شناسه : ۲۹۹۷۱۶۸ - پنجشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۴۹
استاد جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» تشریح کرد
ریشههای انباشت مطالبات در دانشگاهها
دنیای اقتصاد :
دانشگاه در ایران فراتر از یک نهاد آموزشی، همواره به عنوان حافظهجمعی و بازنماییکننده نارضایتیهای اجتماعی در دورانهای مختلف عمل کرده است و رخدادهای دیماه ۱۴۰۴ را باید در امتداد همین سنت تاریخی و تبدیل شدن یک واقعه سیاسی به زخمی نمادین در ذهن نسل جدید تحلیل کرد؛ نسلی که به دلیل فرسایش امید به اصلاحات، تضعیف تشکل ...
علیرضا کاظمیمقدم: روزنامه «دنیای اقتصاد» در گفتوگو با محمد امیرپناهی، جامعهشناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی به بررسی ابعاد ریشههای اعتراضات اخیر پرداخته تا تصویری از مختصات دانشگاهها امروز ایران داشته باشد. امیرپناهی در تشریح آنچه وضعیت پرالتهاب در دانشگاهها ایران را به ارمغان آورده است، گفت: کنشگری سیاسی دانشجویی در ایران را بدون در نظر گرفتن ریشههای تاریخی آن نمیتوان درک کرد. بر این باورم آنچه اکنون در جریان است، تا حدود زیادی در امتداد حافظهجمعی جنبش دانشجویی ایران قابل فهم مینماید؛ بدین معنا که وقتی به پیشینه این جنبش از دهه 1330 به بعد مینگرید، درمییابید که معمولا در لحظاتی فعال شده است که بخشی از جامعه، احساسِ انسداد سیاسی همراه با بیعدالتی داشته است. این مسالهای است که از دهه 1330 تاکنون، شواهد و مثالهای متعددی برای آن وجود دارد. هرگاه در سطح ملی رویدادی با بار نمادین رخ داده است، از 16 آذر گرفته تا حوادث تیر 1378 که بنده خود در آن مقطع دانشجوی دانشگاه تهران بودم و نیز سالهای 1388، دیماه 1396 و نهایتا 1401، دانشگاه به سرعت واکنش نشان داده است.
زخمی نمادین در حافظه نسل جوان
وی با بیان اینکه دانشگاه در ایران صرفا یک نهاد آموزشی نیست و نخواهد بود، تصریح کرد: «دانشگاه به طور تاریخی یکی از مهمترین فضاهای تولید گفتمان انتقادی و بازنمایی نارضایتیهای اجتماعی در جامعه ایران بوده و هست. از این رو، رخدادهایی که در دیماه 1404 به وقوع پیوست، اگر با آن روایتِ خشونت در ذهن جامعه ثبت شده باشد، به زعم بنده در چارچوب همین الگو قرار میگیرد؛ یعنی تبدیل یک واقعه سیاسی به زخمی نمادین در حافظه نسل جوان و دانشجویان. آنچه اعتراضات دانشجویی پس از حوادث دیماه را قابلتوجه میسازد، همزمانی چند روند انباشته در سالیان و دهههای اخیر است.»
مرگ اصلاحات تدریجی
این استاد دانشگاه نخستین دلیل اعتراضات دانشجویی اخیر را فرسایش طولانیمدتِ امید به اصلاح تدریجی در میان بخشهای وسیعی از دانشجویان و به تبع آن در گسترهای وسیعتر در جامعه ایرانی دانست و عنوان کرد: «دانشجوی دهه 1400، برخلاف نسل اصلاحات، تجربه زیستی از گشایش پایدار سیاسی ندارد و افق آینده را بیش از گذشته مبهم میبیند. این امر حساسیت جنبش دانشجویی را نسبت به رویدادهای خشونتآمیز افزایش میدهد؛ چرا که آنها این مسائل را نه یک استثنا، بلکه نشانهای از یک بنبست ساختاری تفسیر میکنند.»
امیرپناهی اضافه کرد: «ما امروزه با دگرگونی در شکل کنشگری دانشجویی مواجه هستیم. برخلاف دهههای گذشته که تشکلهای بزرگ دانشجویی توانایی انباشت اعتراض را داشتند، امروزه شاهد نوعی کنشگری شبکهای، سریع و کمدوام هستیم. بنابراین پس از یک واقعه خشونتبار، احتمال جهشهای اعتراضی کوتاهمدت بسیار بالاست، اما تبدیل آن به یک جنبش پایدار دشوار میشود؛ زیرا میانجیها و تشکلهای دانشجویی در این سالها تضعیف شدهاند. این همان پارادوکسی است که امروزه مشاهده میکنیم: حساسیت بالای دانشجویان به رخدادها و بسیج سریع، در کنار انباشت سازمانی ضعیف در بدنه این تشکلها.»
حذف تشکلهای میانجی
این جامعهشناس با تاکید بر این نکته که رادیکالیزه شدن سیاسی در چنین شرایطی قابل انتظار است، دلیل این رفتارهای رادیکال را تشریح کرد: «این خشونتی که مشاهده میکنید، نتیجه زوال و تضعیف میانجیها، تشکلها، نهادهای جامعه مدنی و ابزارهایی است که دانشجویان در سالیان مختلف از طریق آنها میتوانستند با حاکمیت و نظام سیاسی وارد تعامل و چانهزنی شوند. بنابراین اکنون حاصل کاشتههای گذشته را درو میکنیم . یعنی تضعیف تشکلهای سیاسی دانشجویی معمولا در نهایت به تودهای شدن جامعه و رادیکالیسم سیاسی میانجامد. این موضوع قابل انتظار است که جامعهشناسان در این سالها هشدارهای متعددی درباره آن داده بودند، اما متاسفانه این هشدارها تاثیری در ذهنیت سیاسیون و دولتمردان نداشته است.»
اهمیت همدلی جمعی
امیرپناهی معتقد است مساله همدلی جمعی در چنین شرایطی بسیار مهم است و در همین رابطه اظهار کرد: «اگر روایت دی 1404 در ذهن عمومی جامعه و بدنه دانشجویی تثبیت شده باشد، دانشجویان خود را بیش از آنکه صرفا یک گروه صنفی دانشگاهی ببینند، بخشی از یک رنج عمومی تلقی میکنند. این امر قاعدتا میتواند دامنه همدلی را گسترش داده و آن را به یک واقعه نمادین و همیشه حاضر تبدیل کند؛ واقعهای که همواره پتانسیل فعال نگه داشتن اعتراض در فضای دانشگاه و جامعه ایرانی را داراست.»
رادیکالیزه شدن یا مهاجرت
معاون پژوهشی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه در پاسخ به این سوال که به نظر شما ثمره بیتوجهی به مطالبات دانشجویی و احتمال برخوردهای تند با دانشجویان چه خواهد بود، عنوان کرد: «بنده معتقدم این برخوردها قاعدتا میتواند منجر به دو نتیجه یا دو پیامد و روند مشخص شود. نخست اینکه بخشی از بدنه دانشجویی به سمت کنشگری اعتراضی پرریسکتر حرکت کند؛ یعنی رادیکالیزه شده و حرکتهای پرخطرتری را در دستور کار قرار دهد و تلاش کند همواره در مواجهه با نیروهای مختلف درون یا بیرون دانشگاه که آنها را به عنوان نیروی مقابل خود تعریف میکند، دست به رفتارها و حرکتهایی خاص بزند. این روندی است که میتوان پیشبینی کرد. روند دیگری که انتظار وقوع آن میرود، این است که بخشی از بدنه دانشجویی بخواهد از میدان سیاست کنارهگیری کند.
وی خاطرنشان کرد: «هنگامی که هزینه کنش سیاسی در قالب تعلیق، اخراج از دانشگاه یا حتی فراتر از آن، بازداشت توسط نهادهای امنیتی افزایش مییابد، ممکن است بخشی از دانشجویان مجبور شوند به صورت فردی از میدان سیاست خارج شوند؛ خواه از طریق سازوکارهایی نظیر مهاجرت یا کنارهگیری از سیاست و پناه بردن به نوعی اعتراض خاموش و سکوت. البته این سکوتی است که همواره پتانسیل اعتراضی در درون آن وجود دارد. ممکن است این نیز روندی باشد که در درون دانشگاه شاهد آن باشیم. بنابراین تصور میکنم این حرکتها نهایتا یا به رفتارهای پرریسکتر و دامنهدارتر که به فضای بیرون از دانشگاه و بدنه اجتماعی سرایت میکند ختم میشود، یا برعکس، موجب میشود بخش قابلتوجهی از دانشجویان برای کاهش هزینههای سیاسی خود، از میدان سیاست و کنشگری کنارهگیری کنند.»