ماهان شبکه ایرانیان

باغبان غنچه‌ها

باغبانی بود در یک گل‌خانه بزرگ و زیبا. او غنچه‌های کوچولو را دوست داشت و آنها را بزرگ می‌کرد تا به خورشید لبخند بزنند و باران را به خانه‌هایشان راه بدهند

باغبان غنچه‌ها
باغبانی بود در یک گل‌خانه بزرگ و زیبا. او غنچه‌های کوچولو را دوست داشت و آنها را بزرگ می‌کرد تا به خورشید لبخند بزنند و باران را به خانه‌هایشان راه بدهند. این باغبان صبح تا شب، از غنچه‌ها مراقبت می‌کرد. غنچه‌ها بزرگ می‌شدند و گل می‌دادند و باغبان آها را به باغ می‌برد. گل‌ها باغ را زیبا و خوش‌بو می‌کردند. گل‌ها هر جا بودند، همه جا را زیبا می‌کردند. تمام سعی باغبان این بود که گل‌ها پژمرده و پرپر و خشکیده نشوند.
هر کودکی یک باغبانی د ارد. هر مدرسه، خانه گل‌های زیباست. معلم‌ها، باغبان‌های دلسوز و کودکان، غنچه هستند. یکی از بزرگ‌ترین معلم‌های ایران، استاد مطهری بود که گل‌های زیادی را پرورش داد.
خدایا! دلم می‌خواهد مثل همه باغبان‌‌ها، غنچه‌های خوبی تربیت کنم. خدایا! دلم می‌خواهد غنچه‌های خوب من هم به گل‌های زیبایی تبدیل شوند. خدایا! ممنون که گلزار بزرگی از گل‌های زیبا ساخته‌ای. خدایا! تو را دوست دارم. باغبان‌ها را دوست دارم. معلم‌ها را دوست دارم.
منبع ماهنامه قاصدک شماره 52
قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان