گفتگو / دکتر محمد رضا مجیدی / دکتر محمدرضا دهشیری / دکتر محمدحسن قدیری ابیانه

در چند سال اخیر مقوله نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری به عنوان یکی از ضرورتهای جامعه روبه رشد امروز بارها مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار گرفته است.

اشاره:

در چند سال اخیر مقوله نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری به عنوان یکی از ضرورتهای جامعه روبه رشد امروز بارها مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار گرفته است.

با عنایت به جایگاه مهم این مبحث و نقش آن در سازندگی و آبادانی، توسعه و پیشرفت کشور، با تنی چند از محققان ارجمند و استادان محترم دانشگاهها:

1 دکتر محمدرضا مجیدی (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)

2 دکتر محمدرضا دهشیری (استاد علوم سیاسی دانشکده روابط بین الملل)

3 دکتر محمدحسن قدیری ابیانه (مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و کارشناس ارشد مسائل استراتژیک)

گفتگویی صورت گرفته که با سپاس فراوان از استادان فاضل گرانقدر، دیدگاهها و تحلیلهای ایشان را در پاسخ به پرسشهای زیر به نظر علاقمندان و خوانندگان محترم می رساند:

***

1 چه تعریفی برای جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم قائل هستید، و ضرورتها و علل و انگیزه های توجه به این دو مقوله از نظر جنابعالی کدامند؟

2 با توجه به اهمیت و جایگاه خطیر امر تولید علم و نهضت نرم افزاری در جهان امروز و نیز ضرورت تعامل با دنیای غرب در این عرصه بایدها و نبایدها این تعاملات را چگونه ارزیابی می نمایید؟

3 به اعتقاد جنابعالی ابزارهای نهادینه سازی جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم کدامند؟ و نقش رسانه ها، دانشگاهها، آموزش و پرورش را در این عرصه چگونه ارزیابی می فرمایید؟

4 حضرتعالی بنیادها و خاستگاههای نظریه پردازی و جنبش نرم افزاری را در آموزه های دینی چگونه ارزیابی می کنید؟

5 به اعتقاد جنابعالی انقلاب اسلامی چه تأثیراتی را در تسریع و ایجاد بسترهای لازم جهت براه افتادن جنبش نرم افزاری و تولید علم در پی داشت؟

6 راهکارهای مورد نظر جنابعالی برای تحقق اهداف جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم کدامند؟

* * *

دکتر محمدرضا مجیدی

جواب سؤال اول:

مقوله نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری که در چند سال گذشته از سوی مقام معظم رهبری مطرح شد، یکی از ضرورتهای جامعه روبه رشد امروز ماست که باید آن را در چارچوب طرح احیای تمدن ایرانی اسلامی بررسی کرد. کلید این موضوع نیز با وقوع انقلاب اسلامی زده شد و پس از پشت سرگذاشتن دوران تثبیت نظام جمهوری اسلامی، در دوران سازندگی و توسعه و آبادانی و پیشرفت کشور، این مقوله از جایگاه مهمی برخوردار است و باید مورد عنایت خاص قرار گیرد. این دو عنوان که در واقع از یک معنا و مفهوم برخوردار است و منظور از آن نیز یک حرکت عمومی و خیزش فراگیر به منظور تولید علم و دانش در کشور است، زیرساختهای مختلفی را می طلبد که برای پیشرفت و توسعه کشور در ابعاد مختلف، نیازمند آن هستیم و در این رابطه باید مراکز مولّدی در حوزه علم و دانش داشته باشیم تا بتوانیم نیازهای کشور را در مسیر استقلال ملی تأمین نماییم.

یکی از مطالبات حقیقی ملت ما استقلال در حوزه های علمی و تکنولوژیک است، «دانش و معرفت، قدرت آفرین است»، شعار معروف جهان امروز است؛ و لذا کشور و نظام و جامعه ای که شعار استقلال را مطرح می کند، بدون توجه به این حوزه و خوداتکایی در زمینه های علمی و فناوری، نمی تواند از استقلال کاملی برخوردار باشد. در پایان دهه اول انقلاب، پس از پایان جنگ تحمیلی از سوی حضرت امام، شاهد طرح مقوله بسیج دانشجو و طلبه بودیم که در واقع ایشان به ضرورت بسیج دو رکن علمی کشور یعنی حوزه و دانشگاه، توجه دادند که باید در شرایط جدید محور تلاش ها و مجاهدت ها حوزه فرهنگ و دانش باشد. آنچه از سوی مقام معظم رهبری دراین زمان مطرح می شود، تأکیدی بر این مقوله محوری است. بنابراین با توجه به تأکیدات صورت گرفته و با توجه به شرایط زمانی جامعه ما در آستانه ربع دوم قرن انقلاب اسلامی، این حرکت نقطه عطفی بشمار می آید. طبق چشم انداز بیست ساله، نظام جمهوری اسلامی ایران باید در دهه نخست قرن آینده شمسی به یک قدرت منطقه ای درجه اول تبدیل شود. لازمه چنین هدفی یک خیزش عمومی و تبدیل این مقوله به مطالبه عمومی در سطح جامعه و همچنین فرهنگ سازی و نهادینه سازی این بحث در سطوح مختلف جامعه است. کادرسازی و تربیت نسلی که به این موضوع اعتقاد داشته باشد هم اساس کار محسوب می شود.

جواب سؤال دوم:

همانگونه که در قانون اساسی؛ در اصل دوم، در زمینه راههای وصول به اهداف نظام اسلامی اشاره شده است و در کنار تأکید بر کتاب و سنت به عنوان منابع اصلی حقوقی نظام ما از استفاده از علوم و فنون بشری و تلاش در جهت پیشبرد آنها نیز نام برده شده است.

تعامل با دنیا، مورد تأکید اندیشه دینی و قانون اساسی ماست؛ بنابراین در این موضوع ما خود را در تعامل با دنیا می بینیم؛ زیرا واقعیت آن است که آنچه امروز در دست مغرب زمین است، تجربه و تلاش بشری است؛ تجربه و تلاشی که در این بخش از دنیا انباشته شده است و حال آنکه، این تجربه در روزگار گذشته در اختیار جهان شرق و اسلام بوده است و امیدواریم که در قرن آینده این امر، به جریانی دو طرفه تبدیل شود و شاهد تعامل باشیم و از این سوی نیز تولیدات علمی صورت گیرد. البته امروز با توجه به عقب ماندگیهایی که وجود دارد، نیازمند تلاش مضاعفی هستیم و در این زمینه نیز، باید از تجربیات دیگران استفاده کنیم.

در این رابطه نکته ای که حائز اهمیت است اینکه؛ در برخورد با دنیای غرب می توان رویکردی گزینشی داشت و یا رویکردی تقلیدی. غرب دارای وجوه مثبت و منفی است؛ در تعامل با مجموعه غرب باید با تدبیر و مدیریت صحیح، و با رویکردی غیرتقلیدی، استفاده لازم را برد. ضمن آنکه باید هویت و سنتهای اصیل بومی را نیز حفظ کرد. بنابراین، این مقوله بسیار حساس مستلزم لوازمی نظیر غرب شناسی است و بهتر است که ما دقیقا طرف مقابل خود را بشناسیم و نسبت بین خود و طرف غربی را کاملاً مشخص، و تعریف کنیم؛ این نوع برخورد سبب می گردد که ما در مقوله تبادل علمی، اصالت خود را از دست ندهیم و جریان بیگانه گرایی و غرب زدگی که جهان اسلام و ایران را به خود مبتلا کرده است را از میان برداریم و بتوانیم بهره های لازم را برای اهداف عالی خود در طرح جامع توسعه و احیای تمدن ایرانی اسلامی ببریم. اگر تعامل با غرب فقط جنبه یک طرفه و ترجمه ای داشته باشد؛ دچار خسران فراوان می گردیم. جامعه ما نیازمند اجتهاد و نوآوری علمی در حوزه های مختلف علوم است. اگر تنها رویکرد ترجمه ای را تعقیب کرده و از تولید علم غافل شویم، همچنان دچار آفت بزرگی خواهیم بود. امروزه اگر بنا باشد که تحولی صورت گیرد، نباید تنها شاهد ترجمه از زبانهای دیگر به فارسی باشیم؛ بلکه باید از زبان فارسی به زبانهای دیگر نیز ترجمه صورت گیرد. ما باید به دنبال ترجمه معکوس باشیم و تولیدات علمی خود را به ویژه در حوزه علوم انسانی به زبانهای دیگر دنیا ترجمه کنیم، تا بتوانیم سهم ایران را در تولید علم جهانی که براساس نشر مقالات علمی در نشریات معتبر علمی (I.S.I) صورت می گیرد، بالا ببریم. ما در حوزه علوم انسانی به ویژه معارف اسلامی کارهای عظیمی انجام داده ایم که به زبانهای روز دنیا ترجمه نشده است. اگرچه در چند سال اخیر اقداماتی صورت گرفته است، اما هنوز جای بسیاری برای کار در این زمینه وجود دارد، تا در عرصه علمی دنیا حضور موفقی داشته باشیم حضوری، که در عرصه تولید علم نیز یاری رسان ما باشد.

در این رابطه می توان از تجربیات دیگران استفاده کرد. مثلاً؛ می توان از تجربیات ژاپن استفاده کرد که گروههای ترجمه در دانشگاهها تشکیل داده اند و مباحث علمی را از زبان ژاپنی به زبانهای مهم بین المللی ترجمه و منعکس می کنند و از این طریق ضعف پژوهشگران را جبران می کنند و در ضمن آنها نیز از مأموریت اصلی خود یعنی تولید علم نیز دور نمی مانند. در رشته های فنی، علوم پایه و پزشکی، بیشتر اصطلاحات و ادبیات مورد استفاده اصطلاحات علمی است وترجمه متون کار چندان مشکلی نیست؛ زیرا در فارسی نیز همان اصطلاحات استفاده می شود. در حوزه علوم انسانی پیچیدگیهایی وجود دارد که کار ترجمه را سخت می کند. ما باید محققان خود را به زبان روز دنیا مسلط کنیم و مراکز اجرایی علمی نیز، به گروههای ترجمه قوی مجهز شوند، تا بتوانند امر ترجمه را دنبال کنند. طبق آمارهای ارائه شده قریب 4000 مقاله منتشره در نشریات بین المللی وجود دارد که عمدتا در حوزه های غیر از علوم انسانی است و می توان با استفاده از ترجمه معکوس سهم مهمی را به علوم انسانی اختصاص داد. سهمی که می تواند سهم ایران را در I.S.I را به بیش از 300 درصد افزایش دهد.

جواب سؤال سوم:

در این سؤال نکته ظریفی وجود دارد و آن استفاده از تعبیر «نهادینه سازی» است؛ زیرا بین نهادینه سازی و نهادسازی تفاوت است. گاهی اوقات ما در جامعه، به دنبال نهادسازی هستیم؛ یعنی به محض مطرح شدن یک موضوع، در پی ایجاد ساختار و تشکیلات و... هستیم. نهادینه سازی و فرهنگ سازی از مباحث کلیدی است که باید از این منظر به سوی تولید علم نگاه کنیم و از ساختارهای موجود استفاده کنیم.

باید در کنار سخن گفتن از رسانه ها و دانشگاهها و... از نهاد مهمتری که خانواده است، صحبت شود؛ نهادی که باید در کنار سایر نهادها به آن توجه کرد. اگر قبل از ورود به بحث نظام آموزشی کشور، به جایگاه این موضوع در نهاد خانواده توجه شود و به فرهنگ سازی در خانواده توجه شود مراحل کار آسان تر خواهد شد.

باید بررسی شود نظام آموزشی تا چه اندازه پاسخگوی نیاز ما است و تا چه اندازه بومی است. آیا آموزش موجود، آموزش فعال و تعاملی و توأم با پرسشگری است که دانش آموز بتواند در یک محیط مطمئن و آرامی به بحث و گفتگو بپردازد. فرهنگ دیکته ای، نمی تواند دانش آموز را وارد فضای علمی نموده و روحیه علمی و تحقیق را در او شکوفا سازد. روحیه پرسشگری و تحقیق، برای گام برداشتن و حرکت به سوی تولید علم ضروری است؛ رسانه ها نیز نقش مهمی دارند و باید در راستای تولید علم حرکت کنند و باید شیوه های غیرمستقیم فرهنگ پرسشگری و تحقیق و... را نهادینه سازند. بالا بردن سهم پژوهش، فقط به لحاظ کمی و یا با اعداد و ارقام صورت نمی گیرد، بلکه باید روحیه و فرهنگ را نهادینه کنیم؛ اگرچه بودجه و امکانات نیز، رکن لازم است و شاهد هستیم کشورهای موفق در این زمینه سهم بالایی را به تحقیقات اختصاص می دهند، ولی در کشور ما سهم اختصاص متناسب نیست.

علاوه بر موارد فوق به نکات دیگری باید توجه نمود. از جمله اینکه امروزه نسل جوان، در حوزه های مختلف نیازمند الگوهای موفق است؛ و الگوسازی می تواند در این زمینه نیز بسیار مؤثر باشد.

برای اینکه از محیط دانشگاه، نتایج مطلوبی بدست آوریم، لازم است که کلیه امکانات و بخشها و... با یکدیگر هماهنگ باشند و با مدیریتی صحیح و هدفمند به سوی نقاط هدف حرکت نمایند. استاد باید استادی کند و به راهنمایی بپردازد و بار عمده باید بر دوش دانشجو باشد تا واقعا دانشجویی صورت گیرد. در زمینه های فرهنگی و اجتماعی نیز باید دقت نمود که با توجه به شرایط حساس کشور در دو دهه دانشگاه به باشگاه سیاسی و حزبی تبدیل نشود و دانشگاه از مأموریت اصلی خود فاصله نگیرد. از جهت ساختاری و حقوقی نیز باید موانع تولید علم در دانشگاه مورد بررسی قرار گرفته و راهکارها و قوانین و بسترهای لازم برای این امر مورد توجه قرار گیرد.

مقوله تولید علم یک فرآیند است که باید از آموزش وپرورش و حتی خانواده، آغاز شود و در دانشگاه و حوزه و سایر مراکز علمی این پرسه کامل شود.

جواب سؤال چهارم:

دین ما دین علم و عقل است و جایگاه تفکر و اندیشه در متون دینی، بسیارمورد توجه قرار گرفته است. در قرآن کریم نیز فضیلت و برتری دانشمندان بر سایرین مورد تأکید بسیار قرار گرفته است و حتی علم و دانش را گمشده مؤمن تلقی کرده اند. و یک ساعت تفکر صحیح را از هفتاد سال عبادت برتر شمرده شده است. این ادبیات غنی، نشانگر جایگاه رفیع دانش جویی و پژوهشگری در دین اسلام است.

جواب سؤال پنجم:

انقلاب اسلامی با طرح شعارهای محوری نظیر استقلال، تقویت هویت ملی و اعتماد به نفس و... شاکله اصلی یک حرکت بومی و درونزا را برای توسعه ملی فراهم ساخت. از دویست سال گذشته که پای بیگانگان به کشور ما باز شد، شاهد رکود علمی و عقب ماندگی بودیم و اعتماد به نفس ملی تضعیف شد. هنر بزرگ انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره)، ایجاد اعتماد به نفس در میان اقشار مختلف به ویژه جوانان بود. تاریخ چند هزار ساله ایران و اسلام نشان می دهد که «ما می توانیم». این، مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی بود که در پرتو تعالیم وحیانی ارائه نمود. بنابراین، هسته اصلی تولید علم یعنی وجود اعتماد به نفس ملّی را مدیون انقلاب اسلامی هستیم، که خود ثمره مجاهدت های تاریخی مردم است و امروزه اگر شاهد حرکتهای موفق در حوزه علوم هسته ای و ژنتیکی و دفاعی و... ، ثمره همین ایجاد اعتماد به نفس در میان جوانان، پس از پیروزی انقلاب است.

جواب سؤال آخر:

اگر اجزای سیستم در این مسیر صحیح عمل نمایند و رویکردی نظامواره و سیستماتیک به این موضوع داشته باشیم و از بخشی نگری بپرهیزیم، بالطبع این خیزش انجام خواهد شد. مقوله تولید علم، مقوله ای زیربنایی است، نه روبنایی و ما باید فرهنگ سازی را در این حوزه و در این مقوله، ایجاد و تقویت کنیم.

کلیه نهادهای مؤثر در این زمینه؛ نظیر خانواده، مدرسه، دانشگاه، دستگاههای نظام به ویژه قوای سه گانه و تمامی مراکز دخیل در این موضوع باید به شکل منسجم عمل کنند و به ویژه دو رکن اصلی تولید علم یعنی حوزه و دانشگاه باید به مأموریتهای اصلی خود توجه نمایند. آنها باید به آسیب شناسی حرکتهای خود بپردازند و نواقص را جبران کنند تا انرژی لازم به جامعه و نسل جوان تزریق شود و امید به آینده و هویت در نسل جوان تقویت گردد و بدین ترتیب روحیه علمی نیز در آنها تقویت خواهد شد.

اگر به موارد مذکور عمل شود، بستر مناسب برای نهادینه سازی تولید علم در جامعه ایجاد می گردد و ساختارهای موجود بهینه سازی می شود؛ بنابراین بهتر است به جای ایجاد ساختارهای موازی و تکراری به متناسب ساختن ساختارها و تشکیلات با مأموریتهای تعریف شده پرداخته شود.

در برنامه های پنج ساله توسعه کشور در چارچوب چشم انداز بیست ساله نیز باید به موارد یاد شده در بحث توجه شود و طبق برنامه ریزی کلان کشوری عمل گردد تا افقی مطلوب در تمامی زمینه ها پیش روی ما قرار گیرد.

دکتر محمّدرضا دهشیری

جواب سؤال اول:

به نظر می رسد جنبش نرم افزاری و تولید علم از چند شاخصه برخوردار است که به عنوان نخستین معیار می توان به استقلال فکری اشاره کرد. بدین معنا که اندیشمندان جامعه با تکیه بر معیارهای اجتماعی که ریشه در باورها و ساختهای ذهنی جامعه دارد بتوانند آزادانه و مستقلانه به تولید اندیشه بپردازند. در هر جامعه ای تولید اندیشه و فکر بر بسترهای ذهنی و باورهای اجتماعی مبتنی است. با بررسی روند سکولاریزه شدن دنیای غرب ملاحظه می شود که آنها با تکیه بر نظریه پردازی اندیشمندانی نظیر روسو، ژان لاک و مونتسکیو مبانی دموکراسی سکولار را پایه ریزی کرده اند. ما هم برای اینکه بخواهیم نظام مردمسالاری دینی که به عنوان دستاورد نظری انقلاب اسلامی محسوب می شود را به جهانیان معرفی کنیم، نیازمند تولید اندیشه مبتنی بر بنیادهای جمهوریت و اسلامیت هستیم، تا از این رهگذر بتوان اندیشه ای را عرضه کرد که در آن مبانی ارزشی دینی و روشها و شیوه های عقلانی ملهم از مقتضیات کنونی جهان مورد توجه قرار گرفته است.

به عبارت دیگر، شایسته است علاوه بر حفظ باورها و ارزشهای بومی تلاش لازم به عمل آید تا دستاوردهای دیگر جوامع مورد بهره برداری قرار گیرد. بنابراین برخورداری از استقلال فکری برای تولید اندیشه مبتنی بر باورهای صدقی جامعه حائز اهمیت است تا از این رهگذر بتوان دالّهایی متناسب بامدلول اجتماعی را به جامعه و جهانیان عرضه کرد.

شاخصه دوم نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری این است که مفاهیم بگونه ای عرضه شود که قابلیت فهم و درک توسط دیگر جوامع را داشته باشد. یکی از مشکلات ما در حال حاضر، عدم شناخت دیدگاههایمان توسط دیگر جوامع است؛ علت هم اینست که تلاش نکردیم اندیشه های خود را به دیگران بشناسانیم. بیشتر ابعاد اندیشه انقلاب اسلامی یا از سوی اندیشمندان غربی عرضه شده به گونه ای که آنها با ساختارهای ذهنی خود انقلاب اسلامی را به تصویر کشیده اند و یا از سوی اندیشمندان عرب تفسیرشده است که آنها نیز با دیدگاه مبتنی بر اهل سنت انقلاب اسلامی را به عنوان انقلابی شیعی معرفی و تحلیل کرده اند. برخی از تفسیرها هم از سوی سلطنت طلبانی ارائه شده که حکومت پهلوی مورد نظر آنها واژگون شده است. آنها انقلاب اسلامی را به عنوان انقلابی متحجر و واپسگرا به جهانیان معرفی کرده اند. همچنین اندیشه انقلاب اسلامی از سوی گروههای ضد انقلابی که پس از انقلاب تصفیه شده اند، نظیر جریانات بنی صدر یا منافقین تجزیه و تحلیل شده است؛ که این گروه پس از انقلاب، در صدد آن برآمدند که نظام فعلی را به عنوان یک نظام خشونت گرا و انحصار طلب به جهانیان معرفی کنند.

با این وجود اندیشمندان بومی انقلاب اسلامی در صدد برنیامده اند که جوهر انقلاب اسلامی را به جهانیان عرضه کنند و این یکی از مشکلات اساسی ما قلمداد می شود که تاکنون نیز گریبانگیر ما بوده است. در واقع، نخبگان فکری کشور درصدد آن برنیامده اند که افکار و اندیشه های انقلاب اسلامی را به دیگران بشناسانند، بر این اساس، یک سلسله سوء تفاهم ها و سوء برداشت ها در نگرش دیگران نسبت به عملکرد جمهوری اسلامی بروز کرده است؛ به عنوان مثال، اگر ما می توانستیم مبانی نظری نگاه خود به مقوله حقوق بشر را به جهانیان عرضه کنیم، آنها جمهوری اسلامی را ناقض حقوق بشر معرفی نمی کردند.

در این زمینه علاوه بر قصور اندیشمندان ما در نظریه پردازی، تلاش لازم و کافی برای ساده سازی مفاهیم نیز که از اهمیت بالایی برخوردار است صورت نگرفته است؛ بدین معنا که به دلیل اینکه مبانی اندیشه اسلامی مبتنی بر یک سلسله مبانی فقهی و قرآنی است، درصدد بر نیامده ایم تا آن واژه ها را به صورت روزآمد و قابل فهم به جهانیان عرضه کنیم. از این رو، پژوهشگری که خواهان درک اندیشه های ماست، باید ابتدا به نوعی با فقه اسلامی و مفاهیم عالیه قرآنی آشنا گردد تا سپس بتواند به درک اندیشه ما بپردازد. این واقعیت در راه شناساندن اندیشه انقلاب اسلامی مانعی بزرگ ایجاد کرده است. بنابراین ما باید بتوانیم باتکیه بر تلاش نخبگان فکری خود، در جهت ارائه مفاهیم به صورت ساده، روز آمد و قابل فهم به جهانیان کوشش نمائیم.

نکته دیگری که در جنبش نرم افزاری از اهمیت بسزایی برخوردار است آنکه ما تاکنون شاهد استیلای حوزه سیاست برحوزه های فرهنگ، اقتصاد و اجتماع بوده ایم؛ بدین معنا که به دلیل سیاست زدگی جامعه ما، مقولات فکری و فرهنگی نیز تحت الشعاع موضوعات سیاسی قرارگرفته است؛ یعنی علم از تحولات سیاسی جامعه تأثیر پذیرفته است و دلیل این امر نیز تحولاتی است که پس از انقلاب بروز کرده است. به عنوان مثال: درگیریهایی که در عرصه داخلی، با منافقین و گروههای معاند پیش آمد و نیز مشکلات پدید آمده در دوران جنگ، موجب استیلای فضای سیاسی امنیتی بر جامعه ایران شد. تلاشهایی که پس از جنگ برای کاهش استیلای حوزه سیاست بر دیگر حوزها مبذول شد، چندان نتیجه نداد؛ به گونه ای که به رغم تلاشهای صادقانه مسئولان نظام، در مقطعی خاص شاهد استیلای سیاست براقتصاد و در دوره ای دیگر شاهد استیلای سیاست بر فرهنگ بودیم.

مقام معظم رهبری با اعلام جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم در پی آن بودند که اهمیت حوزه فرهنگ و اندیشه را به عنوان حوزه استقلالی و در عین حال حوزه استیلایی و استعلایی برحوزه های سیاست، اقتصاد و اجتماع در سطح جامعه معرفی کنند؛ چرا که هر چه در عرصه اندیشه سیاسی و اندیشه اقتصادی بروز می کند، حاصل تلاشهای فکری نخبگان جامعه در عرصه های فکری، فرهنگی و ارتباطی است.

بنابراین ایشان با این ابتکار در صدد بودند تا استقلال حوزه فرهنگ و اندیشه را در جامعه مورد تأکید قرار دهند که این مهم باید همواره به عنوان یک ضرورت مورد توجه قرار بگیرد.

بحث دیگری که در رابطه با نهضت تولید علم مطرح است، نهضت ترجمه است. در جامعه ما در یک زمان، ناگهان تب ترجمه بالا گرفت؛ البته بنده شخصا معتقدم که ترجمه به عنوان زمینه اولیه تولید دانش و انتقال اندیشه حائز اهمیت بسیار است؛ به عبارتی جامعه ای که از افکار دیگر جوامع آگاه نباشد، نمی تواند به تولید اندیشه بومی بپردازد. یکی از ضرورتهای تولید اندیشه بومی شناخت دیدگاههای دیگر جوامع است تا بتوان با در نظر گرفتن نقطه نظرات آنان، اندیشه های خود را نیز به صورت روز آمد و متناسب با مقتضیات زمان ارائه کرد. بنابراین بنده اعتقاد دارم ترجمه همچنان حائز اهمیت است؛ اما ترجمه نقش وسیله و مجرا را دارد، نه هدف! یعنی؛ نباید در ترجمه متوقف بشویم؛ بلکه ترجمه بایستی مرحله ای باشد که از آن گذر می کنیم و در پی آن برای تولید اندیشه متناسب با ذهنیت و ساختارهای ذهنی جامعه تلاش می کنیم.

حال آنکه مشکل عمده جامعه مااین بود که با تکیه بر همان ترجمه ها و اولویت بخشی و با ارزش دانستن متون ترجمه ای، آنها را به عنوان تنها ملاک و معیار برای تولید اندیشه در نظر می گرفتند و بدین ترتیب ما بجای تولید اندیشه، شاهد مصرف اندیشه بودیم.

در واقع، جامعه ای موفق است که بتواند بین تولید اندیشه، توزیع اندیشه و مصرف آن توازن برقرار کند. اگر جامعه ای مصرف زده، نسبت به اندیشه های دیگران باشد، باز هم چنین جامعه ای به هیچ وجه در صدد زایش فکری بر نمی آید. اگر توزیع کننده صرف اندیشه دیگران باشیم، هرگز به فکر اینکه بتوانیم اندیشه ای قوی را ارائه کنیم، بر نمی آئیم و اگر صرفا به فکر تولید اندیشه باشیم، بدون اینکه در صد توزیع و مصرف اندیشه برآییم، باز هم موفق نخواهیم بود. امروزه ملاحظه می شود کتابهای متعددی در عرصه چاپ و نشر کشور عرضه شده است؛ ولی مخاطبان و خوانندگان چندانی در جامعه ندارد؛ یعنی تولید اندیشه صورت گرفته، ولی نسبت به قرائت و مصرف آن کالاهای فرهنگی اقدام بایسته به عمل نیامده است. بنابراین باید بین تولید، توزیع و مصرف تناسب وجود داشته باشد.

در واقع، جامعه ما در هر سه مورد، با مشکل مواجه است؛ چه در عرصه تولید اندیشه، چه در حوزه توزیع آن و چه در زمینه مصرف کالاهای فرهنگی.

بنابراین هدف مقام معظم رهبری از طرح جنبش نرم افزاری، معطوف نمودن توجه جامعه به مقوله تولید علم و فکر است؛ اما لازمه توجه به تولید اندیشه آنست که تمهیداتی هم برای توزیع و مصرف اندیشه بکار بسته شود. من معتقدم که از هم اکنون شایسته است برای علاقمند کردن جوانان، به مصرف کالاهای فرهنگی و علاقمند کردن همزمان دانشجویان و استادان به مطالعه این کتب؛ گامهای عملی برداشته شود که یکی از راهها، ایجاد ذهنیت آرام و فارغ از دغدغه، برای استادان و دانشجویان است تا بتوانند فارغ از هر گونه دشواری معیشتی، به مطالعه کتب یا توزیع یا مصرف اندیشه اهتمام کنند.

جواب سؤال دوم:

داشتن نگرش تمدنی به انقلاب اسلامی و هویت ملی خود در زمره ضروری ترین شاخصها برای تعامل با جهان خارج به شمار می آید. به این معنا که انقلاب اسلامی نه تنها از جنبه های سیاسی که از جنبه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و بطور کلی، جنبه های نرم افزاری و سخت افزاری باید مورد اهتمام قرار گیرد.

پس نخست باید انقلاب اسلامی را به عنوان انقلابی تمدنی تلقی کرد در حالیکه ما، نسبت به این انقلاب نگاهی تقلیل گرا داریم؛ یعنی می خواهیم اسلام را با نگاه صرفا سیاسی به دیگر جوامع معرفی کنیم. در حالیکه اسلام فقط جنبه سیاسی ندارد. بلکه اسلام از جنبه های اعتقادی، عبادی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی نیز برخوردار است. بنابراین، اولین گام در رابطه با تعامل و تبادل با دنیای غرب آنست که اسلام و انقلاب اسلامی را با نگرشی تمدنی؛ یعنی یک نظام ارزشی جامع و همه جانبه نگر مورد بررسی قرار دهیم. اگر با یک نگاه تقلیل گرای ایدئولوژیک و سیاسی به انقلاب اسلامی نگاه کنیم، در آن صورت به هیچ وجه به تعامل با دنیای غرب بر نخواهیم خاست؛ بلکه این نقطه آغاز تضاد میان دو تمدن اسلامی و تمدن غرب خواهد بود.

پس اولین گام در راه چنین شناختی، برخورداری از یک نگاه وسیع و جامع به تمدن اسلامی است. لازم است ابتدا در صدد شناخت کلیه اجزاء، عناصر و مؤلفه های فرهنگ و تمدن خودی برآییم تا بتدریج بتوانیم آن جنبه هایی را که قابلیت همکاری و تبادل دارد، مورد توجه قرار دهیم؛ اما اگر از عرصه سیاسی آغاز کنیم؛ به یقین موجب شروع درگیری و تنش خواهد بود.

نکته دیگر برای تعامل با دنیای غرب اینست که ما بین ارزش و روش تمایز قائل شویم. به عنوان مثال دموکراسی ارزش نیست، بلکه روشی است برای اداره جامعه. بر این مبنا، شایسته است این قالب و این ساختار، متناسب با فرهنگ جامعه شکل بگیرد. اگر در تعامل با دنیای غرب، ارزشهای واقعی را در اندیشه های آنها جستجو کنیم، در آن صورت مادچار از خود بیگانگی در برابر فرهنگ غرب شده ایم و این نه تنها منجر به تعامل نخواهد شد، بلکه نوعی اقتباس یک سویه قلمداد می گردد. به طور کلی، برای تعامل با دنیای غرب باید غرب پژوه بود؛ نه غرب ستیز یا غرب پذیر.

یعنی نه رویکرد غرب ستیزی پاسخگوی نیازهای ماست و نه رویکرد اقتباسی و انقیادی در قبال تمدن غرب؛ بلکه رویکردی گزینش گر به صورت آگاهانه و براساس نیازهای بومی می تواند پاسخگوی نیاز ما برای تعامل با غرب باشد.

نکته سوم اینکه، این تعامل نیازمند تحقق شرطها و لوازمی است که از جمله آن می توان به برابری اندیشه و تمدن دو طرف اشاره کرد. اگر تصور کنیم که تمدن غرب تمدنی متفوّق برماست؛ چرا که به لحاظ قدرت نظامی و تکنولوژیک برتری دارد و بنابراین، خود را در مقابل آن تمدن مقهور بدانیم و احساس فروتنی در قبال فرهنگ و تمدن غرب بکنیم، در آن صورت تعامل و تبادل معنا ندارد. تعامل و تبادل بایستی از یک ندّ در مقابل ندّی دیگر صورت بگیرد؛ یعنی میان دو فرهنگ و تمدن یکسان امکان تبادل وجود دارد؛ بگونه ای که هر دو طرف بتوانند از یکدیگر و اندیشه های هم اقتباس کنند. البته در عمل ما بیشتر از جهان غرب تأثیر پذیرفته ایم و اقتباس اندیشه های نخبگان غربی را مورد توجه قرار داده ایم، که شایسته تأمل است؛ اما در مورد اینکه چگونه فرهنگ و تمدن غرب از ما اقتباس کند؛ باز هم نیازمند شناخت جنبه هایی هستیم که بتوانیم دیدگاههای خود را به جهان غرب عرضه کنیم و آنها را مورد تبیین برای فهم و درک متقابل قرار دهیم.

جواب سؤال سوم:

در اینکه نقش نهادهای جامعه پذیر در فرآیند تولید علم از اهمیت بسزایی برخوردار است، تردید ی نیست؛ یعنی جامعه بایستی در جهت در اولویت قرار دادن محور دانش و علم آموزی، از ابتدا گامهای مؤثری بردارد و در عرصه آموزش و پرورش نیز، لازم است مدارس اعم از ابتدایی، راهنمایی و دبیرستانها، در جهت ارائه الگویی بومی برای تفکر نسل جوان گامهایی بردارند.

این امر مستلزم شناساندن چهره ها و اسطوره های علمی و ادبی کشور است، تا احساس غرور در جوانان پیدا شود که برای تولید علم و کسب افتخار و همچنین افزودن برگ زرینی بر افتخارات کشور، تلاشهای بیشتری بکنند. بنابراین، برای اینکه دانش آموزان به تولید علم علاقمند شوند، باید ابزارهای تشویقی مؤثری در نظر گرفته شود. البته المپیادهایی برگزار می شود و جوایزی که برای افراد مختلف در نظر گرفته شده، می تواند در تشویق دانش آموزان مؤثر واقع شود.

کتابهای درسی دانشجویان باید در جهت تعلم و درک و فهم بیشتر آنها طراحی شود. بنابرین افزایش روحیه ابتکار و خلاقیت در دانش آموزان از اهمیت بسزایی برخوردار است.

در دانشگاهها به عنوان عرصه تولید علم، دانشجویان باید از اینکه صرفا درگیر فعالیتهای سیاسی بشوند، و از عرصه علم آموزی و اندیشه ورزی غفلت کنند، پرهیز نمایند. آفت علم آموزی دانشجویان اینست که موضوعات سیاسی را بر موضوعات علمی اولویت ببخشند.

البته تلاشهایی که تاکنون در مورد تشکیل انجمنهای علمی در دانشگاهها صورت گرفته است، به نوعی صبغه علمی و اندیشه ای دانشگاهها را در مقایسه با جنبه های سیاسی آن افزایش داده، که این امر قابل تقدیر است و نیاز به تلاش بیشتری در این زمینه نیز وجود دارد.

رسانه ها نیز به دلیل اینکه می توانند به جریان سازی، بسترسازی و نیز آماده کردن افکار عمومی و رشد خلاقیت های فکری و ذهنی افراد بپردازند، از اهمیت بسزایی برخوردارند، با توجه به اینکه جامعه ما دائم با رسانه های مکتوب مانند؛ روزنامه ها و نیز رسانه های دیداری و شنیداری در ارتباط است، نخبگان رسانه ای می توانند نقش خود را در ترغیب مردم به تولید علم بخوبی ایفا کنند. ولی همین رسانه ها اگر به گونه ای عمل کنند که مردم را نسبت به آینده ناامید کنند و یا جوّ تنش و درگیری و بی اعتمادی را در جامعه دامن بزنند، در آن صورت مردم را از تولید علم و اندیشه به دور داشته اند.

تولید علم و اندیشه نیازمند روحیه و فضای متعادل، آرام، منطقی و قانونی است که هرگاه یکی از این جنبه ها خدشه دار شود، جامعه از تلاش برای علم آموزی غافل می ماند.

بنابراین، بنده معتقدم که نهادهای جامعه پذیر، از اهمیت بسیاری برخوردارند، پس نباید نقش و دیدگاه هر کدام نقش و جایگاه دیگری را خنثی کند؛ بدین معنا که اگر یکی دیگر از نهادهای جامعه پذیر نظیر خانواده، نقش و کارکرد نهاد دیگر جامعه پذیر مانند؛ رسانه، مدرسه و یا دانشگاه را خنثی کند، در آن صورت ابزارهای جامعه پذیر کننده، به صورت هماهنگ عمل نکرده اند. در نتیجه؛ جامعه آن اجماع و وفاق لازم را برای تولید علم و اندیشه ورزی پیدا نمی کند بنابراین لازم است میان همه این نهادها، همگونی، هماهنگی، و انسجام برقرار باشد و گرنه هر یک از این نهادها با کارکردشان، کارکرد دیگری را خنثی می کنند.

جواب سؤال چهارم:

دین اسلام دینی است که همه ما را به فراگیری دانش ترغیب کرده است؛ چه مرد و چه زن، به علم آموزی دعوت شده اند. «طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة» همچنین کسانی صرفا خشیت الهی دارند که عالم باشند، «انما یخشی ا.. من عباده العلماء». و بررسیهای موجود هم نشان داده که همیشه علم و دین مکمل یکدیگر بوده اند؛ یعنی دین چراغ هدایت و راهنمایی بوده و علم راهی بوده است برای اینکه آن آموزه های دینی در جامعه پیاده شود. از اینرو، علم و دین هر دو در جهت کشف اسرار آفرینش اشتراک هدف دارند.

در رابطه با نقش و جایگاه تولید علم در دین، برخی سوء برداشتها وجود دارد که در این زمینه بایستی اندیشمندان ما جامعه را آگاهتر کنند. این سوء برداشتها به چند دسته تقسیم می شود:

بعضی ازاین سوء برداشتها ناشی از مقایسه اسلام با مسیحیت است. یعنی؛ اسلام را همانند مسیحیت قرون وسطایی قلمداد می کنند که به نام دین، علم را در مذبحه قرار می داد و با یک سلسله دروغهای مذهبی مانع پیشرفت علم می شد، عده ای تلاش می کنند که اسلام را با همان نوع از دین مقایسه کنند؛ در حالیکه دین اسلام به هیچ وجه معتقد به چنین جزم اندیشیهایی نیست و معتقد است که علم، در حوزه اباحات و در منطقة الفراغ قرار دارد؛ یعنی عرصه ای که در آن همه می توانند آزادانه بیندیشند، البته ما معتقدیم که بایستی بستر و فضای مناسبی فراهم شود که همه بتوانند آزادانه بیندیشند؛ یعنی اگر یک سلسله تعصبات، پیشداوریها، خیالپردازیها، تو همات و خرافات در جامعه فراگیر شود، مانع از علم اندوزی و علم آموزی می گردد.

مشکل دیگری که در رابطه با شناخت و درک نگاه اسلام به علم وجود دارد اینست که عده ای معتقدند که اسلام دینی است که حوزه عقل را محدود کرده است. به عبارتی دیگر، آنها معتقدند که عقل حوزه ای متمایز از دین است و علوم دینی و وحیانی یک حوزه مجزا از حوزه علم را تشکیل می دهند. در حالیکه در دین اسلام دایره عقل آنقدر گسترده است که ما صرفا به عقل ابزاری معتقد نیستیم؛ یعنی عقلی که با کوتاهترین وسیله، در کوتاهترین زمان و با آسانترین روش به هدف برسیم. بلکه علاوه بر عقل ابزاری معتقد به عقل غایی و عقل اخلاقی نیز هستیم.

عقل غایی یعنی؛ انسان برخوردار از عقلی است که غایت جهان هستی را درک کند و عقل اخلاقی هم شامل برگزیدن راهها و روشهایی می شود که ما را برای رسیدن به هدف یاری می رساند؛ راههایی که بایستی از مشروعیت نیز برخوردار باشند.

اگر هدف ما مقدس و مشروع است راهها و وسیله های ما نیز باید مقدس و مشروع باشد. و اینجاست که سخن ماکیا ولی که «هدف وسیله را توجیه می کند» مردود تلقی می گردد.

بنابراین نه تنها نگاه اسلام به عقل یک نگاه تضییقی نیست؛ بلکه نگاه موسعی است که دایره وسیعی را برای عقل قائل است؛ چه عقل عملی و چه عقل نظری!

از اینروست که علما گفته اند «کلما حکم به العقل، حکم به الشرع. و کلما حکم به الشرع حکم به العقل» ؛ یعنی آنقدر این دو حوزه با یکدیگر ارتباط نزدیک دارند که هیچ یک از این دو از یکدیگر مجزا نیستند. آموزه های دینی و وحیانی، بر منطق خرد ورزی منطبق است و عقلانیت ماهم در راستای آموزه های دینی و وحیانی است.

این هم سوء برداشتی است که در این مقوله با آن مواجهیم. از این رو، عده ای چنین تصور می کنند که بایستی این برداشتها درباره نگاه دین به علم زد و ده شود و به نوعی نسبت به اصلاح این افکار اهتمام لازم به عمل آید.

همچنین در مورد نگاه دین به علم این سوء برداشت وجود دارد که علم را صرفا همان علوم تجربی تلقی می کنند؛ در حالیکه دایره علم محدود به علوم تجربی نیست و اینگونه نیست که بر مشاهده و آزمون و تجربه استوار باشد؛ بلکه اعم از علوم انسانی وتجربی و علوم پایه است.

در حوزه علوم انسانی نه تنها هیچگونه تباینی میان آموزه های علمی و آموزه های دینی وجود ندارد. بلکه نوعی «این همانی» نیز در این مورد قائلیم؛ چرا که همانطور که انیشتین می گوید: «علم به معنای کشف راز و رموز خلقت است» و به یقین دین هم در این راستا گام برمی دارد. بنابراین هم علوم انسانی و هم علوم تجربی؛ هر دو از این لحاظ، با دین اشتراک هدف دارند؛ چرا که در جهت شناخت اسرار و رموز آفرینش گام برمی دارند.

بدین ترتیب تباین قائل شدن میان علم و دین آفتی است که در نگاه برخی نسبت به رویکرد اسلام به مقولات علمی وجود دارد و بنده معتقدم که بایستی قبل از نظریه پردازی و فراگیرکردن جنبش نرم افزاری، نسبت به تلاش برای زدودن برخی سوء برداشتها درباره نگاه دین به علم گامهایی مؤثر برداشته شود.

چنین سوء برداشتهایی ناشی از عدم شناخت دقیق دین است؛ برخی دین اسلام را همانند دین مسیحیت تلقی می کنند، برخی دین اسلام را فقط در حوزه اخلاقی و فردی تصور می کنند و گستره آن را در حوزه اجتماع و سیاست، موسع نمی دانند و بعضی نیز نسبت به دین اسلام نگرشی اقلّی دارند؛ در حالیکه نگرش اکثری به دین اسلام متناسب با جامعیت آن است.

نکته دیگر در این سوء برداشتها درباره دین، در واقع نوعی غرض ورزی است نه سوء برداشت! و تلاش استعمارگران در جهت تخریب این چنین بوده است که دین را مخرّب جامعه معرفی نمایند و چنین وانمود کنند که جامعه دین مدار، از مسیر ترقی به دور است. بنابراین برای اینکه دین ترمز پیشرفت جوامع نشود، دین زدایی لازم است تا دنیاگرایی برجامعه حاکم شود. پس این امر هم می تواند ناشی از جهل و عدم اطلاع کافی باشد، و هم ناشی از غرض ورزی و عناد نسبت به دین اسلام.

جواب سؤال پنجم:

انقلاب اسلامی از این لحاظ که توانست نگاه اقلّی به دین را تصحیح کند و رویکرد اکثری به دین را در جامعه ارائه کند، در واقع توانست نشان دهد که دین صرفا در حوزه خصوصی و فردی کاربرد ندارد، بلکه در نظامات سیاسی و اجتماعی نیز تأثیر گذار است. بر این مبنا، تولید علم و اندیشه را نباید به عنوان اقدام فردی قلمداد کنیم؛ بلکه اقدامی اجتماعی است که می تواند برای غرور جامعه اسلامی نیز حائز اهمیت باشد.

تأثیر دوم انقلاب اسلامی بر جنبش نرم افزاری چنین بوده است که بر پیوند دو قشر حوزه و دانشگاه به عنوان دو منبع تولید و توزیع علم اهتمام قابل توجهی مبذول کرده است. بدین ترتیب توانسته است تا بین این دو منبع، که مدتها میان آنها جدایی حاکم بود، پیوند و یگانگی برقرار کند و این خود طلیعه حرکتی نوین در جریان انقلاب اسلامی و جنبش نرم افزاری بود که سبب گردید تا نخبگان فکری حوزه و دانشگاه در کنار یکدیگر به اندیشه ورزی بپردازند.

تأثیر دیگر انقلاب اسلامی این بود که توانست نه تنها بین نخبگان فکری، که میان نخبگان علمی، سیاسی، ارتباطی رسانه ای و اقتصادی پیوند و همگونی برقرار کند. یعنی در واقع نخبگان فکری ما به فکر تأثیر گذاری بر عرصه سیاست افتادند، نخبگان سیاسی ما نیز به فکر تأثیرگذاری برحوزه علم و اندیشه افتادند. نخبگان ارتباطی هم به این فکر افتادند که هم بر حوزه علم و هم بر حوزه سیاست تأثیر بگذارند؛ بنابراین رسانه به عنوان یک دانشگاه تلاش می کند که در عرصه تشویق علم آموزی در جامعه مؤثر باشد.

در واقع پیوندی که میان نخبگان فکری، سیاسی و ارتباطی در جامعه ما پس از انقلاب اسلامی بوجود آمد، بستری را فراهم کرد که زمینه های اجماع همگانی و وفاق عمومی، و همچنین تحقق تولید علم و جنبش نرم افزاری در جامعه نیز فراهم گردد.

از اینرو، تولید علم نه به عنوان یک غرور ملی بلکه به عنوان شاخص تمدن اسلامی در جهان امروز بروز کرد به عبارتی اگر یک ایرانی مسلمان به ابداع و ابتکار نوینی می پرداخت، این ابداع تنها تحت عنوان ابداع یک ایرانی مطرح نبود؛ بلکه از آن به عنوان ابداع یک مسلمان و نماد شکوهمند تمدن اسلامی یاد می شد.

بنابراین انقلاب اسلامی توانست نوعی پیوند میان بیداری اسلامی و تولید علم برقرار کند و این بود که بیشتر اندیشمندان جهان اسلام، این انقلاب را در چنین فرآیندی سهیم دانستند؛ چرا که همزمان خاستگاه های پان عربیستی در جهان عرب و خاستگاههای پان ایرانیستی و ملی گرایانه در ایران کاهش یافت!

این امر موجب شد که محافل علمی در جهت تلاش برای شکوفایی تمدن اسلامی گام بردارند. آنان هویت جدیدی را برای اندیشمندان علمی و فکری رقم زدند که احساس غرور کنند؛ غرور از اینکه تمدن اسلامی توانسته است که در عرضه تولید علم و دانش در جهان، نقش آفرینی جدیدی داشته باشد.

جواب سؤال ششم:

اولاً بایستی مسئولان در جهت تقویت پژوهش همگام با آموزش تلاش کنند. این امر نیازمند تخصیص بودجه کافی است؛ چه در عرصه آموزش و چه در عرصه پژوهش!

بدون سرمایه گذاری در این عرصه ها؛ امکان شکوفایی پژوهش و آموزش وجود ندارد.

البته هر دو عرصه را باید با یکدیگر بطور همزمان مورد بررسی قرار داد. یعنی آموزش بدون توجه به پژوهش نمی تواند تأثیر گذار باشد. در واقع، پژوهش اگر به مرحله توزیع نرسد، تأثیر گذار نیست و یکی از مشکلات جامعه ما نیز عدم اهتمام به تخصیص بودجه کافی برای آموزش و پژوهش است.

نکته دوم اینست که باید از نگاه ابزاری به پژوهش و آموزش خودداری شود. بدین معنا که پژوهش عرصه ای برای کاویدن و درک و فهم واقعیت است؛ نه ابزاری برای توجیه اقدامات موجود! اگر مسئولین به پژوهش و روشهای مختلف پژوهشی اعم از کتابخانه ای، تحلیل محتوا، میدانی و پیمایشی ؛ به عنوان روشهایی برای توجیه اقدامات موجود و یا تسکین برخی اعتراضات استفاده کنند، در این صورت پژوهش، کارکرد خود را از دست خواهد داد. در واقع، استیلای حوزه سیاست برحوزه علم موجب می شود که آموزش و پژوهش به عنوان یک حوزه زیرین و تابع مورد توجه قرار بگیرد که این امر به هیچ وجه نمی تواند به تولید علم و دانش کمک کند.

همچنین، برای تحقق جنبش نرم افزاری لازم است به تبعات، لوازم، نتایج و دستاوردهای پژوهشی آن ملتزم بود به گونه ای که دیدگاههای کارشناسی باید در بدنه تصمیم گیری کشور مورد توجه قرار گیرد. اگر دیدگاههای کارشناسی به عنوان دیدگاههای مشورتی صرف بدون عنایت به ضرورت کار بست آن نگریسته شود و نظرات کارشناسی در بدنه تصمیم گیری کمتر مورد لحاظ قرار بگیرد، عرصه اجرایی از عرصه کارشناسی مجزا می شود و کارشناسان، ضمن از دست دادن انگیزه، هیچگونه خلاقیتی رااز خود بروز نمی دهند تا بتوانند در سیستم مؤثر باشند؛ احساس بی تفاوتی و بی حسی علمی در میان پژوهشگران ایجاد می شود و در نتیجه؛ آنها نخواهند توانست در عرصه های تولید علم تلاش بیشتری را از خود نشان بدهند. بنابراین لازم است تا مسئولان به دیدگاههای کارشناسی بهای بیشتری بدهند.

نکته دیگری که برای تحقق جنبش نرم افزاری حائز اهمیت است، تفکیک دقیق ارزشها و روشهاست؛ یعنی هنوز در برخی حوزه ها معلوم نیست که آوردن دستاوردهای علمی جهان غرب؛ آیا به معنای اقتباس ارزشهای فرهنگی جامعه غرب است یا روشی نوین برای بهینه سازی و کارآمدی اجرایی و علمی قلمداد می شود؟

در واقع، دستاوردهای نوین غرب و لوازم و ملحقات آن، نباید به عنوان مواردی تلقی شود که ارزشهای سنتی ما را خدشه دار می سازد.

ما باید دایره مصلحت اندیشی را کمی گسترده تر کنیم و از اینکه هر نوآوری و هر گونه تغییر در آداب و روشهای موجود در جامعه به عنوان منبع تغییر هویت فرهنگی قلمداد بشود، خودداری ورزیم. جنبش تولید علم نیازمند برخی جسارتها و تهورهاست که بتوانیم با شجاعت و ابتکار برخی از دستاوردهای تکنولوژیک غرب را در جامعه خودمان بومی سازیم و مورد استفاده قرار دهیم و بتوانیم تشخیص دهیم که تا چه حد این دستاوردها لازم است که مرود بهره برداری قرار بگیرد به گونه ای که ارزشهای اصیل ما مورد تعرض واقع نشود.

نکته با اهمیت در این زمینه آن است که اقتباس برخی از فناوریها، لازم نیست که بر شریعت منطبق باشد، بلکه کافیست که با شریعت مغایر نباشد. بنابراین بایستی در این زمینه دقت کافی مبذول شود و دایره اباحه و منطقة الفراغ، کمی گسترده تر دیده شود تا امکان جولان عقلانی و خردورزی برای نخبگان فکری جامعه فراهم شود، تا بتوانند در فضای آزاد و فارغ از هر گونه دغدغه به تولید اندیشه و علم بپردازند.

دکتر محمد حسن قدیری ابیانه

جواب سؤال اول:

اگر بخواهیم تعریفی ارائه دهیم، تولید علم و جنبش نرم افزاری تقریبا از یک مفهوم برخوردارند و از جنبه ای می توان گفت جنبش نرم افزاری می تواند فراتر از تولید علم باشد؛ چراکه چگونگی مورد استفاده قرار دادن دستاوردهای علمی را نیز شامل می گردد.

مادر اسلام داریم که مسلمان باید امروزش بهتر از دیروز، و فردایش بهتر از امروز باشد؛ یعنی باید دائم در حال پیشرفت باشد لازمه چنین پیشرفتی، موفقیت در زمینه های مختلف و به ویژه در کشف راههای جدید در امور مختلف است. بنابراین در ضرورت علم و پیشرفت نرم افزاری تردیدی نیست، اما آنچه در این ارتباط اهمیت دارد این است که ما باید از حالت مصرف کننده خارج شویم. البته هستند کشورهایی که در زمینه های مختلف پیشرفت کرده اند و به حدودی رسیده اند که ما هنوز در برخی از ابعاد به آن سطح نرسیده ایم.

هیچ شکی نیست که ما باید این علوم را فرا بگیریم، حتی آنجایی که آنها سعی می کنند یافته هایشان را از ما پنهان کنند، ما باید به طرق مختلف آنها را بدست آوریم، پیامبر(ص) فرموده اند: «اُطلِبُ العِلمَ حَتّی بِالجین» یعنی علم را فرا بگیرید حتی اگر در چین باشد؛ اگر این سفر و سختیهای آن زمان را در سفر در نظر بگیریم، به مفهوم واقعی این بیان پی خواهیم برد. بنابراین، نه تنها هیچ اشکالی ندارد، بلکه ضروریست که ما یافته های دیگران از علوم را استفاده کنیم و در این راه تلاش بسیار نماییم.

اما امروز جامعه اسلامی و تمدن اسلامی در حدی است که دیگر نباید مصرف کننده صرف علوم باشد. ما این توان و ضرورت را در خود حس می کنیم که باید علم جدید تولید کنیم؛ همانطور که زمانی بر اثر گسترش اسلام و تفکر اسلامی که به علم اهمیت فراوانی می دهد ما تولید کننده اصلی علم بودیم و دیگران مصرف کننده آن! بنابراین این امکان و این شرایط وجود دارد که ما به آن حد برسیم.

اگر بخواهیم تعریف دیگری از اصطلاح نرم افزاری داشته باشیم، این جنبش می تواند هم گرفتن این نرم افزار و علم از دیگران باشد و هم ایجاد نرم افزارهای جدید؛ اما در بحث علم، هم گرفتن علم مطرح است و هم تولید علم؛ یعنی یافتن چیزی فراتر از آنچه که جهان تاکنون به آن دست یافته است.

به نظر من این مسئله امری ضروری است و تجربه هم نشان داده که ما هر جا به خود باوری رسیده ایم، دستاوردهای بسیار خیلی خوبی داشته ایم.

جواب سؤال دوم:

دنیا به سرعت در حال پیشرفت است. صحبت از اینست که تقریبا در هر هفت یا ده سال علم موجود دو برابر می شود! و با این سرعت پیش می رود! ظرف سه سال گذشته، محاسباتی که انجام شده بود، نشان داد که علم به اندازه ده سال قبل از آن پیشرفت داشته است ایجاد شبکه هایی نظیر شبکه اینترنت و دسترسی آسان به بسیاری منابع علمی، توسعه مخابرات و توسعه ارتباطات نیز این امر را تسهیل کرده است و کشورها سرمایه گذاری وسیعی در این زمینه کرده اند. این اتفاق در شرایطی رخ داده است که به گفته «ساموئل هانتینگتون»: «فرهنگها در هم ادغام می شوند و در نهایت دو فرهنگ برجسته؛ یکی فرهنگ اسلامی و یکی فرهنگ غربی به صورت تمدنهای بزرگ ظهور پیدا می کنند.»

البته او به تمدن چین نیز اشاره می کند و رویارویی فرهنگها را نیز در ارتباط با فرهنگ اسلامی و غربی پیش بینی می نماید و می گوید: «این فرهنگها درهم ادغام ناپذیرند». اتفاقا تحلیل گران معتقدند که جمهوری اسلامی ایران به دلیل برخورداری از سه موقعیت، ژئواستراتژیک، ژئوپولتیک و ژئواکونومیک که هر سه بر هم منطبق هستند (این یک موقعیت ویژه در بین بسیاری از کشورهاست) بطور طبیعی محور تمدن اسلامی است و این مخالفتها و دشمنی هایی که با جمهوری اسلامی ایران می شود، تنها به این دلیل نیست که ایران یک کشور مستقل و قدرتمند اسلامی است، بلکه آن را به شکل بالقوه نیز محور تمدن اسلامی که در حال شکل گیری است می بینند. ما نیز باید به خودمان اینگونه بنگریم.

بنده معتقدم که این دو تمدن رودرروی یکدیگر قرار می گیرند و از این بُعد تحلیل هانتینگتون را علمی می دانم؛ ضمن اینکه معتقد هستم تهاجمی که آمریکا شروع کرده، این رویارویی تمدنها را حتی وارد عرصه نظامی نیز نموده است. بنابراین طبیعی است که این تمدن بزرگ، با گسترده بزرگ جغرافیایی و با همه ابعادش نیاز به تقویت خود برای پیشرفت روزافزون داشته باشد.

در چنین شرایطی ما بیش از گذشته، نیاز به تقویت خود در ابعاد مختلف را احساس می کنیم؛ پس نهضت نرم افزاری و تولید علم مهم است و علاوه بر تقویت خود و سامان دادن به این دو امر پراهمیت، باید به فکر گسترش آن در جهان اسلام نیز باشیم.

البته رویارویی تمدنها واقعیت است، اما می توان با تمدنهای دیگر گفتگو نیز داشته باشیم.

چه بسا که این گفتگو را داریم و طرفدار آن نیز هستیم. و یکی از جنبه های گفتگو، تبادلات علمی است، بنابراین باید از این فرصتها و امکانات استفاده کنیم و دائم در تعامل و در ارتباط باشیم و از دانسته ها و دانشها نهایت استفاده را بکنیم. نکته قابل توجه آنکه؛ وقتی مواردی قبلاً کشف شده و یا پیشرفتی حاصل شده، فراگیری، کپی برداری و یا اطلاع از آن سهلتر است تا تولید علم؛ یعنی ما سریعتر می توانیم یافته های دیگران را بدست آوریم؛ ضمنا نباید صرفا به این موضوع کفایت کنیم؛ بلکه باید به سمت تولید علم توسط خودمان گام برداریم. شکستن مرزهای علمی بسیار پراهمیت است و نیاز به خودباوری دارد. انقلاب ما چنین خودباوری را ایجاد کرده و ما هر روز نیازمند آنیم که چنین موضوعی را به مردم و جوانان و دانشجویان و دانش آموزان گوشزد نمائیم. و واقعا هم ثابت شده که ما می توانیم! بایدها و نبایدها هم می گوید که ما باید مراقب باشیم تا آنچه را که علم خالص است دریافت می کنیم؛ در حالیکه بعضی افراد گمان می کنند که دسترسی به پیشرفت علمی لازمه اش، وارد کردن فرهنگ آن کشور خاص نیز است.

مثلاً؛ اگر در کشوری پیشرفتی وجود دارد و در کنار آن بی بند و باری هم به چشم می خورد، باید با هم وارد شوند! پیشرفتی که در مکانی حاصل می شود، دلیلش تلاش دانشمندان آن نقطه است؛ ساعات مفیدی است که آنها صرف مطالعه و کار کرده اند، نه بی بندوباری و فساد و تبهکاری! ما باید فیلتر بگذاریم، آنچه را که به درد کشور ما می خورد، استفاده کنیم و از واردات مفاسد آنها خودداری کنیم و استفاده از راه حلها نیز باید شرایط ویژه خودمان را درنظر بگیریم.

اگر مثلاً کشوری، از طریقی به توسعه اقتصادی دست یابد، الزاما، آن بهترین راه برای ما نیست؛ چراکه شرایط ما متقاوت است.

بطور مثال؛ توسعه اقتصادی در کشوری که از بارندگی فراوان برخوردار است با توسعه اقتصادی کشوری که بارندگی کمی دارد، متفاوت است.

بنابراین ما نمی توانیم مثلاً یک کشور پرباران را در نوع کاشت درختانش با کشور خودمان که میزان بارندگی در اکثر نقاط آن کم است، مقایسه کنیم. همین مثال در تمامی موضوعات نیز صدق می کند. ما باید جوانب مختلف را در نظر بگیریم، یافته های مثبت دیگران را برداشت کنیم و بسنجیم که آیا با شرایط ما وفق دارد؟ و آیا با فرهنگ، ارزشها و دین ما تناسب دارد یا نه؟ و سپس آن را به کار گیریم.

بطور مثال؛ یکی از ارقام صادرات آلمان، مشروبات الکلی است؛ طبیعی است که ما نمی توانیم و نمی خواهیم از این راه وضعیت اقتصادی کشور را توسعه ببخشیم؛ گرچه بنده معتقدم که نهایت چنین چیزی تخریب است و توسعه واقعی در پی ندارد و توسعه واقعی در راههایی است که خداوند برای ما مقرر داشته است. امتیاز بزرگی که ما مسلمانان نسبت به سایر ملتها داریم، اینست که قرآن را به عنوان کلام الهی و حق مطلق باور داریم و این باور راهنمایی بزرگی برای ماست؛ نسبت به کسانی که از چنین معجزه بزرگی غافل هستند.

ما در کسب تجربیات دیگران باید به وضعیت بومی کشورمان توجه کنیم. یعنی گاهی اوقات راههای پیشرفت دیگران را مطالعه می کنیم و می بینیم آیا آن راهها می تواند در مورد کشور ما صدق کند یا نه؟ سپس آن را به شکل بومی اجرا کنیم و گاه نیز ممکن است که در مجموع آن راه را قبول نداشته باشیم. مثلاً همان مثال مشروبات الکلی؛ ما به شکل بومی چنین چیزی را قبول نداریم و اصلاً آن مقوله را رد می کنیم.

بنابراین لازم است تا بایدها و نبایدها را براساس کشور، ارزشها، نیازها و فرهنگ خودمان تعریف کنیم؛ این موضوع در تعیین اولویت ما در پیشرفت و تولید علم نیز مهم است و بهتر است که ما نیرویمان را در بخش نرم افزار و تولید علم در جهتی بکار گیریم که بتوانیم آن را به امکانات بالفعلی تبدیل کنیم تا تقویت کشور اسلامی خودمان و جهان اسلام را دربرداشته باشد.

ممکن است دانشمندی در دو عرصه بتواند وقتش را صرف کند و در هر دو عرصه نیز به نتیجه برسد؛ یکی از طریق مطالعات؛ که می تواند در این حد باشد که به کنفرانسهای بین المللی برود و تحقیقاتی را ارائه دهد. و جایزه هم بگیرد، اما نتیجه آن را دیگران استفاده کنند که امروزه به شاتل مجهز هستند و فرضا ما که به تازگی هواپیماسازی را آغاز کرده ایم، نمی توانیم از این موضوع استفاده بهینه داشته باشیم؛ و ممکن است این دانشمند وقتش را صرف کند تا ما را نیز قانع نماید که ما هم می توانیم شاتل بسازیم؛ به نظر بنده این مورد در اولویت است؛ یعنی ما باید اولویتهای خود، کیان اسلامی و تمدن اسلامی خودمان را درنظر بگیریم و سپس در بخش تولید علم و جنبش نرم افزاری سرمایه گذاری کنیم و در نهایت تبدیل آن سرمایه گذاری به قدرت بیشتر نظام اسلامی را شاهد باشیم.

در یکی از سالها شعار یونسکو چنین بود: «جهانی بیندیشیم، محلی عمل کنیم» ما اوضاع جهان را خوب بشناسیم. اما در جهاتی عمل کنیم که به نفع ماست.

مثلاً فرض کنید چون ما استفاده از سلاحهای هسته ای را مجاز نمی دانیم چرا که در این استفاده، بسیاری از افراد بیگناه نیز کشته می شوند؛ اگر بخواهیم میان صرف سرمایه خود برای انرژی هسته ای صلح آمیز و یا بمب اتم یکی را انتخاب کنیم، بهتر است که سرمایه خود را صرف انرژی هسته ای کنیم و این کاری است که جمهوری اسلامی ایران نیز انجام می دهد و خوشبختانه یکی از مواردی است که این جنبش نرم افزاری و تولید علم جواب داده و افراد در این زمینه در کشورمان خودشان را باور کرده اند و علی رغم تحریمها و توطئه های دولتهای بیگانه، وارد این عرصه شده اند و توانسته اند دستاوردهای قابل توجهی داشته باشند. اگر این دستاورد نبود، سه وزیر امور خارجه اروپایی با هم به ایران سفر نمی کردند و این امر، نشانگر قدرت و عزّت ما در این بخش است. در زمینه پزشکی و همچنین در زمینه سلولهای بنیادی، ما به مراتبی دست یافتیم، که تنها چند کشور، به آن دست یافته اند و اخیرا در ادامه این پیشرفت دستاوردهایی داشتیم که دیگران به آن دست نیافته اند؛ یعنی ایران برای اولین بار به آن دست یافته و فکر می کنم این حاصل همان تولید علم و جنبش نرم افزاری است که مقام معظم رهبری بر روی آن تأکید کرده اند و جوانان، دانشجویان و دانشمندان نیز این موضوع را پیگیری کرده اند. البته این حرکتی است که منشأ و مبدأ آن حضرت امام(ره) هستند. در بیانیه پذیرش قطعنامه 598 که حضرت امام صادر کردند، ایشان فرمودند (قریب به مضمون) که باب جهاد و جنگ بسته شده و جنگ خاتمه یافته است، امّا همین جوانان حزب اللهی و مؤمن ما که به میدان جنگ می رفتند، امروز باید قلم بدست بگیرند و در جبهه های علمی رقابت و تلاش داشته باشند.

حتی بنده به یاد دارم که در حسینیه جماران، عده ای بودند و شعار می دادند که ما حاضریم قلمهای خود را کنار بگذاریم و اسلحه بدست بگیریم؛ امام می فرمودند: آرزو کنید روزی برسد که بتوانیم اسلحه را کنار گذاریم و قلم بدست بگیریم.»

چنین حرکتی در قالب جنبش نرم افزاری و تولید علم که طلاب و مقام معظم رهبری بر آن تأکید کردند، ادامه همان حرکت یا تبیین دقیق آن است؛ با تأکید بر اینکه امروز با وجود یک میلیون و هفتصد هزار دانشجو در کشور و تعداد بسیار زیادی فارغ التحصیل دانشگاهی و نیز فراهم شدن زمینه تحصیل برای تعداد بیشتری از افراد، زمینه برای این جنبش نرم افزاری فراهم تر است.

جواب سؤال سوم:

طبیعی است که ما نیازمند یک برنامه منسجم و همه جانبه برای نهادینه شدن این بخش هستیم. یک بخش از این برنامه به دستگاههای حکومتی و بخش دیگر آن نیز به دستگاههای خصوصی یا مردم ارتباط دارد.

مثلاً؛ آموزش وپرورش باید در این جهت برنامه ها و استراتژی های خود را اصلاح کند. امروزه شیوه تدریس در آموزش وپرورش، براساس حفظیات است و این شیوه باید اصلاح شود. یعنی افراد بجای افزایش محفوظات، باید به تفکر و ابتکار و تحقیق و تولید خو بگیرند و بتوانند مثلاً نحوه فیش برداری از اطلاعات، بایگانی کردن، یافتن این اطلاعات و جمع آوری آنها را بیاموزند. در آزمایشگاهها باید طوری عمل شود که افراد احساس کنند، می توانند چیزی تولید نمایند؛ یعنی همه چیز به حفظ کردن محدود نشود. اگر ما از حجم درسهای حفظی بکاهیم و بجای آن این ابعاد را تقویت کنیم، کار پراهمیتی انجام داده ایم.

دانشگاهها هم باید در این مورد برنامه ریزی و تلاش کنند. امکان نشر یافته های جدید فراهم شود و این نوع حرکتها مورد پشتیبانی قرار گیرد. در بودجه بندیها، بخش تحقیق باید بشدت تقویت شود و این بخش نیز باید کاربردی باشد. بین بخشهای مختلف کشور مانند صنایع، دامداری، کشاورزی و رشته های دانشگاهی مربوطه باید ارتباط برقرار شود. از یافته های هم استفاده کنند؛ در بخش جامعه شناسی نیز باید مسائل و سؤالات روز شناسایی گردد و پاسخ این سؤالات با همکاری حوزه های علمیه یافته شود.

همانطورکه مقام معظم رهبری و بسیاری از افراد دیگر تأکید دارند، حوزه های علمیه هم باید فعال شوند و به مسائل روز بپردازند و اجتهادی که در شیعه از آن یاد شده است نیز به همین معنی است بنابراین در هر بخشی از علوم حوزوی تا علوم پیچیده دیگر باید جنبش نرم افزاری و تولید علم فعال باشد، چه بسا که طلیعه های روشنی برای این قضیه مشاهده می شود. و این حرکت به آنچنان قدرتی می رسد که امروز، حتی تجسم آن دشوار باشد. کتابخانه ها، تجهیزات مخابراتی مانند اینترنت، و غیره وجود دارد، ضمنا یک حس فرهنگی عمیقی در جهت خودباوری و جا انداختن این موضوع در همه افراد نهفته است.

مشکلی که در دانشگاهها مشاهده می شود اینست که برخی دانشجویان در بعضی از مسائل، خودشان بخشی از مسئله می دانند. در حالیکه دانشجو یعنی «بخشی از راه حل». اگر این نگاه اصلاح شود و دانشجو و دانشگاهی ما خودش را بخشی از راه حل بداند، این جنبش نرم افزاری به شدت تقویت می شود.

در هر مسئله ای که ما خواستار آن هستیم، مثلاً الآن چشم انداز ایران 1404 تبیین شده، در این چشم انداز 1404 یک نقطه مطلوبی در آینده ترسیم شده، که این نقطه قابل دسترس است منتها این بستگی دارد به تلاش آحاد مردم در جنبه های مختلف هم از نوع کار، مصرف، علم آموزی. تولید علم، جنبش نرم افزاری و... .

بنده معتقدم جنبش نرم افزاری در تحقق آن چشم انداز ایران 1404 نقش اساسی را بر عهده دارد؛ بنابراین اگر دانشجویان ما برای خودشان این رسالت را قائل باشند که تحقق عمده این چشم انداز بر عهده آنهاست و چنین نگاهی به خودشان داشته باشند، نحوه تحصیلشان متفاوت خواهد بود.

بنابراین ضروری است که برای تحقق آن چشم انداز، آنها خودشان را بخشی از راه حل بدانند و آگاه باشند که بخش مهمی از تحقق این آرمانها به دوش آنهاست و به خودشان اعتماد داشته باشند و امکانات محدود، آنها را متوقف نکند. بعضی تصور می کنند که هر کاری با وجود امکانات گسترده ممکن است. در صورتی که داشتن امکانات به تلاش آنها نیز بستگی دارد؛ درست است که حکومت وظیفه دارد در حد توان و با توجه به وضعیت اقتصادی کشور امکاناتی برایشان فراهم کند، اما آنها هم نباید متوقف شوند؛ بلکه باید با تلاش خود امکانات لازم را فراهم سازند.

در حقیقت جنبش نرم افزاری و تولید علم، خود منجر به ایجاد امکاناتی خواهد شد که امروز در اختیار کشور ما نیست؛ به عبارتی تبدیل امکانات بالقوه به امکانات بالفعل، یکی از اهداف این جنبش نرم افزاری است و ایجاد امکاناتی که ما امروز از آن محروم هستیم از جمله اهداف جنبش نرم افزاری است.

بنابراین ما نیازمند یک کار فرهنگی، علمی، توأمان هستیم. نوعی خودباوری که برای کسب موفقیتها باید در نظر بگیریم.

یکی از عوامل موفقیت در این جریان خودباوری و خودسازی است که رسانه ها در این جریان خیلی می توانند نقش داشته باشند؛ در معرفی دستاوردها ایجاد این باور که کار تحقیق در جامعه ارزشمند است؛ مثلاً شاید امروز در افکار عمومی ارزش یک مدیر اجرایی بیشتر از یک محقق باشد در حالی که باید ارزش یک محقق در جامعه بیشتر باشد؛ تا تعداد بیشتری به این جرگه وارد شوند.

زمان مفید مطالعه در کشور باید افزایش یابد و رسانه ها در ترغیب این موضوع می توانند نقش مهمی ایفا نمایند، همانطورکه برخی رسانه ها جنبه علمی دارند؛ مثلاً شبکه هفت سیما، جنبه آموزشی دارد و یا برخی از برنامه های شبکه ها به مسائل علمی و آموزشی اختصاص دارد یا برخی از نشریات هستند که صفحات علمی دارند، بنابراین نشریات نیز در بعد فرهنگ سازی و گسترش علوم می تواند نقش مفید داشته باشند.

امروزه ایجاد پایگاههای اطلاعاتی اینترنتی که دسترسی دانشجویان را به این علوم فراهم کند، دارای اهمیت بسیار است و به نظر می رسد که دانشجویان ما در دانشگاهها از امکانات کافی در این زمینه برخوردار نیستند و زمان زیادی را برای دسترسی به مطالب جدید صرف می کنند.

اگر ارتباط میان کتابخانه ها گسترش یابد، می تواند مفید باشد. بنده در استرالیا شاهد آن بودم که اگر دانشجویی به کتابخانه ای مراجعه می کند و دانشگاه آن کتاب را ندارد، او را به دانشگاه دیگری حواله نمی دهند؛ بلکه مدیریت کتابخانه، خودش با ارتباط هایی که دارد، آن کتاب را از کتابخانه دیگر تهیه می کند و آنرا در اختیار دانشجو می گذارد و ارتباط بین کتابخانه ای برای آسایش دانشجو فراهم است. چنین ارتباطی برای ما مفید است؛ مثلاً اگر یک شهرستانی کتابی را ندارد یا از نظر بودجه امکان تهیه آن را ندارد، این ارتباط بین کتابخانه ها می تواند نیاز او را برطرف کند. و اگر این امکانات فراهم شود، ما می توانیم بودجه موجود کتابخانه ها را بیشتر صرف تهیه کتابهای تخصصی کنیم. یعنی به جای اینکه کتابخانه ها همه جور کتاب داشته باشند و چون بودجه محدودی دارند از داشتن خیلی از منابع تخصصی محروم می شوند. با برقراری ارتباط فی مابین می توانند بودجه خود را بیشتر صرف تأمین منابع تخصصی کنند و دیگر کتابخانه ها و در نتیجه مراجعین به آنها را با ارتباط بین کتابخانه ای از این کتب بهره مند نمایند.

جواب سؤال چهارم:

به نظر من هیچ مکتبی به اندازه اسلام به این قضیه تأکید ندارد. اینکه می گوید: جوهر قلم علمای اسلام از خون شهدا افضل است. اینکه ما می بینیم شرط آزادی اسیر در صدر اسلام اینست که به ده مسلمان خواندن و نوشتن بیاموزد، و اینکه علم آموزی عبادت است؛ اینکه حضرت علی(ع) می فرماید: اگر شخصی به کسی مطلبی بیاموزد آن فرد باید یک عمر مدیون تعلیم دهنده باشد، نشان دهنده اهمیتی است که اسلام برای این موضوع قائل شده است. اینکه نزول قرآن با عبارت «خواندن» شروع شده، اِقرأ؛ بخوان؛ خداوند متعال قسم می خورد به قلم، اینها نشان دهنده اهمیتی است که اسلام برای علم آموزی قائل است و جهان اسلام باید با چنین اعتقاداتی سرآمد تولید علم و جنبش نرم افزاری باشد، بنابراین ما باید در قله پیشرفت علمی باشیم و عقب افتادگی ما دقیقا به دلیل دوری از این دستورات اسلامی است. اعتقاد و باورهای دینی نیز پشتوانه قوی برای تولید علم و جنبش نرم افزاری است.

جواب سؤال پنجم:

قبل از انقلاب یک رژیم دست نشانده بر ایران حاکم بود و وظیفه داشت ایران را بستر پیشرفت کشورهای غربی و سو استفاده آنها قرار دهد. بنابراین به هیچ وجه به فکر تولید علم نبود، حداکثر کارها، ترجمه مطالعات غربی و تولید نیروهایی بود که بتوانند در جهت منافع غرب در کشور قدم بردارند.

استقلال ما که با پیروزی انقلاب حاصل شد، ورق را برگرداند. قبل از انقلاب غربیهایی که با قیمت گزاف تجهیزاتی نظیر هواپیما و غیره را به ایران می دادند، وقتی می خواستند قطعه ای را تعمیر کنند اطراف آن هواپیما یا آن تجهیزات را، می پوشاندند تا کسی نتواند ببیند که آنها چگونه تعمیر می کنند؛ بنده شنیده ام که وقتی غربیها در ماشینهای ریسندگی و بافندگی می خواستند قطعه ای را تعویض کنند، اطراف آن دستگاه را نیز با پارچه می پوشاندند تا ایرانیها نبینند که چگونه این دستگاه تعمیر می شود تا ما دائما به کمک آنها نیاز داشته باشیم و فقط مصرف کننده دستگاههای آنها باشیم.

این جریان با پیروزی انقلاب اسلامی، به طور کلی دگرگون شد. کشور مستقلی شدیم که به اسلام اعتقاد داشتیم و خواهان عزت ملی و پیشرفت و ترقی برای کشورمان بودیم. بنابراین، براساس آموزه های اسلام نظام به این مسئله اهمیت داده است و از همان ابتدا بر ضرورت علم آموزی تأکید ورزیده است.

این نکته که ظرفیت دانشگاههای ما از صدوهفتادوپنج هزار نفر به یک میلیون و هفتصد هزار رسیده است و به عبارتی ده برابر، ظرفیتش افزایش یافته است؛ و با توجه به دو برابر شدن جمعیت کشورمان دسترسی هر ایرانی به دانشگاه، نسبت به قبل از انقلاب پنج برابر شده،اینها همگی نشان دهنده اهمیتی است که ما برای این امر قائل هستیم.

اینکه دانشجو و استاد و یا افراد در آموزش وپرورش، چقدر برای کار اهمیت قائل هستند و برای آن تلاش می کنند بسیار مهم است و من معتقدم که ما به تلاش بیشتری در این زمینه نیاز داریم و این چیزی است که انقلاب اسلامی خواستار آن بوده و توقع چنین وضعیتی را دارد.

بنابراین یکی از عوامل مهمی که انقلاب اسلامی در گسترش آن کوشیده جنبش نرم افزاری و تولید علم بوده است. در سالهای پس از پیروزی انقلاب، کشور ما با تحریمهایی مواجه بود که به ما تحمیل شد و بر اثر این تحریمها، نیازهایی که ما قبلاً آن را توسط واردات تأمین می کردیم، همچنان متروک باقی ماند؛ چرا که واردات این محصولات محدود شده بود.

در مواقعی ناچار شدیم که خودمان دست بکار شویم؛ چون راه ورود این واردات بسته شده بود ما به ناچار نیازمند آن کالاها بودیم، همتی که به خرج داده شد که توأم با خودباوری، مجموعا سبب شد که کشوری که گلوله هایش را هم از خارج باید وارد می کرد، امروز موشک و هواپیما می سازد و به فکر ساختن ماهواره است و این عرصه، عرصه ای است که ما هرگز تصور ورود به آن را نداشته ایم. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تبلیغات غرب علیه ما این بود که ایرانیها با شاه مخالفت کردند؛ چرا که با مدرنیسم و علم و تکنولوژی مخالفند؛ می گفتند مسلمانها دوست دارند به جای هواپیما سوار شتر شوند و بلافاصله پس از انقلاب آنها تحریمهای علمی را ایجاد کردند که ایران به پیشرفتهای علمی دسترسی پیدا نکند، در حالیکه قبل از انقلاب می دانستند تبلیغی که می کنند کذب است و اسلام مخالف علم نیست، اما تبلیغات ایجاب می کرد، چنین بگویند. اگر آنها چنین چیزی را باور داشتند، چرا ایران را تحریم علمی کردند. اگر در جستجوی شترسواری بودیم که تحریمی نیاز نبود!

امروز مسلمانان در غرب بشدت تحت فشار هستند؛ مثلاً چند روز قبل خبر رسیده بود که مسلمانها در مسجدی در لندن مورد تعرض قرار گرفته اند. در آمریکا فشار افکار عمومی بر مسلمانها به دلیل تبلیغاتی که صهیونیسم انجام می دهد، بسیار زیاد است. مسلمانها حتی بعد از مرگ هم در غرب در امان نیستند. اخیرا مثلاً تعرض به قبرستان مسلمانان در فرانسه افزایش یافته است.

این تهدید علیه مسلمانها برای ما و جهان اسلام یک فرصت است و ما باید امکاناتی فراهم کنیم تا دانشمندان مسلمان مقیم غرب، در صورت تمایل به ایران بیایند. از آنها استقبال بعمل آید. کسانی که در مراکز پیشرفته علمی و صنعتی مشغول بکار بوده اند و مسئولیتی را در این زمینه بر عهده داشته اند، اگر در داخل کشور جمع شوند و به کار بپردازند، یک فرصت بسیار پرارزش است.

امروزه ما گرفتار فرار مغزها هستیم، اما با این کارهایی که غربیها، علیه مسلمانها؛ خصوصا ایرانیان مقیم آنجا انجام می دهند، به نظر می رسد که این فرار کاهش خواهد یافت. ضمن اینکه زمینه جذب دانشمندان سایر ملل نیز برای ما فراهم خواهد شد و ما باید در این مقطع، بر روی این موضوع سرمایه گذاری کنیم. حتی غرب نسبت به سرمایه های مادی مسلمانان، و از جمله مسلمانانی که در غرب زندگی می کنند، طمع کرده است و مسلمانها در مورد اموالشان احساس امنیت نمی کنند و لذا شرایط برای جذب سرمایه های مادی آنها نیز فراهم است و در آینده بیش از این هم فراهم خواهد شد.

جواب سؤال ششم:

به نظر می رسد که دستگاههای حکومتی بایستی برنامه منسجمی را در این زمینه تدارک ببینند و امکانات بیشتری را در راه تحقیقات کاربردی سوق دهند و ارتباط میان بخشهای مختلف مثل بخش صنعت با دانشگاهها را تقویت کنند تا نیازها منتقل شده و تحصیلات برای رفع نیازها نیز شکل بگیرد و همچنین فرهنگ سازی و بالا بردن ساعت مفید مطالعه از نیازهای امروز کشور ماست.

لازم به یادآوری است که تغییر سیاستهای آموزشی، از حفظ کردن به سمت کاربردی کردن، آموزش علمی، آموختن تجربه تولید و تحقیق و ارزشگذاری در امر تحقیق از نیازهایی است که حکومت ما باید به آن توجهی خاص نماید.

نکته مهم این است که این تحول نباید فقط به بخش حکومتی خلاصه شود؛ بلکه یک عزم ملی در همه بخش ها در این راستا ضروری است.

قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر