حیات نو، 14/7/81
در این مقاله، مفهوم «پلورالیسم » و ویژگی های یک جامعه پلورال بررسی می گردد . خمیرمایه این اصطلاح را مشارکت مردمی از طریق احزاب و گروه های تصمیم گیرنده و عدم تمرکز قدرت در دست یک فرد یا دولت تشکیل می دهد . چنین مشارکتی از انحراف قدرت جلوگیری کرده و مصالح عمومی را تامین می کند . از دید کثرت گرایان، نقش دولت، در نظارت کلی و اموری مانند سازمان دهی مستقیم یا غیرمستقیم اقتصاد، مالیات بندی، حفظ امنیت فردی و ملی، و روابط اجتماعی خلاصه می شود . در جامعه پلورال، مشارکت سیاسی به حضور افراد در انتخابات منحصر نمی شود . آنان در عرصه های گوناگون سیاسی دخالت و نظارت می کنند و شهروندانی فعال هستند . حضور نیرومند احزاب و گروه ها در چنین جامعه هایی به افزایش تصمیم گیری مردم از طریق احزاب می انجامد و موجب نظارت بیشتر بر کار دولتمردان سیاسی می شود . از سویی احزاب، علاوه بر نقش جهت دهی به دولت و نظارت بر آن، تفکر مشارکتی را نیز تقویت می کنند و با آموزش اعضا، آنان را به طور خودکار به مشارکت فرامی خوانند . در جامعه کثرت گرا تفکر مشارکتی نسل به نسل منتقل می شود که البته ممکن است با تغییراتی نیز همراه باشد . جوامع متکثر از رسانه های گروهی نیرومندی برخوردارند که جریان های سیاسی را هدایت می کنند . اما اصلی ترین و درونی ترین ویژگی این جوامع، آزادی های فردی و اجتماعی است; ویژگی ای که بدون آن نه تنها حزب وانجمنی باقی نمی ماند تا مشارکت حاصل شود، بلکه انقلاب های اجتماعی موجب زوال حاکمیت می شود .