
دز همچنان زیر پایمان میخروشد؛ عصبانی با چهرهای سرخ و پر گلولای و ما چشمان پر وحشتمان را به اکبر و آقامعلم دوختهایم که حالا ایستاده روی سیم بکسلهای نازک، گرگر را به هر جانکندنی هل میدهند به آن طرف دز؛ جایی که مدرسه چادرنشینان ایل بختیاری بزرگ آنجاست. این راه، مسیر همیشگی آقامعلم است.