لامارتین، شاعر و نویسندهی فرانسوی میگوید: «منشاء هر کار بزرگی زن است، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمیشود». زنان همواره در جهان، در عرصههای مختلف فعال بودهاند و خصوصا در ترویج و پیشرفت فرهنگ، هنر، ادبیات و علم، نقش بهسزایی داشتهاند. زنان، بخش جداییناپذیر ادبیات هستند و نمیتوان نقش آنها را در ادبیات نادیده گرفت. مصطفی مستور در اینباره در کتاب «استخوان خوک و دستهای جذامی» مینویسد: «اگه زنی در کار نباشه، عشقی هم در کار نیست. شکسپیر و حافظ و رومئو وژولیت و شیرین و فرهاد ول معطلاند. اگه روزی زنها بخواند از این جا برند، تقریبا همهی ادبیات و سینما و هنر دنیا رو با خودشون باید ببرند.»
بنیتا هر هفته به بررسی زندگینامه و معرفی آثار زنان شاعر و نویسنده میپردازد. در این قسمت، به بهانهی سالمرگ فهیمه رحیمی، رمان نویس ایرانی، نگاهی به زندگی و آثار این بانوی نویسنده خواهیم داشت.
![فهیمه رحیمی](/Upload/Public/Content/Images/1396/04/30/0816440450.jpg)
اگر متولد دهههای پنجاه یا شصت باشید، احتمالا در کوچه باغ یادهای ذهنتان، جایی برای این بانو دارید. فهیمه رحیمی رماننویس معاصر ایرانی است که در سال 1331، چشم به جهان گشود.
او از همان کودکی، علاقمند ادبیات بود و به طور جدی ادبیات را دنبال میکرد. رحیمی در سن 9 سالگی اولین فعالیت ادبی جدی خود که قطعهی ادبی به نام «دلم برای پروانه میسوزد» بود را منتشر کرد.
فهیمه رحیمی، در سن 17 سالگی ازدواج کرد و صاحب یک دختر و یک پسر شد. وی مدتی در یک حوزهی علمیه در محله آبمنگل تهران به تحصیل دروس دینی پرداخت. سپس با مهاجرت به کرج، به عضویت کتابخانه شهر و حلقهی ادبی پروین اعتصامی در آمد و نویسندگی را به صورتی جدی تر ادامه داد.
اولین کتاب رحیمی با عنوان «بازگشت به خوشبختی» در سال 1369 منتشر شد و از آن پس،آثار او به طور پی در پی منتشر شدند.
![فهیمه رحیمی](/Upload/Public/Content/Images/1396/04/30/0816450460.jpg)
فهیمه رحیمی، تجربهی کار در زمینهی خبرنگاری ورزشی و ادبیات کودک را نیز در کارنامهی خود داشت و 23 عنوان کتاب کودک نوشت اما آنها را هرگز به چاپ نرساند. از او 23 عنوان رمان به چاپ رسید از این میان، 7 عنوان جزو کتابهای پرفروش پس از انقلاب بودهاند. بسیاری از رمانهای این بانوی نویسنده، به چاپ دهم به بالا رسیدهاند.
از جمله آثار رحیمی میتوان اتوبوس، عشق و خرافات، کوچه باغ یادها، برجى در مه، خلوت شبهاى تنهایى، روزهاى سرد برفى، خیال تو، عالیه، رز کبود، شیدایى، بانوى جنگل، حرم دل، آریانا، پنجره، بازگشت به خوشبختى، تاوان عشق، پاییز را فراموش کن، ماندانا، زخمخوردگان تقدیر، هنگامه، ابلیس کوچک، اشک ستاره و... را نام برد.
برخی از اهالی ادبیات، آثار رحیمی را به شدت مورد انتقاد قرار میدهند و عدهای دیگر او را صاحب سبک در خلق داستانهای عامهپسند میدانند. با تمام انتقاداتی که از رمانهای رحیمی صرت گرفت، نمیتوان تاثیر او بر ادبیات عامه پسند را نادیده گرفت.
فهیمه رحیمی، در 28 خرداد 1392 در بیمارستان مهر تهران، بر اثر بیماری سرطان درگذشت. روحش شاد و یادش گرامی.
اگر از خواندن این مقاله لذت بردید، میتوانید « زنانی که با قلمشان جاودانه شدند؛ دوروتی ال سِیِرز» را نیز بخوانید.
دوستان و همراهان همیشگی بنیتا، شما میتوانید سری مقالات زنانی که با قلمشان جاودانه شدند را هر هفته سهشنبه دنبال کنید. لطفا نظرات و پیشنهادات خود را در بخش نظرات به اشتراک بگذارید؛ همچنین میتوانید به کانال تلگرامی بنیتا بپیوندید.
منابع:
همشهری آنلاین، ایلنا