کربلا بود و حسین علیه السلام

ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین(ع)     پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسینهر طرف پرپر گلی از شاخه ای افتاده بود     واندر آن گلشن خزان لاله ها بود و حسینداشت در آغوش گرمش آخرین سرباز را     ز آن همه یاران، علی اصغر به جا بود و حسینآخرین سرباز هم غلطید در خون گلو     بعداز آن گل، خیمه ها ماتم سرا بود و حسینیک طرف جسم علمدار رشید کربلا     غرقه در ...

ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین(ع)     پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسین
هر طرف پرپر گلی از شاخه ای افتاده بود     واندر آن گلشن خزان لاله ها بود و حسین
داشت در آغوش گرمش آخرین سرباز را     ز آن همه یاران، علی اصغر به جا بود و حسین
آخرین سرباز هم غلطید در خون گلو     بعداز آن گل، خیمه ها ماتم سرا بود و حسین
یک طرف جسم علمدار رشید کربلا     غرقه در خون، دستش از پیکر جدا بود و حسین
عون و جعفر، اکبر و اصغر به خون خود خضاب     کربلا چون لاله زاران با صفا بود و حسین
تیر باران شد تن سالار مظلومان (فراز)     هر طرف از شش جهت تیر بلا بود و حسین


منبع : سید تقی قریشی (فراز)
قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان