اکنون جهان در حال عبور از دورهای است که در آن تجارت آزاد، کاهش تعرفهها و حداقل مداخله دولتها قواعد پذیرفتهشده بازی بود. بازگشت سیاستهای حمایتی، سیاسیشدن مواد پایهای، کوتاهشدن زنجیرههای تامین و شکلگیری نظم چندقطبی، فولاد را از یک کالای صرفا اقتصادی به ابزاری راهبردی تبدیل کرده است؛ ابزاری برای اعمال قدرت صنعتی، حفظ نفوذ اقتصادی و افزایش تابآوری کشورها در برابر فشارهای بیرونی. در چنین شرایطی، نادیدهگرفتن نقش دیپلماسی اقتصادی در آینده صنایع بزرگ، عملا به معنای واگذارکردن زمین بازی به رقباست.
از همین رو، دیپلماسی اقتصادی دیگر یک حوزه حاشیهای یا مکمل نیست، بلکه به بخشی از معادله بقا و توسعه صنایع پیشران بدل شده است. امروز حفظ بازارهای صادراتی، توسعه همکاریهای بینالمللی، جذب سرمایهگذاری و حتی عبور از موانع داخلی تجارت، بدون پشتیبانی فعال سیاست خارجی دشوار و در برخی موارد ناممکن شده است. بسیاری از چالشهای صنعت فولاد، نه از دل کارخانهها بلکه از دل سیاستهای تجاری، مقررات ارزی، محدودیتهای گمرکی و مناسبات دیپلماتیک سر برمیآورند و چالشهایی هستند که پاسخ به آنها نیازمند گفتوگوی مستقیم میان صنعت و دیپلماسی است.
در چنین بستری، آینده فولاد ایران با بازتعریف راهبردها و اصلاح نگاهها قابل ترسیم است. عبور از رویکردهای خطی، پذیرش واقعیتهای جدید جهان و ایجاد همافزایی میان سیاست خارجی و بنگاههای بزرگ صنعتی، پیششرط طراحی مسیر تازهای برای این صنعت محسوب میشود. در همین چارچوب، ابتکار فولاد مبارکه در شکلدهی به گفتوگویی راهبردی درباره آینده فولاد را میتوان نشانهای از درک این تغییر پارادایم دانست. رویکردی که نشان میدهد بزرگترین بنگاه صنعتی کشور، آینده خود را جدا از تحولات ژئواقتصادی جهان تعریف نمیکند.
برگزاری چنین گفتوگوهایی از سوی یک بنگاه صنعتی، فراتر از یک رویداد مقطعی، حامل یک پیام مهم برای سایر صنایع کشور است که مسیر توسعه در جهان امروز، از دل پیوند صنعت با دیپلماسی اقتصادی میگذرد. اگر صنایع بزرگ ایران بخواهند سهمی پایدار در بازارهای جهانی داشته باشند، ناگزیرند سیاست خارجی را بهعنوان یکی از ابزارهای راهبردی خود به رسمیت بشناسند و وارد گفتوگویی مستمر با آن شوند. در این نشست که به همت فولاد مبارکه برگزار شد، حضور همزمان نماینده عالی دیپلماسی اقتصادی کشور و مدیرعامل فولاد مبارکه، نمادی از همین تلاش برای نزدیککردن دو عرصهای بود که سالها بهصورت موازی و گاه بیارتباط حرکت کردهاند. اظهارات مطرحشده در این چارچوب، صرفا مجموعهای از سخنان پراکنده نیست، بلکه میتوان آنها را ذیل پنج هدف کلان و بههمپیوسته دستهبندی کرد؛ اهدافی که هر یک، بخشی از تصویر آینده فولاد ایران را در جهان متحول امروز ترسیم میکنند و میتوانند مبنایی برای گفتوگوهای عمیقتر میان صنعت، سیاست و اقتصاد باشند.
بازخوانی نظم جدید جهانی و تغییر جایگاه فولاد
در این محور، حمید قنبری بر این نکته تاکید کرد که جهان در حال عبور از نظم اقتصادی نسبتا باثبات دهه گذشته است؛ نظمی که بر کاهش تعرفهها، تجارت آزاد و حداقل مداخله دولتها استوار بود. به گفته او، بازگشت سیاستهای حمایتی، یارانهای و مداخلات مستقیم دولتها، در کنار چندقطبیشدن نظام جهانی و کوتاهتر شدن زنجیرههای تامین، قواعد بازی را بهطور اساسی تغییر داده است.
قنبری تصریح کرد که فولاد و سایر مواد پایهای، دیگر صرفا کالاهای اقتصادی نیستند، بلکه به ابزارهای راهبردی در مناسبات بینالمللی تبدیل شدهاند. ابزارهایی که هم در اعمال قدرت صنعتی و هم در افزایش تابآوری کشورها نقش دارند.
در همین چارچوب، سعید زرندی نیز با تاکید بر اینکه آینده صنعت فولاد را نمیتوان امتداد طبیعی و خطی گذشته تصور کرد، بر ضرورت عبور از نگاههای سنتی و تجربهمحور در سیاستگذاری و مدیریت این صنعت تاکید کرد. به گفته او تحولات شتابان فناوری، تغییر استانداردهای جهانی تولید و محیطزیست و بازتعریف مناسبات دیپلماتیک و تجاری در سطح بینالمللی، فضایی را شکل داده که ادامه مسیر با الگوهای پیشین، نهتنها مزیت رقابتی ایجاد نمیکند، بلکه میتواند جایگاه صنایع بزرگ را بهتدریج تضعیف کند.
زرندی معتقد است صنعت فولاد برای بقا و رشد در چنین محیطی ناگزیر است از «ادامه وضع موجود» فاصله بگیرد و با بازاندیشی در راهبردها، مدلهای کسبوکار و جهتگیریهای سرمایهگذاری، مسیر تازهای متناسب با واقعیتهای جدید جهان ترسیم کند.
تعریف واقعبینانه از دیپلماسی اقتصادی فراتر از تحریم
در این محور، قنبری بر فاصله گرفتن از نگاه تقلیلگرایانه به دیپلماسی اقتصادی تاکید کرد. نگاهی که ماموریت سیاست خارجی را صرفا به رفع تحریمها محدود میکند. به گفته او، حتی در صورت فراهمشدن فرصت مذاکره، رفع تحریمها معمولا مقطعی، محدود و ناپایدار است و نمیتوان توسعه، اشتغال و ارزآوری کشور را معطل چنین فرضی کرد. او تاکید داشت که دیپلماسی اقتصادی باید با فرض تداوم محدودیتها عمل کند و وظیفه خود را تسهیل کار تولیدکنندگان و صادرکنندگان بداند، نه انتظار برای گشایشهای نامعلوم.
زرندی نیز از زاویه بنگاه صنعتی، بر همین واقعبینی تاکید کرد و گفت برنامهریزی راهبردی فولاد مبارکه بر اساس شرایط واقعی محیط پیرامونی انجام شده است. محیطی که در آن، عدم قطعیت به یک متغیر دائمی تبدیل شده و نیازمند تصمیمهای بلندمدت و مقاوم است.
تمرکز بر موانع داخلی بهعنوان گلوگاه اصلی صادرات
معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه در این بخش صراحتا به انباشت مقررات و محدودیتهای داخلی اشاره کرد و گفت: «بخش عمده گلایه فعالان صنعت فولاد، نه از تحولات سیاسی بیرونی، بلکه از تعهدات ارزی، مشکلات گمرکی، مالیاتی و توقفهای طولانی در مرزها ناشی میشود.» او قیمتگذاری دستوری و سختگیریهای بازگشت ارز صادراتی را از عواملی دانست که قدرت رقابت صادرکننده ایرانی را در برابر رقبای خارجی تضعیف کرده است. به گفته او، اگر صادرکننده ایرانی با زمین بازی نابرابر مواجه باشد، حتی بهترین ظرفیت تولید نیز به مزیت رقابتی تبدیل نخواهد شد.
در همین چارچوب، زرندی با تاکید بر ضرورت اصلاح محیط کسبوکار، تصریح کرد که تحقق اهداف بلندپروازانه درآمدی و صادراتی در صنعت فولاد، صرفا با اتکا به ظرفیتهای فنی و تولیدی ممکن نیست. به باور او تا زمانی که سیاستها، مقررات و سازوکارهای حاکم بر فضای کسبوکار متناسب با الزامات رقابت جهانی بازنگری نشود، دستیابی به جایگاههای بالاتر در بازارهای بینالمللی با چالش جدی روبهرو خواهد بود. زرندی بر این نکته تاکید کرد که موانع ساختاری، از ناهماهنگیهای نهادی و مقرراتی گرفته تا محدودیتهای تجاری و ارزی، مستقیما بر توان صادراتی بنگاههای بزرگ صنعتی اثر میگذارد و بدون اصلاح این بسترها، حتی بزرگترین شرکتها نیز قادر نخواهند بود اهداف راهبردی خود را بهطور کامل محقق کنند.
بازتعریف جایگاه فولاد مبارکه؛ عبور از تناژ به ارزش
مدیرعامل فولاد مبارکه در این محور، از تغییر تمرکز راهبردی فولاد مبارکه سخن گفت. او توضیح داد که هرچند این گروه در رتبهبندی تناژی فولاد خام جایگاه میانی دارد، اما برخورداری از زنجیره کامل تولید، مزیتی است که امکان تمرکز بر ارزشآفرینی و جایگاه درآمدی را فراهم میکند.
هدفگذاری برای قرار گرفتن در میان 20 شرکت برتر فولادی جهان از منظر درآمد، دستیابی به درآمد حدود 15میلیارد دلار و تثبیت سهم 40درصدی صادرات، در همین چارچوب تعریف شده است.
قنبری نیز از زاویه دیپلماسی اقتصادی، این ضرورتِ تغییر نگاه را همسو با تحولات پرشتاب نظام جهانی ارزیابی کرد و تاکید داشت که سیاست خارجی دیگر نمیتواند نسبت به مسیر توسعه بنگاههای پیشران صنعتی بیتفاوت بماند. به باور او، در جهانی که فولاد، انرژی و مواد پایهای به ابزارهای راهبردی قدرت اقتصادی و سیاسی تبدیل شدهاند، پشتیبانی فعال سیاست خارجی از صنایع بزرگ، بخشی جداییناپذیر از راهبرد توسعه ملی است.
قنبری تصریح کرد که تحقق اهدافی مانند افزایش صادرات، توسعه بازارهای جدید و ارتقای جایگاه بینالمللی شرکتهای فولادی، بدون همراهی موثر دستگاه دیپلماسی ممکن نیست و وزارت امور خارجه ناگزیر است با شناخت دقیق از نیازهای بنگاههای پیشران، مسیرهای دیپلماتیک، تجاری و سیاسی لازم را برای پیشبرد این اهداف هموار کند.
مسیرهای آینده و مشترک و توسعه چندرشتهای
در این بخش، قنبری با نگاهی ژئواقتصادی به آینده صنعت فولاد ایران، چین، هند و قاره آفریقا را سه محور راهبردی توسعه معرفی کرد؛ مناطقی که نهتنها از منظر بازار مصرف، بلکه بهعنوان مقاصد بالقوه برای سرمایهگذاری مشترک و شکلدهی به زنجیرههای جدید ارزش اهمیت فزایندهای یافتهاند. به گفته او در شرایطی که محدودیتهای ناشی از تحریم همچنان بخشی از واقعیت اقتصاد ایران است، حضور فعال در این مناطق میتواند دسترسی پایدار به بازارهای جهانی را تضمین کند.
قنبری تاکید کرد که تولید یا سرمایهگذاری در خارج از کشور نباید بهعنوان خروج سرمایه تلقی شود، بلکه باید آن را ابزاری برای افزایش نفوذ اقتصادی، تثبیت جایگاه بنگاههای ایرانی در بازارهای بینالمللی و بازگشت ارزش افزوده به اقتصاد ملی دانست، حتی اگر مسیر بازگشت ارز، کوتاهمدت و رسمی نباشد.
در همین راستا، مدیرعامل فولاد مبارکه نیز با تشریح شش استراتژی کلیدی فولاد مبارکه، از تغییر جهتگیریهای جغرافیایی و سرمایهگذاری این گروه صنعتی سخن گفت. حرکت به سمت سواحل جنوبی کشور و توسعه پروژههای بزرگ و یکپارچه صنعتی در مناطقی چون هرمزگان و چابهار.
به گفته او، بخشی از پاسخ فولاد مبارکه به الزامات جدید تجارت جهانی و لجستیک بینالمللی است. زرندی همچنین از برنامهریزی برای سرمایهگذاری هدفمند در حوزههای غیرفولادی خبر داد و سه پیشران اصلی آینده این گروه را «اقتصاد چرخشی و فولاد سبز»، «توسعه محصولات فولادی با ارزش افزوده بالا» و «تحول دیجیتال» عنوان کرد؛ پیشرانهایی که فولاد مبارکه را از یک تولیدکننده صرف فولاد خام، به یک بازیگر چندرشتهای، نوآور و همسو با روندهای غالب جهانی در صنعت و اقتصاد تبدیل میکند.