اشاره :
در کتاب شریف «الزام الناصب» که درباره حضرت صاحب الزمان، علیه السلام و ابعاد وجودی آن حضرت نگاشته شده یکصد و هشتاد و شش اسم، لقب و کنیه برای آن حضرت ذکر شده است.
هر یک از این اسماء (که جمگلی از میان روایات و کتب سالفه گردآوری شده) نشان دهنده شأنی از شؤونات حضرت حجت، علیه السلام است و آشنایی با آنها امکان درک و کسب معرفت بیشتری را فراهم می آورد. بهمین منظور در این ویژه نامه برخی از این اسماء، القاب و کنیه ها را با شرحی کوتاه تقدیم حضور مشتاقان می کنیم.
بقیة اللّه : باقیمانده خدا در زمین.
خلیفة اللّه : جانشین خدا در میان خلایق.
وجه اللّه : مظهر جمال و جلال خدا، سمت و سوی الهی که اولیای حق رو به او دارند.
باب اللّه : دروازه همه معارف الهی، دری که خداجویان برای ورود به ساحت قدس الهی، قصدش می کنند.
داعی اللّه : دعوت کننده الهی، فرا خواننده مردم به سوی خدا، منادی راستین هدایت الی اللّه .
سبیل اللّه : راه خدا، که هر کس سلوکش را جز در راستای آن قرار دهد سرانجامی جز هلاکت نخواهد داشت.
ولی اللّه : سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهی، دوست خدا.
حجة اللّه : حجت خدا، برهان پروردگار، آن کس که برای هدایت در دنیا، و حساب در آخرت به او احتجاج می کنند.
نوراللّه : نور خاموشی ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدی، مایه هدایت رهجویان.
عین اللّه : دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستی، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان.
سلالة النّبوّة: فرزند نبوت، باقیمانده نسل پیامبران.
خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر(ص).
علم الهدی: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه ، نشان مسیر حقیقت.
سفینة النجاة: کشتی نجات، وسیله رهایی از غرقاب ضلالت، سفینه رستگاری.
عین الحیوة: چشمه زندگی، منبع حیات حقیقی.
القائم المنتظر: قیام کننده مورد انتظار، انقلابی بی نظیری که همه صالحان چشم انتظار قیام جهانی اویند.
العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.
السیف الشاهر: شمشیر کشیده حق، شمشیر از نیام برآمده در اقامه عدل و داد.
القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهای سیاه فتنه و جور.
شمس الضلاّم: خورشید آسمان هستی ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.
ربیع الانام: بهار مردمان، سرفصل شکوفایی انسان، فصل اعتدال خلایق.
نضرة الایام: طراوت روزگار، شادابی زمان، سرّ سرسبزی دوباره تاریخ.
الدین المأثور: تجسم دین، تجسید آیین برجای مانده از آثار پیامبران، خود دین، کیان آیین، روح مذهب.
الکتاب المسطور: قرآن مجسم، کتاب نوشته شده با قلم تکوین، معجزه پیامبر در هیئت بشری.
صاحب الامر: دارنده ولایت امر الهی، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.
صاحب الزمان: اختیاردار زمانه، فرمانده کل هستی به اذن حق.
مطهّرالارض: تطهیر کننده زمین که مسجد خداست، از بین برنده پلیدی و ناپاکی از بسیط خاک.
ناشرالعدل: برپا دارنده عدالت، برافرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتی.
مهدی الامم: هدایتگر همه امت ها، راه یافته راهنمای همه طوایف بشریت.
جامع الکلم: گردآورنده همه کلمه ها براساس کلمه توحید، وحدت بخش همه صفها.
ناصر حق اللّه : یاریگر حق خدا، یاور حقیقت.
دلیل ارادة اللّه : راهنمای مردم به سوی مقاصد الهی، راه بلد و راهبر انسانها در راستای اراده خداوند.
الثائر بأمراللّه : قیام کننده به دستور الهی، برانگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.
محیی المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهای اهل ایمان.
مبیرالکافرین: نابود کننده کافران، درهم شکننده کاخ کفر، هلاک کننده کفار.
معزّالمؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.
مذلّ الکافرین: خوار کننده کافران، درهم شکننده جبروت کفرپیشگان.
منجی المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایی بخش استضعاف کشیدگان.
سیف اللّه الذی لاینبو: شمشیر قهر خدا که کندی نپذیرد.
میثاق اللّه الذی اخذه: پیمان بندگی خدا که از بندگان گرفته شده.
مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مرکز پیدایش زمان.
ناموس العصر: نگهدارنده زمان، کیان هستی دوران.
کلمة اللّه التامه: کلمه تامه خداوند، حجت بالغه الهی.
تالی کتاب اللّه : تلاوت کننده کتاب خدا، قاری آیات کریمه قرآن.
وعداللّه الذی ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلف ناپذیر الهی.
رحمة اللّه الواسعة: رحمت بی پایان خدا، لطف و رحمت بی کرانه پروردگار رحمت گسترده حق.
حافظ اسرار رب العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهای ربوبی.
معدن العلوم النبویّه: گنجینه دانش های پیامبری ـ خزانه معارف نبوی.
نظام الدین: نظام بخش دین.
یعسوب المتقین: پیشوای متقین.
معزّالاولیاء: عزت بخش یاران.
مذلّ الاعداء: خوارکننده دشمنان.
وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران.
نور ابصار الوری: نور دیدگان خلایق.
الوتر الموتور: خونخواه شهیدان.
کاشف البلوی: برطرف کننده بلاها.
المعد لقطع دابر الظلمه: مهیا شده برای ریشه کن کردن ظالمان.
المنتظر لاقامة الامت والعوج: مورد انتظار برای از بین بردن کژیها و نادرستی ها.
المترجی لازالة الجور والعدوان: مورد آرزو برای برطرف کردن ستم و تجاوز.
المدّخر لتجدید الفرائض والسنن: ذخیره شده برای تجدید واجبات و سنن الهی.
المؤّمل لاحیاء الکتاب و حدوده: مورد امید برای زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.
جامع الکلمة علی التقوی: گردآورنده مردم براساس تقوی.
السبب المتصل بین الارض والسماء: واسطه بین آسمان و زمین، کانال رحمت حق بر خلق.
صاحب یوم الفتح و ناشر رایة الهدی: صاحب روز پیروزی و برافرازنده پرچم هدایت.
مؤلف شمل الصلاح والرضا: الفت دهنده دلها براساس رضایت و درستکاری.
الطالب بدم المقتول بکربلا: خونخواه شهید کربلا.
المنصور علی من اعتدی علیه وافتری: یاری شده علیه دشمنان و افترازنندگان.
المضطر الذی یجاب اذا دعی: پریشان و درمانده ای که چون دعا کند دعایش مستجاب شود.