تعرفه تبلیغات در خواندنی ها
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها
خواندنی ها برچسب :

قتل

شب حادثه به بهانه میهمانی به خانه‌اش رفتیم، اما مقتول متوجه شد که قصد سرقت داریم و شروع به سر و صدا کرد. می‌خواستیم فرار کنیم که مرا گرفت و من هم به ناچار دست به چاقو شدم و دو ضربه به مقتول زدم. بعد از آن فرار کردم و به خارج از کشور رفتم.
در ادامه تحقیقات مشخص شد مدیر ساختمان با یکی از دوستانش به نام سیامک نیز اختلاف داشته است. از این‌رو سیامک هم شناسایی و بازداشت شد که او نیز عنوان کرد از ماجرای آتش‌سوزی اطلاعی ندارد.
به هیچ وجه نمی‌توانستم صدای خروپف‌های او را تحمل کنم! چند بار بیدارش کردم و گفتم، این قدر خروپف نکن! ولی نشد! تا این که خشم سراسر وجودم را فراگرفت و با سنگی که داخل اتاق بود، چند ضربه از پشت به سرش کوبیدم.
می‌خواستم با امید صحبت کنم و از او مهلت بگیرم تا بتوانم پول را به او برگردانم. اما قرار‌مان به دعوا ختم شد و از روی عصبانیت، من با چاقویی که داشتم به او ضربه زدم. بعد هم از ترس اینکه گرفتار شوم جسد را به نزدیکی باغ انگوری انتقال دادم.
آن روز من خیلی عصبانی شدم و رسول را کتک زدم می‌خواستم تنبیه شود به همین خاطر با سیگاری که دستم بود او را سوزاندم، اما ناگهان از هوش رفت و بعد هم متوجه شدم نفس نمی‌کشدو
شاکی خودرواش را در کنار خیابان پارک کرد و به سراغ سارقان موتورسوار رفت. بین آن‌ها درگیری رخ داد و در نهایت یکی از موتورسواران چاقویی از جیبش بیرون آورد و چند ضربه به وی زد. ضرباتی که مرگ مرد جوان را رقم زد و او کشته شد.
طفل یک سال و نیمه درحالی که گریه می‌کرد کنار جسد مادر نشسته و سرش را روی بدن مادر گذاشته و او را تکان می‌داد تا بلند شود و در آغوشش بگیرد.
من خیلی ناراحت شدم و اعتراض کردم. آرش با عصبانیت به من حمله کرد و من هم با واردکردن ضرباتی سعی کردم عصبانیتم را خالی کنم. همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد. آن‌قدر موضوع سریع اتفاق افتاد که من نمی‌توانستم دیگر کاری بکنم.
دختر متهم گفت: پدرم من را هم مانند مادرم تهدید کرد. او گفت من تاکنون دو نفر را کشته‌ام و باز هم می‌توانم آدم بکشم. اگر از مادرت طرفداری بکنی تو را هم می‌کشم. پدرم مدعی بود به جز سعید فرد دیگری به نام شهروز را هم کشته است.
در بررسی‌های اولیه و طبق اظهارات شاهدان، مقتول که پسری حدوداً 20 ساله بود، با ضربه چاقو به قفسه سینه‌اش به قتل رسیده بود.