار سرمایه بازاری ترسوست و اظهاراتی در این سطح بهسرعت میتواند منجر به تشکیل صفوف عرضه شود. مباحثی در این خصوص باعث شد« بازار سهام حتی بیشتر از» شنبه بین تعطیلات سمتوسوی کاهشی پیدا کند. بر همین اساس، دوشنبه سرخ تالار شیشهای را باید به اظهارات وزیر راه مرتبط و مسبب گرانی مسکن در بخش فروش سیمان و فولاد در بورس کالا دانست که بر بخش وسیعی از معاملات سایه افکند.
با توجه به اینکه بازار سهام با ابهامات بسیاری در بخشهای مختلف اقتصادی دست به گریبان است، مواضع منفی از سوی سیاستگذار میتواند موجب شود بازار با موجهای شدید ریزشی مواجه شود. تقویت ابهامات بورسی با رفتار سیاستگذار از ابتدای سال مشکلات بیشماری در این بازار به وجود آورده است. بنابراین با وجود این اتفاقات نمیتوان بازگشت بورس به مدار تعادلی را به نظاره نشست. اگرچه در واقعیت درخواست وزیر راه در خصوص خروج سیمان و فولاد از بورس کالا عملا شدنی نیست، اما اظهاراتی از این قبیل سبب ترس مضاعف و پیشروی تردیدهای معاملاتی از سوی سرمایهگذاران خواهد شد.
به گفته این کارشناس، اکنون بازار سهام همسو با سطح نازلی از حجم و ارزش معاملات، روندی کاهشی در پیش گرفته است. نبود نقدینگی به یکی از معضلات جدی بازار مبدل شده و به نظر میرسد وضعیت کنونی تداوم یابد. شرایط بازارهای موازی نیز همین گونه است. رکود مستمر وضعیتی را به وجود آورده که پول با اکراه فراوان وارد همه بازارهای دارایی میشود. ثبات قیمت دلار در زیر کانال 50هزار تومان در بازار آزاد نیز بهروشنی بیانگر رخنه رکود در میان هواداران اسکناس آمریکایی است. از سوی دیگر نرخ سود سپرده اوراق بدهی در محدوده 26درصد قرار دارد. این مختصات از یک روند فرسایشی در بازار سهام خبر میدهد.
او با اشاره به تنها محرک اثرگذار بر بورس طی هفتههای آتی اظهار کرد: تنها عاملی که میتواند از فضای رو به افول معاملات بکاهد، انتشار عملکرد گزارش 6ماهه بنگاههای اقتصادی در پایان مهرماه است. این مهم به نوبه خود تا حدوی میتواند خوشبینیهای جدید مبنی بر ورود پول به بازار مذکور را رقم بزند. سناریوی روند صعودی بازار از طریق گزارشهای 6ماهه میتواند رنگ واقعیت به خود بگیرد. از سوی دیگر هدفگذاری دولت در راستای کنترل نرخ تورم، برخی سیاستگذاریها را به سمتی هدایت میکند که به ضرر بازار سهام تمام میشود.
به عنوان مثال درحالحاضر صندوقهای بازنشستگی برای پرداخت بدهیهای خود از سوی دولت ملزم به فروش سهام شدهاند؛ این امر باعث شده صندوقهای مربوطه نهتنها سهام نخرند، حتی اقدام به فروش سهام نیز کنند. طبیعتا در چنین شرایطی سرعت عرضه افزایش یافته و بازار با ناترازی مواجه خواهد شد. شواهد حاکی از آن است که صندوقهای بازنشستگی در 6ماه دوم با فشار فروش بیشتری از سوی دولت مواجه شوند. با لحاظ کردن این موضوع میتوان اینطور استنباط کرد که بازار پتانسیل رشد در کوتاهمدت را نخواهد داشت. با توجه به شرایط کنونی بازار، تحقق یک سناریو از سایر سناریوها محتملتر خواهد بود و «درجا زدن نماگرها در سطوح فعلی» گزینهای نزدیک به شرایط بازار است.
چشمک برخی صنایع به سرمایهگذاران
به نظر میرسد حفظ کانال 1/ 2میلیون واحد با توجه به شرایط مذکور، یکی از مصائب بازار در روزهای آتی است. بررسیهای آماری حکایت از آن دارد که نسبت قیمت به سود (P/ E) بازار به محدوده 6واحد رسیده است که از سقف تاریخی آن فاصله چشمگیری دارد. در صورت کاهش ریسکهای سیستماتیک بازار و با تقاضای سهامداران، این نسبت میتواند به صورت تدریجی به سطوح بالاتر ارتقا یابد. در هفتههای آتی اگر نرخ دوم دلار نیمایی با افزایش روبهرو شود، این امر نیز میتواند بازار را به سمت تقویت رشد هدایت کند. با توجه به ارزندگی بازار و پس از انتشار گزارشهای 6 و 9ماهه میتوان به پرواز نماگرها به سمت کانال 7/ 2میلیون واحد امیدوار بود.
اشتیاقی در پاسخ به اینکه در صورت بازگشت بازار سهام به مدار صعودی، چه صنایعی مورد اقبال سهامداران قرار خواهند گرفت، افزود: اکثر صنایع در نقاط جذاب قیمتی به سر میبرند. فرمول جدید نرخ خوراک صنایع پتروشیمی بدون شک میتواند موجب افزایش سطح انتظارات قیمتی و افزایش بازدهی شود. مسائل مرتبط با صنایع بانکی (افزایش حجم کارمزدهای بانکی و نرخ تسعیر بر مبنای نرخ دوم نیمایی برای برخی بانکها) نیز باعث میشود رونق به سمت صنعت بانک بازگردد.
در صنعت فولاد نیز احتمال بازگشت اقبال به قوت خود باقی است. با توجه به اینکه روسیه در بخش وضع عوارض صادراتی فولاد اقدامات افزایشی را انجام داده است، ایران میتواند از فرصت ایجادشده به نفع خود بهره ببرد تا این صنعت مورد استقبال سهامداران قرار گیرد. افزایش سودآوری در بخش فولاد بهوضوح قابلتصور است. در شرایط کنونی اکثر صنایع از پتانسیل بالایی برای کسب بازدهی حداکثری برخوردارند و زیر ارزش ذاتی خود در حال معامله هستند. صنایعی از جمله بیمه، غذایی، داروسازی و سیمان از چشمانداز مثبتی مبنی بر افزایش سودآوری تا پایان سال برخوردارند.