در برنامه «تیتریک» امروز، سهشنبه 7 بهمن 1404، مجموعهای از مهمترین تحولات اقتصادی، مالی و ژئوپلتیک ایران و جهان را بررسی کردیم؛ از کارنامه «قانون جوانی جمعیت» و پرسش جدی درباره اثربخشی وام فرزندآوری، تا موقعیت استراتژیک ایران در نظم جدید اقتصادی جهان.
در ادامه، به حساسترین هفته فصل گزارشهای مالی شرکتهای بزرگ جهانی پرداختیم و نقش بیگتکها، هوش مصنوعی و گزارشهایی که میتوانند مسیر بازارهای جهانی را تغییر دهند، زیر ذرهبین رفت.
در بخش بازارهای داخلی، روند قیمت دلاری مسکن و دلایل افت آن به محدودههای پایینتر از میانگین تاریخی بررسی شد و سپس به سراغ بورس تهران رفتیم؛ جایی که پس از یک رالی کمسابقه، شاخص کل در آستانه از دست دادن کانال 4 میلیونی قرار گرفته و فضای بازار از «امید ارزی» به «ریسکگریزی سیاسی» تغییر فاز داده است.
در بخش بینالملل نیز، تحولات کمسابقه در ساختار قدرت چین را مرور کردیم؛ از بازجویی و برکناری ژنرال بلندپایه ارتش تا پیامدهای سیاسی و نظامی پاکسازیهای گسترده شی جینپینگ و تأثیر آن بر آمادگی ارتش چین و معادله تایوان.
هدف وام فرزندآوری محقق شد؟
بررسی دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد «قانون جوانی جمعیت» با وجود گذشت چهار سال از اجرای آن، نتوانسته به اهداف تعیینشده خود در حوزه افزایش فرزندآوری دست پیدا کند؛ موضوعی که ضرورت بازنگری و اصلاح این قانون را بیش از پیش برجسته میکند. اصولاً یکی از وظایف سیاستگذار، تدوین و اجرای قوانینی است که به بهبود معیشت و ثبات زندگی خانوارها منجر شود و بدیهی است هر سیاستی باید بهصورت مستمر مورد ارزیابی قرار گیرد تا میزان اثربخشی آن بر جامعه هدف مشخص شود. تجربه اقتصاد ایران نیز نشان داده تداوم سیاستهای ناکارآمد، هزینههای سنگینی بر اقتصاد تحمیل میکند؛ نمونه بارز آن، سیاست ارز 4200 تومانی بود که با وجود اهداف حمایتی، به دلیل فسادزا بودن سالها ادامه یافت و نهایتاً لغو شد.
قانون جوانی جمعیت که در سال 1400 با محوریت مشوقهای مالی از جمله پرداخت وام فرزندآوری تصویب شد، با هدف کاهش روند نزولی جمعیت طراحی شده بود. هرچند ارزش حقیقی این تسهیلات طی سالهای اخیر و پس از تعدیل تورم افزایش یافته و در سال 1403 به اوج خود رسیده است، اما آمارهای ثبت احوال روایت دیگری دارند. تعداد تولدها که در سال 1395 حدود یکمیلیون و 500 هزار نفر بود، در سالهای بعد بهطور مستمر کاهش یافته و این روند تا تابستان امسال نیز ادامه داشته است؛ بهطوری که تنها در تابستان، تولدها نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود 12 هزار نفر کاهش نشان میدهد.
این شکاف میان افزایش مشوقهای مالی و کاهش فرزندآوری، بیش از هر چیز به تضعیف شاخصهای کلان اقتصادی بازمیگردد. تورم بالا، نااطمینانی اقتصادی و فشار معیشتی، تصمیم خانوارها برای فرزندآوری را دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح است که آیا تداوم تخصیص دهها هزار میلیارد تومان تسهیلات بدون اصلاح بستر اقتصاد کلان میتواند به هدف افزایش جمعیت منجر شود، یا آنکه «قانون جوانی جمعیت» نیز نیازمند بازنگری اساسی پیش از تبدیلشدن به تجربهای پرهزینه و کماثر است.
ایران و شانس استراتژیک در هزاره جدید
ایران در موقعیتی منحصر به فرد ایستاده، جایی که سه قدرت بزرگ اقتصادی—جنوب خلیج فارس، هند و چین در حال شکلگیری هستند. جغرافیا به ایران فرصتی تاریخی داده، اما این فرصت فقط برای کشوری است که بتواند با سیاستگذاری هوشمند و فعال، نقش خود را در تحولات جهانی ایفا کند.
اگر ایران نتواند این شانس را به درستی مدیریت کند، ممکن است این موقعیت به حسرتی بزرگ بدل شود.
کدام شرکتها گزارش مالی خود را منتشر میکنند؟
این هفته یکی از حساسترین و تعیینکنندهترین مقاطع فصل گزارشهای درآمدزایی شرکتها در بازارهای جهانی به شمار میرود؛ هفتهای که میتواند مسیر حرکت بازارها در ماههای آینده را تا حد زیادی مشخص کند. در مجموع، 103 شرکت از شاخص S&P 500 گزارشهای مالی خود را منتشر میکنند؛ عددی قابل توجه که اهمیت این بازه زمانی را دوچندان میکند. هر یک از این شرکتها نماینده بخشی کلیدی از اقتصاد جهانی هستند و عملکرد آنها میتواند سیگنالهایی مهم برای بازار سهام، ارز، کالا و حتی انتظارات مربوط به سیاست پولی ارسال کند.
تمرکز اصلی بازار، بدون تردید، بر شرکتهای بزرگ فناوری یا همان بیگتکها قرار دارد. سرمایهگذاران بهطور ویژه سرعت رشد خدمات ابری و بازده سرمایهگذاریهای سنگین در حوزه هوش مصنوعی را رصد میکنند. رشد Azure، Google Cloud و نحوه تبدیل هزینههای سنگین هوش مصنوعی به درآمد پایدار، معیار اصلی ارزیابی این شرکتهاست. در این میان، جایگاه شرکتها در چرخه جدید AI و ورود به فاز تجاریسازی، بهویژه در حوزه «اینفرنس»، اهمیت مضاعفی پیدا کرده است.
گزارش اپل بهعنوان بزرگترین شرکت بورسی جهان، اثر مستقیمی بر شاخصها دارد؛ تمرکز بازار بر تقاضای آیفون، وضعیت فروش در چین و رشد بخش خدمات است. مایکروسافت باید نشان دهد سرمایهگذاریهای عظیمش در AI به درآمد واقعی منجر شده و متا نیز پس از بهبود سودآوری، حالا با آزمون رشد درآمد روبهروست. تسلا، نیمههادیها، مصرفکننده، انرژی و صنعت نیز با گزارشهای خود تصویر کاملتری از وضعیت اقتصاد واقعی ارائه میدهند.
در مجموع، این هفته میتواند به یکی از نقاط عطف فصل گزارشها تبدیل شود؛ هفتهای که نهتنها عملکرد شرکتها، بلکه چشمانداز اقتصاد جهانی را شفافتر خواهد کرد.
روند تغییرات قیمت دلاری مسکن
یکی از مهمترین دغدغههای سرمایهگذاران در اقتصاد ایران، همواره حفظ قدرت خرید و کسب بازدهی بالاتر از نرخ تورم بوده است. به همین دلیل، مقایسه عملکرد بازارهای مختلف از جمله ارز، طلا، بورس و مسکن، جایگاه ویژهای در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری دارد. بازار مسکن نیز بهعنوان یکی از سنتیترین گزینهها، همواره با شاخصهای متعددی مورد ارزیابی قرار میگیرد که یکی از مهمترین آنها «قیمت دلاری مسکن» است.
قیمت دلاری مسکن این مزیت را دارد که علاوه بر نمایش وضعیت درونی بازار ملک، نسبت آن با بازار ارز را نیز روشن میکند. بررسیهای تاریخی نشان میدهد از دهه 80 تاکنون، میانگین قیمت هر مترمربع آپارتمان در تهران معمولاً در محدوده 1100 تا 1200 دلار نوسان کرده که میتوان آن را خط تعادل تاریخی بازار دانست. تجربه دو دهه اخیر حاکی از آن است که افت قیمت دلاری مسکن به زیر این محدوده، معمولاً جذابیت نسبی سرمایهگذاری در این بازار را افزایش میدهد و بالعکس، عبور از این سطح به معنای ورود مسکن به فاز گرانی است.
پس از سال 1396، قیمت دلاری مسکن عمدتاً پیرامون همین میانگین حرکت کرده، اما نقاط عطف مهمی نیز به چشم میخورد. جهش ارزی سال 1397 باعث عقبماندگی موقت مسکن نسبت به دلار شد، اما این فاصله در سالهای بعد جبران شد. در مقابل، سال 1402 با سرکوب نسبی نرخ ارز و ورود سرمایهها به بازار ملک، قیمت دلاری مسکن به سطوح بالاتر از میانگین تاریخی رسید.
با این حال، شرایط امسال متفاوت است. قیمت دلاری مسکن به محدوده 800 تا 900 دلار سقوط کرده؛ کاهشی که ریشههای آن را باید در نااطمینانی سیاسی، افت سرمایهگذاری ساختمانی، کاهش تقاضای جمعیتی، ضعف رشد اقتصادی و بحران نقدشوندگی بازار جستوجو کرد. در مجموع، تا زمانی که این متغیرهای کلان تغییر نکنند، انتظار چرخش معنادار در روند بازار مسکن چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد.
شاخص کل بورس کانال 4میلیونی را از دست میدهد؟
بازار سرمایه ایران در سال 1404 یکی از پرنوسانترین و در عین حال معنادارترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است. بررسی روند شاخص کل نشان میدهد بورس طی یک رالی تقریباً چهارماهه، از کف حدود 2 میلیون و 400 هزار واحدی در اوایل شهریور، با رشدی نزدیک به 90 درصد به قله تاریخی بالای 4 میلیون و 500 هزار واحد رسید؛ رشدی که در بستر سنگینترین ریسکهای سیستماتیک، از تنشهای ژئوپلتیک تا سایه جنگ، رقم خورد.
محرک اصلی این جهش، افزایش ریسکپذیری سرمایهگذاران بر پایه انتظارات ارزی بود. بازار سهام عملاً با پیشخور کردن اثر رشد نرخ ارز بر سودآوری شرکتها، بهویژه بنگاههای بزرگ و صادراتمحور، حرکت کرد. سیاست تکنرخیسازی ارز و شکاف قابلتوجه میان نرخ تالار دوم مرکز مبادله و بازار آزاد، در مقطعی زمینه رانت ارزی را فراهم کرد؛ اما با افزایش تدریجی نرخ مؤثر شرکتهای بورسی و کاهش فاصله به حدود 15 درصد، سودآوری صنایع وابسته به ارز تقویت شد و همین عامل، تمرکز نقدینگی را به سمت نمادهای بزرگ سوق داد. نتیجه آن بود که شاخص کل حدود دو برابر شاخص هموزن رشد کرد.
پس از ثبت سقف تاریخی در دیماه، بازار وارد فاز اصلاح شد و شاخص کل حدود 10 درصد عقبنشینی کرد. همزمان، نسبت P/E بازار به محدوده 8 واحد کاهش یافت؛ عددی که در مقایسه با بازده حدود 39 درصدی اوراق دولتی، همچنان ریسک بالای سهام را یادآور میشود. واقعیت این است که بورس در ماههای گذشته «آینده را خرید»؛ اما اکنون با تشدید ریسکهای سیاسی، کفه ترازو از امید ارزی به سمت ریسکگریزی متمایل شده و در کوتاهمدت، تداوم نوسانات و فشار فروش دور از انتظار نیست.
برکناری ژنرال بلندپایه ارتش چین
تحولات اخیر در ساختار قدرت چین نشان میدهد «پاکسازی» دیگر صرفاً یک مفهوم تاریخی در سیاست پکن نیست، بلکه به ابزاری فعال برای بازتعریف اقتدار در دستان شی جینپینگ تبدیل شده است. اعلام بازجویی از ژنرال ژانگ یوکسیا، نایبرئیس کمیسیون مرکزی نظامی و یکی از قدرتمندترین چهرههای ارتش چین، نهتنها شوکی سیاسی ایجاد کرد، بلکه پیامی روشن به بدنه حزب کمونیست فرستاد: در نظم جدید، وفاداری مطلق بر هر پیوند تاریخی و شخصی مقدم است.
ژنرال ژانگ، که از دوستان دوران کودکی شی و از فرزندان نسل انقلابیون مائو به شمار میرفت، سالها بهعنوان چهرهای نفوذناپذیر در ارتش شناخته میشد. اما سقوط او، همراه با برکناری ژنرال لیو ژنلی، نشان داد رئیسجمهور چین در مسیر تحقق اهداف راهبردی خود، حتی نزدیکترین متحدان را نیز مصون نمیداند. این اقدام عملاً به معنای فروپاشی لایه اول فرماندهی ارتش خلق چین بود؛ رخدادی که تحلیلگران آن را بیسابقه در تاریخ مدرن چین توصیف میکنند.
از سال 2023 تاکنون، شی جینپینگ حدود دوسوم فرماندهان ارشد نظامی را کنار گذاشته است. اگرچه روایت رسمی، این اقدامات را در چارچوب مبارزه با فساد توضیح میدهد، اما در لایههای عمیقتر، هدف اصلی تثبیت اقتدار فردی و حذف هرگونه کانون قدرت مستقل ارزیابی میشود. منتقدان هشدار میدهند حذف مستمر ژنرالهای باتجربه، توان عملیاتی ارتش را تضعیف کرده و ابهاماتی در آمادگی رزمی ایجاد کرده است؛ موضوعی که حتی در گزارشهای پنتاگون نیز بازتاب یافته.
با این حال، به نظر میرسد شی ارتشی کاملاً مطیع را—even با هزینه کاهش موقت کارایی—بر هر گزینه دیگری ترجیح میدهد؛ ارتشی که در مسیر هدف نهایی، یعنی مسئله تایوان، بدون چونوچرا فرمانپذیر باشد. پاکسازیهای اخیر جایگاه شی جینپینگ را مستحکمتر از همیشه کرده، اما همزمان بهای قدرت مطلق را نیز یادآور میشود: تنهایی در رأس هرم قدرت.