یکی از جراحیهای بزرگ اقتصادی که در سال 1389 و در دولت دهم به کار گرفته شد، اصلاح سیستم توزیع به عنوان یکی از ارکان این سیاست مدنظر دولت وقت بود که پس از گذشت نزدیک به یک و نیم دهه به نظر میرسد موفقیت زیادی در این حوزه حاصل نشده است.
کارشناسان معتقدند یکی از ابزارهایی که دولت در خلال سالهای گذشته با حمایت از آن میتوانست بخش زیادی از اصلاح ساختاری سیستم توزیع را انجام دهد، استفاده از اهرم «فرانچایز» بهخصوص در حوزه فروشگاهی و در کالاهای اساسی است؛ مکانیسمی که نمونههای موفقی از آن در کشور وجود دارد که میتواند به عنوان الگو برای شبکه توزیع مورد توجه قرار گیرد.
فرانچایز (Franchise) در توزیع کالا، مدلی از همکاری تجاری است که در آن یک شرکت صاحب برند و مدل کسبوکار (فرانچایز گیرنده) به یک شخص یا شرکت دیگر (فرانچایز گیرنده) اجازه میدهد کالاها یا خدمات او را تحت همان نام تجاری و چارچوب مشخص، توزیع یا عرضه کند.
واقعیت آن است که سیستم سنتی توزیع در ایران که در خلال نزدیک به دو تا سه دهه گذشته تلاش شد تا از طریق تاسیس هایپرمارکتها، از آن عبور شود، هنوز به قوت خود باقی است. این مساله عامل اصلی بسیاری از نابسامانیها در حوزه توزیع از جمله احتکار کالا یا فروش خارج از سیستم است؛ مسألهای که در دنیای امروز به دلیل عمومیت یافتن فروشگاههای زنجیرهای و هایپرمارکتها تا حد زیادی مرتفع شده است. فرانچایزها در واقع همان سوپرمارکتهای محلی و بقالیها هستند که با ریسک کمتر، در قالب شبکهای سیستماتیک فعالیت میکنند و در عین حال با توسعه این مدل، نابسامانیهای حوزه توزیع و فروش خارج از سیستم تا حد زیادی کنترل میشود.
در خلال سالهای اخیر که کشور در مواردی با چالش توزیع کالا روبهرو شده، فروشگاههای زنجیرهای و سیستمهای توزیع متکی بر فرانچایز، نقش موثری در کنترل و عدالت در توزیع کالا و نظارت بر فروش با قیمتهای مصوب ایفا کردند.
مدلهایی همچون شرکت فروشگاههای زنجیرهای افق کوروش، به عنوان یک شرکت بورسی که 81.7 درصد از سهام آن متعلق به شرکت مدیریت صنعت خردهفروشی کوروش و زیرمجموعه گروه صنعتی گلرنگ است و 49هزار سهامداران شخصی نیز دارد، نشان دادند که مدل «فرانچایز» تا چه حد میتواند در بهبود زنجیره توزیع کالا و در عین حال افزایش دسترسی به کالاهای همسان و هم قیمت در سراسر کشور، موثر باشد.
در عین حال، بررسیها نشان میدهد، وضعیت مالی و سهامداری افق کوروش کاملا شفاف و قابل ردیابی است. همچنین 100درصد سهام این فروشگاهها به بخش خصوصی، با مالکیت مردمی تعلق دارد.
بررسی وضعیت مالکیت فروشگاههای زنجیرهای افق کوروش نیز نشان میدهد رقمی در حدود 57.5 درصد از مالکیت فروشگاههای مذکور بر مبنای روش فرانچایز و 42.48 درصد از آن شرکتی اجارهای است که نشاندهنده سهم بالای مشارکت مردمی در اداره این فروشگاهها و به علاوه سهم مناسب آن در کارآفرینی و اشتغالزایی در کشور است.
طبق بررسیها، فروشگاههای زنجیرهای افق کوروش، کاملا از نهادهای نظامی، عمومی و دولتی مستقل بوده و شایعات مربوط به ارتباط این فروشگاهها با نهادهای نظامی و دولتی کاملا بیاساس است.
در عین حال، این سیستم که یک فرصت مناسب توزیع کالا را با استفاده از مدل فرانچایز ایجاد کرده، الگوی بسیار مناسبی از توزیع کالا با استفاده از روش فرانچایز در حوزه کالاهای اساسی است. هم اینک تجربه مناسبی که افق کوروش و شرکتهای مشابه آن از جانبو و دیلی مارکت گرفته تا یاران دریان و... به کار گرفتهاند، باعث شده بسیاری از کسبوکارهای صنعت غذا و رستوران و کافیشاپ نیز در ایران رشد یابند؛ از جمله میتوان به فستفودهای شیلا، پیتزا سیب، هایدا و... اشاره کرد.
کارشناسان اقتصادی معتقدند استفاده از مکانیسم «فرانچایز» در شبکه توزیع کالا در کشور، برای افزایش شفافیت ضروری است و باید شرایط برای ورود شرکتهای بخش خصوصی همچون تجربهای که گلرنگ از خود نشان داد، فراهم شود.
استفاده از یک برند و سیستم آزمایششده، احتمال شکست را کاهش میدهد و نقش مهمی در آموزش فراهم میکند. تامین مواد اولیه، تجهیزات و نرمافزارهای مدیریتی، امکان تبادل تجربه با دیگر فرانچایزیها و بهرهمندی از یک شبکه بزرگتر همگی از جمله مزایای مدل «فرانچایز» هستند که آینده شبکه توزیع را در کشور متحول خواهند کرد.