کمدی بیشک یکی از سختترین ژانرهای تاریخ هنر است. ارسطوی بزرگ در کتاب فن شعر، کمدی را تقلید از انسانهای پستتر میداند که هدفش برانگیختن خنده است، نه تحقیر واقعی. پس بر خلاف تصور عموم کمدی جنبههای زیادی دارد و به راستی سخت است. کمدی اگر بیش از حد باشد لودگی و اگر کمتر از حد باشد بیمزگی است. تاریخ هنر نیز همواره کمدی را به عنوان ژانری مهم معرفی کرده است. پس وقتی به فیلمی چون Fackham Hall نظر میکنیم، نه به عنوان فیلمی ساده بلکه باید به عنوان فیلمی در ژانری سخت به آن نظر کنیم. آیا این اثر توانسته کمدی خلق کند؟
شروع فیلم در همان چند ثانیه اول خوب است. راوی به خوبی درباره فرهنگ بورژوازی بریتانیا گفته و تصاویر زیبا این کاخ تماشایی را به مخاطب نشان میدهند. همهچیز در حد عالی است. تصاویر نوید فیلمی تماشایی و قابل تحمل را میدهند. اما با ورود بازیگران به فیلم و دیالوگهای زننده و تند که در تلاش برای خلق کمدی نوشته شدهاند، فیلم ضربه جدی میبیند. در همین چند دقیقه اول ما را مجبور میکند درباره کمدی و نحوه خلق آن فکر کنیم. کمدی بیشک معطوفِ به زمانبندی درست و فضاسازی مناسب است. فیلم بدون فضاسازی و زمانبندی و صرفا با تکیه بر دیالوگ سعی در خلق کمدی دارد. این خود از ایرادهای اصلی فیلم است. کمدی که تنها بر دیالوگ بنا باشد اصلا موفق به خلق کمدی نخواهد شد. کمدی رابطه تنگاتنگی با اجرای بدن بازیگران و میمکهای کاراکترها دارد. در بدن بهترین بازیگران تاریخ کمدی چاپلین افسانهای و باستر کیتون هستند.
در میمک نیز لورل و هاردی نه تنها بهترینهای کمدی سینمایی بلکه بهترین کمدینهای تاریخ هستند. دقت داشته باشید که در آثار کیتون و چاپلین ما عملا دیالوگ نداریم و بیس خنده در اجرای بازیگران است. در لورل و هاردی نیز این میمیک صورت است که کمدی خلق میکند و دیالوگ شاید مکمل آن بوده باشد. در Fackham Hall ما نه میمیک داریم و نه اجرای بدن. بار اصلی کمدی بر دوش دیالوگهاست. اینکه دیالوگهای خندهدار هستند یا نه موضوع دیگری است، اما اینکه هیچ یک از اجزای سینمایی را در اثر نداشته باشیم و سعی کنیم کل کمدی را تنها با دیالوگ خلق کنیم، تصوری اشتباه و غیر سینمایی است. پس حداقل در دید من و در آن چند دقیقه ابتدایی مشخص شد که اصلا فیلمی خندهدار و کمدی را شاهد نیستم. دیالوگها شاید خندهای مقطعی از مخاطب بگیرند اما کمدی نیستند. کمدی مقدس است. چارچوب دارد و سخت میشود به آن رسید. با لودگی و مسخرهبازی مخاطب خنده را تجربه شاید بکند اما کمدی و حس کمدی را تجربه نخواهد کرد.

در ابتدای مقاله به کمدی از دید ارسطو اشاره کردم. مایلم کمی بیشتر درباره کمدی نوشته و رابطه آن را با فیلم بررسی کنم. ارسطو در فن شعر کمدی را در نسبت با تراژدی تعریف میکند و هرچند بخش مستقل و منسجمی از کتاب که بهطور کامل به کمدی پرداخته باشد به دست ما نرسیده، از اشارات موجود میتوان چارچوب نظری او را با دقتی قابل اتکا بازسازی کرد. ارسطو کمدی را گونهای از محاکات میداند؛ یعنی تقلید یا بازنمایی کنش انسانی. تفاوت بنیادین آن با تراژدی در موضوع تقلید است: تراژدی انسانها را بهتر از آنچه هستند مینمایاند، حال آن که کمدی انسانها را بدتر از آنچه هستند بازمینماید. اما این بدتر بودن به معنای شرارت اخلاقی یا پلیدی عمیق نیست.
ارسطو تصریح میکند که کمدی با نوعی زشتی سر و کار دارد که دردناک یا ویرانگر نیست؛ زشتیای خفیف، نقصی کوچک، یا لغزشی انسانی که خندهانگیز میشود بیآن که رنجی جدی پدید آورد. از همینرو کمدی نه به شر مطلق، بلکه به ضعفهای روزمرهی انسان میپردازد. در این تلقی، خنده واکنشی سطحی یا صرفاً فیزیولوژیک نیست، بلکه نتیجهی ادراک فاصلهای است میان آنچه انسان میپندارد هست و آنچه در عمل هست. کمدی این فاصله را آشکار میکند؛ از خلال اغراق، وارونگی، یا برملا کردن تناقضهای رفتاری. بدین معنا، کمدی نزد ارسطو واجد نوعی کارکرد شناختی است: ما با خندیدن، به شناختی ضمنی از محدودیتها و حماقتهای انسانی دست مییابیم.
حال در رابطه با Fackham Hall مثلا فیلم برای اضافه کردن چاشنی جذابیت، سرگرمی و یا شاید حتی کمدی، کاراکتر تالکین نویسنده بزرگ ارباب حلقهها را به اثر اضافه کرده است. نمیخواهم بگویم که این عمل توهین به این نویسنده بزرگ بوده است (که بوده) اما اگر توهین هم نباشد، جذاب و کمدی هم نبود. اینکه شخصیتی چنان بزرگ را به اثری چنین کوچک آورده و نحوه نوشتن این رمان را مسخره کنید، در دید مخاطب عام اصلا خندهدار نیست. یا در بخش عمدهای از فیلم، فیلمساز تلاش میکند تا با مسخره کردنِ بورژوازی به سبکِ بونوئل، کمدی خلق کند. بورژوازیهای تن پرور که از طبقه کارگر به عنوان صندلی استفاده میکنند، مسخره است و پوچ. استفاده از کلیشههایی است که در پروسه نقد با زبان کمدی، به لودگی تبدیل میشود. در نیم پرده پایانی هم تم جنایی به اثر اضافه میشود. اضافه شدن تم جنایی به این دلیل است که این کمدی دست و پا شکسته حتی یک ساعت هم دوام نیاورد و برای از نفس نیافتن فیلم این تم به اثر اضافه شد. اما این مورد نیز همچون کمدی دست و پا شکسته است. نه به تنهایی جنایی است و نه در ترکیب با کمدی به چیز جذابی تبدیل میشود. پس فیلم مجموعهای از شکستهاست. شکست در قصه و روایت آن. شکست در کمدی. شکست در جنایی و تعلیق و در پایان شکستی در ترکیب کردن و وحدت بخشیدن به همه این موارد.
در بحث تکنیک میتوان ادعا کرد که دوربین کارگردان بد نیست. توانسته به عمارت زیبا هویت بدهد و بازیگران در آن جای افتادهاند. قصه از سوی دیگر اصلا خوب نیست. فیلمنامه نه روایت منسجم دارد و نه به کاراکترهایش هویت داده است. کاراکتر سیندرلایی و پسر فقیر که درنهایت عاشق یکدیگر میشوند هم کلیشهای است و به روند فیلم کمکی نکرده است. بازیگران هم به دلیل فیلمنامه ضعیف نتوانستهاند با نقشهایشان ارتباط بگیرند و همین هم دلیل ضعف در بازی آنهاست. قاببندی تصاویر شاهکار هم نباشد تماشایی و زیباست. تدوین و رنگبندی هم خوب است و توانسته حداقلها را برآورده کند. مشکل در این است که نبود فُرم و هویت کمدی باعث شده تا چند نکته مثبت فیلم هم دیده نشود.

در پایان، میتوان گفت که Fackham Hall به هیچوجه نتوانسته است به استانداردهای یک کمدی واقعی دست یابد. از همان ابتدا، فیلم با وعدهای که در تصاویر زیبا و نمای بصری خود میدهد، مخاطب را به دام میاندازد، اما به سرعت از اجرای صحیح ژانر باز میماند. دیالوگهایی که به جای ایجاد خندهای هوشمندانه، تنها به لودگی میانجامند و به وضوح فاقد زمانبندی و فضاسازی لازم برای خلق کمدی هستند، ضعف اصلی فیلم محسوب میشوند. اگرچه فیلمساز سعی دارد تا با اغراق در شخصیتها و موقعیتها به نقد اجتماعی بورژوازی بپردازد و از کاراکتر تالکین بهرهبرداری کند، این تلاشها در نهایت به تلاشی غیرموثر و غیرقابل باور تبدیل میشود که نه تنها کمدی را به همراه ندارد بلکه از نظر سینمایی نیز فاقد نوآوری و خلاقیت است.
در مواجهه با Fackham Hall باید اذعان کرد که فیلم نه تنها در خلق کمدی موفق نبوده، بلکه در ارائه یک تجربه سرگرمکننده نیز شکست خورده است. تضادها و تمهای مختلفی که به فیلم افزوده میشوند از نقد طبقات اجتماعی تا جنایی بودن بخشهایی از داستان نه تنها باعث پیچیدگی غیرضروری میشوند، بلکه انسجام کلی فیلم را به هم میزنند. در نتیجه، نه فیلم یک کمدی در خور توجه است و نه بهطور کامل میتواند سرگرمکننده باشد.
منبع: گیمفا