گروه جهاد و مقاومت مشرق - مجموعه کتابهای راوی جبهه شمالغرب را خانه متن سین تهیه و تدارک دیده و انتشارات فاتحان آن را روانه بازار نشر کرده است. کتاب «جاده زیردید» روایتی از نبرد رزمندگان اسلام در تامین امنیت بانه است که به همت آیت معروفی آماده انتشار شده است.
این کتاب را انتشارات فاتحان منتشر کرده است.
بخشی از این کتاب خواندنی را با هم مرور می کنیم.
15 اردیبهشت، طرح عملیاتی به نام دو شهید تیپ قدس، شهید یگانه فرد و شهید محمدی از طرف قرارگاه حمزه ابلاغ شد. تیپ قدس سپاه با چهار گروهان گردان قدس ارتش با پنج گروهان گردان جندالله بانه، گروه ضربت کوخان، گردان حضرت رسول بانه و گردان نبی اکرم سقز نیروهای عمل کننده بودند.
کمبودها را با نیروهای جند الله سقز و بوکان و دیواندره بر طرف کردند. دو سه شب پیشمرگان در چند نوبت فرماندهان گردانها و گروهان ها را از مسیر بانه تا «بلکه» بردند تا منطقه را دقیق بشناسند. در مسیر مناطق استقراری را به آنها نشان دادند و فرماندهان از نزدیک عوارض منطقه و طول مسیر را دیدند.
عصر یکشنبه 18 اردیبهشت 1362 یک ستون از نیروهای سپاه با تجهیزات کامل رفت سمت جاده بانه سقز ستون دیگر هم به سمت جاده بانه سردشت رفت قرار شد این دو همان جا گشت راه بیندازند و ذهن ضد انقلاب را منحرف کنند. همزمان با آنها، دو ستون از نیروهای اصلی، هوا که تاریک شد، حرکت کردند سمت دو محور مسلط بر «بلکه» و «آرمرده».
قرار بود این نیروها در مسیر بر قلههای مسلط بر مسیر بانه-آرمرده- بلکه مستقر شوند تا ستون موتوری روز بعد را تامین کنند. همچنین نیروهایی تهاجمی در دامنه هر قله مستقر کنند تا بتوانند بر روستاهای اطراف و ضد انقلاب احتمالی در آنها مسلط شوند.
بعد از شش ساعت هر دو گروه به اهدافشان تا آرمرده رسیدند و یکی از گروه ها هم در مسیر به شدت درگیر شد اما در نهایت موفق شدند.
ضد انقلاب که تصور میکرد عملیات نخست رزمندگان از محور بوالحسن به آلوت خواهد بود غافل گیر شد اما سریع نیروهایش را جمع کرد و از ساعت 4:30 صبح در هر سه محور با رزمندگان درگیر شدند.
ستون نیروها صبح زود از بانه به سمت اهداف عملیات حرکت کرد و در راهش روستاها را پاکسازی کرد و پیش رفت. آنها در چند منطقه استراتژیک پایگاه زدند و قبل از شب خود را به گیاهرنگ در مقابل بلکه رساندند.
تا عصر بیشتر مناطق و روستاهای اطراف امن شده بودند و فقط گروهی از رزمندگان در منطقه تاران و گندمان درگیر بودند. وسط درگیری هواپیماهای عراقی به منطقه آمدند و نقاط مختلفی را بمباران کردند که اصلا موفق نبودند. شب رزمندگان بر ارتفاعات مشرف به گندمان و ارتفاعات مالبند و کانی جولکه مستقر شدند.
محور 25 کیلومتری آرمرده بلکه در مرز و ارتفاعات مشرف به شهرک آرمرده پس از چهار سال آزاد شد. بین بویین و بوالحسن هم شکاف عملیاتی ایجاد شد و اتحاد ضد انقلاب گست. پس از آزادسازی این منطقه واحد مهندسی سپاه و جهاد سازندگی ماموریت خود را برای احداث جاده آغاز کردند.
در مرحله دوم، نیروها رفتند سراغ محور بانه بویین پایین تا خودشان را به هنگ زال و نهنی برسانند. جاده بوبین به هنگ ژال و مرز سیرانبند سمت شیلر مسلط شوند. این مسیر استراتژیک جاده جنگلی و پیچیده بویین به هنگ ژال و نوار مرزی بود که به شیلر میرسید و ضد انقلاب خیلی راحت میتوانست از آن به عراق رفت و آمد کند.
برای همین رزمندگان قبلا چند بار تلاش کرده بودند بر آن مسلط شوند که نتوانسته بودند. در بویین سفلی خباتی ها و دمکرات ها بسیار بودند. در مسیر 24 کیلومتری بانه تا بویین هم بر هر ارتفاعی دیدهبان گذاشته بودند تا هر حرکت نیروهای سپاه و ارتش را زیر نظر داشته باشند. حتی در سه راهی بویین سقز هم ایست و بازرسی گذاشته بودند. پایینتر از بویین در عباس آباد هم نیروهای کومله قرارگاه فرماندهی مستقر داشتند.
طبق طرح قرارگاه قرار شد یک گروهان از جندالله یا نه ارتفاعات چیچوران را بگیرد و دو گروهانش ارتفاعات کانه حلزون راه یک گروهان از جندالله سقز هم ارتفاعات پشت خوری آباد و عباس آباد را بگیرد. سه گروهان یگان قدس، ارتش ارتفاعات نهنی را یک گروهان قدس ارتش ارتفاعات هنگ ژال و یک گروهان نیروهای تیپ قدس سپاه هم ارتفاعات ولی آباد را بگیرند.
با این برنامه هم زمان نیروها به بیش تر ارتفاعات مسلط منطقه حمله میکردند. شب 22 اردیبهشت که نیروها حرکت کردند باران شدید بود. منطقه سرد بود و سوز شدیدی میآمد. ضد انقلاب احتمال نمی داد که این همه نیرو در چنین شبی حرکت کنند. نیروها حرکت کردند و قبل از روشن شدن هوا به اهدافشان رسیدند.
حتی نیروهایی که از بویین پیشتر رفته بودند هم بر ارتفاعات نهنی و هنگ ژال مسلط شدند.
صبح که هوا روشن شد، منطقه تامین بود و ستون خودرویی از بانه به سمت مرز حرکت کرد. هر چه ستون جلوتر میآمد ضد انقلاب عقبتر رفت تا جایی که رفتند توی خاک عراق. عراق هم بانه و جاده عباس آباد را بمباران کرد. که تلفاتی نداشت. شب عملیات تعداد نیروهای عمل کننده آن قدر زیاد بود و چنان خوب اصل غافلگیری را رعایت کرده بودند که ضدانقلاب اصلا توان مقابله را در خود ندید و فرار کرد.
برای مرحله سوم قرار بود بروند سراغ مسیر زرواو - بوالحسن که نزدیک مرز سردشت بود و ضدانقلاب خودش را برای حفظ آن کاملا آماده کرده بود. چرا که اولا از دست دادنش به منزله از دست دادن مهمترین ارتفاع منطقه، گاکر بود و ثانیا همه میدانستند هدف اصلی بعثت این منطقه است. فرماندهان میدانستند که در روستاهای سمت چپ جاده (کیوه رود، برده بوک خُجَک و گردنه بوالحسن و انجینه) خباتیها پایگاه و نیرو دارند و در «سیاحومه»، بند ژاژ ارتفاعات گاکر و اطرافش نیروهای دمکرات با انواع تیربارها و تله های انفجاری منتظرشان خواهند بود.
فرماندهان همه نیروهای تیپ قدس و گردان های جندالله و نبی اکرم بانه را به سقز فرستادند، خبر در منطقه پیچید و همه تصور کردند بعد از دو پیروزی، سپاه عملیات را متوقف کرده است. در سقز فرماندهان چند روزی روی ماکت نیروها را توجیه و سازماندهی کردند تا این که بنا به دستور قرارگاه حمزه غروب 26 اردیبهشت، نیروها با سلاح و مهمات و تجهیزات کامل سوار ماشینهای حمل گوشت شدند.
ماشینها آنها را به بانه و سه راهی زرواو بردند. شنود میگفت نیروهای ضدانقلاب گفتهاند چند خودروی حمل گوشت در جاده است. از سه راهی تا بلندی ها نیروها بیست کیلومتر پیاده پیش رفتند. مسئله اصلی تعداد زیاد نیروهای ضدانقلاب در ارتفاعات گاکر و تاسیسات و مهمات فراوانشان بر این ارتفاعات بود.
3 صبح نیروها به گاکر رسیدند. نیروهای دمکرات سریع از سیاحومه و آلوت آمدند و روی گاکر پاتک زدند. عراق هم از آنها با آتش توپخانه پشتیبانی کرد اما نیروهای تیپ قدس و پیشمرگان مسلمان کرد تا 8 صبح مقاومت کردند.
ستون از سه راهی زرواو به سمت گردنه بوالحسن حرکت کرد و در مسیر چند مین ضدزره را خنثی کرد و حدود 8 صبح به منطقه درگیری در گردنه بوالحسن رسید. در گردنه با کاتیوشا و تفنگ 106 سنگرهای دشمن در ارتفاعات خجک منهدم شد.
حسن رستگارپناه: «از ساعت 3 بامداد درگیری شروع شد و تا 11 همان روز 27 اردیبهشت، سعی میکردند در نقاط مختلفی که هنوز در اختیار داشتند با ما درگیر شود. البته بخش مهمی از گاکر به دست نیروهای ما نیفتاد چون وقتی نیروها به روستا رسیدند دیدند همه اهالی روستا از منافقین هستند و انها هم که زیاد و مسلح بودند، گروه ما را تار و مار کردند.