
من دیوانهی بنزم. این را پنهان نمیکنم. من با منطقِ سردِ مهندسی به خودرو نگاه میکنم، اما قلبم همیشه سمت اشتوتگارت بوده؛ سمت آن آرامش سنگین، آن تشخص خاموش، آن وقاری که مرسدسبنز سالهاست بلد است بدون فریاد زدن منتقل کند. با این حال، وقتی صحبت از بیامو سری ۷ میشود، دیگر نمیشود ساده رد شد. سری ۷ آمده که نه فقط رقیب باشد، بلکه تعریف بازی را بههم بزند. آمده که بگوید لوکس بودن فقط نرمی و سکوت نیست؛ لوکس میتواند هوشمند، تیز، حسابشده و حتی جسور باشد.
به گزارش تابناک؛بیامدبلیو سری ۷، پرچمدار سدانهای فولسایز این برند است؛ خودرویی در کلاس F-segment، همان جایی که اسکلاس مرسدس، آئودی A8 و لکسوس LS سالهاست میداندارند. اما تفاوت سری ۷ از همان ابتدا در فلسفه شکل میگیرد. اگر اسکلاس بیشتر برای کسی ساخته شده که میخواهد عقب بنشیند و دنیا را از پشت شیشه دودی تماشا کند، سری ۷ برای کسی است که هنوز دلش میخواهد رانندگی کند؛ حتی اگر رانندهی شخصی داشته باشد.
در نسلهای مختلف، سری ۷ همیشه کمی جلوتر از زمان خودش حرکت کرده. گاهی این جلوتر بودن هزینه داشته، گاهی باعث سوءتفاهم شده، اما هرگز محافظهکار نبوده. از نسل E38 که هنوز هم برای خیلیها زیباترین سدان لوکس تاریخ است، تا E65 جنجالی با طراحی کریس بنگل که نصف دنیا را عصبانی کرد و نصف دیگر را به فکر فرو برد، تا نسلهای بعدی که کمکم فهمیدند لوکس بودن در قرن بیستویکم یعنی تکنولوژیِ پنهانشده زیر پوست خودرو.

نسل فعلی بیام دبلیو سری ۷، بهخصوص با کد G70، نقطهای است که دیگر نمیشود گفت «بیامو دارد شبیه بقیه میشود». برعکس، بیامو تصمیم گرفته متفاوت باشد، حتی اگر همه دوست نداشته باشند. جلوپنجرهی عظیم، خطوط جسورانه، چراغهای دوطبقه و آن چهرهای که یا عاشقش میشوی یا از آن بدت میآید، دقیقاً همان کاری است که یک پرچمدار باید بکند: بیتفاوت نگذارد.
اما ظاهر، فقط شروع ماجراست. سری ۷ را باید از جایی فهمید که مهندسی شروع میشود. شاسی CLAR بیامو که در این خودرو به کار رفته، ترکیبی است از فولادهای فوقمقاوم، آلومینیوم و در برخی نسخهها فیبرکربن. این یعنی بدنهای سفت، دقیق و در عین حال سبکتر از چیزی که از این ابعاد انتظار داری. نتیجه؟ خودرویی که با وجود طول بیش از ۵.۳ متر، در پیچها رفتار یک سدان اسپرت بزرگ را حفظ میکند.
تعلیق در سری ۷ داستان خودش را دارد. سیستم تعلیق بادی تطبیقی با کنترل الکترونیکی، نه فقط ارتفاع خودرو را بسته به شرایط تنظیم میکند، بلکه دائماً در حال خواندن سطح جاده است. دوربینها، سنسورها و واحد کنترل مرکزی، پیش از آنکه چرخ به دستانداز برسد، تصمیم میگیرند چه میزان سفتی یا نرمی لازم است. این همان جایی است که بیامو میگوید لوکس بودن میتواند فعال باشد، نه منفعل.
فرمانپذیری، یکی از نقاطی است که سری ۷ عملاً مرز کلاس لوکس را جابهجا میکند. سیستم فرمانپذیری چرخهای عقب باعث میشود در سرعتهای پایین، این غول شهری مثل یک سدان متوسط بچرخد و در سرعتهای بالا، بهشکل عجیبی پایدار شود. این همان چیزی است که بنز با آرامش حل میکند و بیامو با مهندسی تهاجمی.

در بخش قوای محرکه، سری ۷ همیشه بازیگر متنوعی بوده. از موتورهای شش سیلندر خطی که امضای کلاسیک بیامو هستند، تا V8های قدرتمند و حالا نسخههای تمامبرقی با نام i7. نکته مهم اینجاست که حتی نسخههای بنزینی و دیزلی هم بهنوعی الکتریکی شدهاند؛ سیستمهای Mild Hybrid نه برای نمایش، بلکه برای بهبود پاسخ گاز، کاهش مصرف و نرمتر شدن انتقال قدرت.
نسخه i7 شاید بزرگترین اعلام موضع بیامو باشد. یک سدان لوکس تمامبرقی که نه میخواهد شبیه تسلا باشد و نه میخواهد گذشته را انکار کند. باتری بزرگ، برد قابلقبول، سکوت مطلق و در عین حال همان حس وزن، تعادل و کنترل که از یک بیامو انتظار داری. اینجا دیگر بحث صفر تا صد نیست؛ بحث این است که آیا میتوانی با یک خودروی الکتریکی هم احساس «رانندگی» داشته باشی یا نه. بیامو جوابش را داده.
کابین سری ۷ جایی است که اختلاف سلیقهها اوج میگیرد. اگر اسکلاس را دوست داری، احتمالاً در نگاه اول کابین سری ۷ کمی شلوغ بهنظر میرسد. اما وقتی چند دقیقه در آن زندگی کنی، میفهمی که همهچیز حسابشده است. نمایشگر خمیدهی بزرگ، ترکیب دیجیتال کلاستر و مولتیمدیا، نورپردازی پویا، متریال با کیفیت بالا و آن حس تکنولوژی زنده که مدام با تو تعامل میکند.

صندلیهای عقب، مخصوصاً در نسخههای لانگ، دیگر فقط جای نشستن نیستند؛ فضای زندگیاند. نمایشگر بزرگ عقب، سیستم صوتی مرجع، تنظیمات مستقل تهویه، ماساژور، و حتی پردههایی که حس سالن خصوصی میدهند. بیامو اینجا عملاً میگوید: اگر قرار است عقب بنشینی، باید بدانی که این عقبنشینی انتخاب بوده، نه اجبار.
ایمنی در سری ۷ وارد فاز پیشبینی شده. سیستمهای کمکراننده، از کروز کنترل تطبیقی تا حفظ خودرو بین خطوط، تشخیص عابر، مانور خودکار در پارکینگ و حتی تغییر مسیر نیمهخودکار، همه در سطحی هستند که دیگر کمتر حس میکنی با ماشین کار میکنی؛ انگار یک سیستم هوشمند در حال همکاری با توست. این همان آیندهای است که آرام، بیسروصدا و بدون شعار وارد زندگی شده.

کلاسهای مختلف سری ۷، از نسخه استاندارد تا لانگ، از بنزینی تا دیزلی و الکتریکی، از پکیجهای اسپرت تا لوکس خالص، نشان میدهند که بیامو فهمیده مشتری این کلاس یک تیپ آدم نیست. یکی رانندگی را میخواهد، یکی سکوت را، یکی تکنولوژی را و یکی فقط پرستیژ را. سری ۷ تلاش کرده همه را پوشش دهد، بدون آنکه هویت خودش را بفروشد.
و حالا اعتراف آخر. بهعنوان کسی که هنوز اسکلاس را معیار لوکسبودن میداند، باید بگویم بیامو سری ۷ دیگر صرفاً «رقیب» نیست. او یک نگاه متفاوت است به اینکه سدان لوکس قرن جدید چه باید باشد. شاید هنوز اگر بخواهم انتخاب احساسی بکنم، کلید ستارهی سهپر را بردارم؛ اما اگر بخواهم با منطق، مهندسی و آیندهنگری قضاوت کنم، سری ۷ خودرویی است که نمیشود نادیدهاش گرفت.
این ماشین نیامده دل همه را ببرد. آمده که بحث ایجاد کند، خط بکشد، مرزها را جابهجا کند و حتی طرفداران بنز را مجبور به فکر کردن کند. و همین، دقیقاً همان کاری است که یک پرچمدار واقعی باید انجام دهد.