به نوشته مجله اپل، اظهارات افلک در زمانی مطرح شد که «هوش مصنوعی بر گفتوگوها در حوزههای فیلم، فناوری و بازارهای مالی تسلط دارد». استودیوها در حال آزمایش گردشهای کاری مبتنی بر هوش مصنوعی هستند، درحالیکه شرکتهای فناوری دههامیلیارد دلار را صرف تراشهها، مراکز داده و آموزش مدلها میکنند. با توجه به این پسزمینه، افلک هوش مصنوعی را کمتر به عنوان یک انقلاب خلاقانه و بیشتر به عنوان یک ابزار بهرهوری که محدودیتهایش اغلب نادیده گرفته میشود، مطرح کرد.
نظرات ارائهشده در برنامه «تجربه جو روگان»
افلک نظرات خود را در برنامه «تجربه جو روگان» به اشتراک گذاشت، جایی که بحثها اغلب به فناوری، فرهنگ و اقتصاد کشیده میشود. او از قابلیت اطمینان خروجیهای تولید شده توسط مدلهای زبانی بزرگ انتقاد کرد و گفت که آنها اغلب نتایجی با ظاهری مطمئن اما دارای نقص تولید میکنند. از نظر او، این کاستیها هوش مصنوعی را به عنوان یک شریک خلاق واقعی نامناسب میکند. افلک استدلال کرد که بخش عمدهای از لفاظیهای پیرامون هوش مصنوعی از سوی مدیران و سرمایهگذارانی مطرح میشود که به دنبال توجیه افزایش ارزشگذاریها هستند.
او اظهار کرد که ادعاهای مربوط به جایگزینی خلاقیت انسانی با هوش مصنوعی اغراقآمیز است و خاطرنشان کرد که نسلهای اخیر مدلها پیشرفتهای فزایندهای را ارائه دادهاند، درحالیکه به طور چشمگیری به برق، دادهها و منابع محاسباتی بیشتری نیاز دارند. شک و تردید او ناشی از تجربه دست اول در فیلمسازی است، صنعتی که در آن خلاقیت، ظرافتهای احساسی و قضاوت انسانی همچنان محوریت دارند. اگرچه هوش مصنوعی میتواند در کارهای فنی کمک کند، افلک اشاره کرد که داستانسرایی هنوز به بینش انسانی بستگی دارد تا تولید متن احتمالی.
مایکل بری نگرانیها را تکرار میکند
اظهارات افلک به طور غیرمنتظرهای با حمایت مایکل بری، سرمایهگذاری که بیشتر به خاطر پیشبینی فروپاشی مسکن در سال 2008 شناخته میشود، روبهرو شد. بری آشکارا تردید افلک را تایید کرد و هشدار داد که بازارهای مالی ممکن است ارزش اقتصادی واقعی هوش مصنوعی را اشتباه قیمتگذاری کنند. بری بارها استدلال کرده است که سهام مرتبط با هوش مصنوعی با ارزشگذاریهایی معامله میشوند که اجرای تقریبا بینقص و تقاضای نامحدود را فرض میکنند.
او هشدار داده است که هزینههای سنگین این صنعت برای میکروچیپهای پیشرفته، مراکز داده پرمصرف و زیرساختهای تخصصی، در نهایت میتواند منجر به کاهش قابلتوجه ارزش سهام شود، اگر رشد درآمد نتواند با این روند همگام شود. در افشاگریهای اخیر، بری مواضعی را فاش کرد که علیه انویدیا شرطبندی میکردند که به یکی از بزرگترین ذینفعان هزینههای زیرساخت هوش مصنوعی تبدیل شده است. موضع او نشاندهنده نگرانیهایی است مبنی بر اینکه تقاضا برای شتابدهندههای هوش مصنوعی ممکن است سریعتر از آنچه سرمایهگذاران انتظار دارند، به حالت ثابت برسد، بهویژه اگر افزایش عملکرد کند شود درحالیکه هزینهها همچنان رو به افزایش باشند.
هوش مصنوعی و واقعیتهای کار خلاقانه
از دیدگاه افلک، هوش مصنوعی بیشتر احتمال دارد که اقتصاد فیلمسازی را تغییر شکل دهد تا اینکه جایگزین خود هنرمندان شود. او اظهار کرد که هوش مصنوعی بهطور فزایندهای وظایفی را که پرهزینه، تکراری یا زمانبر هستند، مانند جلوههای بصری پسزمینه، پیشتصویرسازی یا پیشنویسهای اولیه عناصر فنی، انجام خواهد داد. با این حال، افلک تاکید کرد که این کاراییها معادل خلاقیت نیستند. تصمیمگیری در مورد لحن، ریتم، شخصیتپردازی و تاثیر احساسی هنوز به قضاوت انسانی متکی است.
از این نظر، هوش مصنوعی شبیه تغییرات تکنولوژیک قبلی در هالیوود، مانند تدوین دیجیتال یا تصاویر تولید شده توسط کامپیوتر است که هزینهها را کاهش داده و امکانات را بدون از بین بردن نیاز به رهبری خلاق گسترش دادند. این دیدگاه با تعداد استودیوهایی که در حال حاضر به پذیرش هوش مصنوعی نزدیک میشوند، همسو است: «محتاطانه و اغلب در پشت صحنه.» اگرچه ابزارها ممکن است گردش کار تولید را سرعت بخشند، اما بهندرت برای تصمیمگیریهای خلاقانه نهایی مورد وثوق هستند.
اشتیاق سرمایهگذاران همچنان قوی است
بهرغم هشدارهای چهرههایی مانند بری، شور و شوق بازار پیرامون هوش مصنوعی فروکش نکرده است. صندوق قابل معامله در بورس (ETF) مربوط به هوش مصنوعی و فناوری نسل راند هیل (Roundhill Generative AI & Technology ETF) در سال 2025 بیش از 41 درصد افزایش یافت که نشاندهنده اعتماد پایدار سرمایهگذاران به این بخش است. شرکتهای بزرگ فناوری با قرار دادن هوش مصنوعی به عنوان یک تغییر بنیادی قابل مقایسه با ظهور اینترنت یا تلفنهای هوشمند، همچنان به جذب سرمایه ادامه میدهند. 
شرکتهایی مانند مایکروسافت و آلفابت منابع گستردهای را به توسعه هوش مصنوعی اختصاص دادهاند و مدلهایی را در نرمافزارهای بهرهوری، جستوجو و سرویسهای ابری ادغام کردهاند. این واگرایی بین صداهای شکاک و رفتار عطشوار بازار، تنش اصلی در دوران هوش مصنوعی را برجسته میکند. از یک طرف نگرانیهایی در مورد مصرف انرژی، کاهش بازده و انتظارات تورمی وجود دارد. از سوی دیگر، این باور وجود دارد که پذیرش هوش مصنوعی هنوز در مراحل اولیه خود است و افزایش بهرهوری در درازمدت، هزینههای فعلی را توجیه خواهد کرد.
اقدام متعادلسازی هالیوود با هوش مصنوعی
در هالیوود، بحث بر سر هوش مصنوعی با دغدغههای کارگری و هویت خلاقانه گره خورده است. نویسندگان، بازیگران و کارگردانان سوالاتی را در مورد مالکیت، جبران خسارت و استفاده از محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی مطرح کردهاند. اظهارات افلک، بازتابدهنده دیدگاه گستردهتری در میان خالقان آثار هنری است که هوش مصنوعی را ابزاری برای مدیریت میدانند، نه نیرویی که باید نتایج خلاقانه را تعیین کند. استودیوها همچنین به درک مخاطب توجه دارند. اتکای بیش از حد به محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی، بهویژه در دورانی که بینندگان به طور فزایندهای نسبت به نحوه ساخت فیلمها و سریالها حساس هستند، خطر تضعیف اصالت را به همراه دارد. در نتیجه، احتمالا پذیرش هوش مصنوعی در سرگرمی به صورت تدریجی باقی خواهد ماند و بر بهرهوری به جای نوآوری متمرکز خواهد بود.
صدایی هشداردهنده در عصر حکمفرمایی هوش مصنوعی
شک و تردید افلک به معنای رد کامل هوش مصنوعی نیست. در عوض، این فرض را که هوش مصنوعی نشاندهنده جهشی اجتنابناپذیر به سوی خلاقیت مستقل یا رشد اقتصادی بیحد و مرز است، به چالش میکشد. او با قرار دادن هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری پشتیبان به جای جایگزینی برای قضاوت انسانی، در مقابل روایتهایی که هوش مصنوعی را به عنوان یک راهحل جامع به تصویر میکشند، نوعی موازنه ارائه میدهد. این دیدگاهها، در کنار هشدارهای مالی مایکل بری، شکاف فزاینده بین خوشبینی به هوش مصنوعی و واقعگرایی در مورد آن را برجسته میکنند.
اینکه آیا بازارها در نهایت دوباره تنظیم میشوند یا همچنان به سرمایهگذاریهای جسورانه پاداش میدهند، همچنان یک سوال بیپاسخ است، اما صداهایی مانند افلک نشان میدهد که گفتوگو پیرامون هوش مصنوعی در حال دقیقتر شدن است. با گسترش هوش مصنوعی در صنایع مختلف، بحث از تواناییهای این فناوری در تئوری به عملکرد آن در صحنه عمل تغییر میکند. چه در هالیوود و چه در والاستریت، این تمایز میتواند در تعیین اینکه آیا انتظارات امروز در طول زمان پابرجا میمانند یا خیر، تعیینکننده باشد.