عبادت، نیاز ثابت بشر در همه اعصار و ادوار به شمار می رود. برای رسیدن به تکامل و قرب به پروردگار، باید از نردبان عبادت و پرستش خدا استفاده کرد، لکن بدیهی است که از این داروی شفابخش و غذای روح باید به جا استفاده شود تا نتیجه مطلوب حاصل گردد. همان طوری که کوتاهی در عبادت، آدمی را از فضای ملکوتی دور و به پرتگاه سقوط نزدیک می کند، افراط در عبادت نیز موجب خستگی و بی میلی شده و آن را بی تأثیر می سازد. راه صحیح و اصولی، همان راه اعتدال است. این موضوع به قدری حایز اهمیت است که در کتاب های روایی مانند کافی و وسائل الشیعه باب مستقلی با عنوان (اعتدال در عبادت) گشوده شده است. به تبع بزرگان و به دلیل ابتلای زیاد افراد، این مورد را جداگانه ذکر می کنیم، هر چند مربوط به امور شخصی است که بعد متذکر می شویم.
رسول خدا(ص) می فرماید: این دین، محکم و متین است; پس به آرامی در آن در آیید و عبادت خدا را به بندگان خدا به زور تحمیل نکنید تا مانند سوار درمانده ای باشید که نه مسافت را پیموده و نه مرکبی را به جا گذاشته است;
[1] یعنی کسانی که در امور عبادی، برای رسیدن به هدف خود، زیاده روی می کنند، اصلاً به مقصد نمی رسند. مَثَل این گونه افراد مَثَل آن شخصی است که سوار بر مرکبی می شود تا به شهری برود، اما برای این که زودتر به مقصدش برسد، به مرکبش بیش از حد طاقت، فشار می آورد. طبیعی است که این مرکب در وسط راه می ماند و صاحبش را به مقصد نخواهد رساند.
حضرت صادق(ع) می فرماید: من در طواف بودم که پدرم بر من گذشت. من جوان بودم و در عبادت کوش، پدرم مرا دید که عرق از من سرازیر است. به من فرمود: ای جعفر! ای پسر جان! چون خدا بنده ای را دوست داشته باشد او را به بهشت وارد می کند و به اندکی از او راضی می شود.
[2] اولی، مربیان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت، همواره باید رفق و مدارا و اعتدال را در برنامه های عبادی منظور نمایند و از برقراری مجالس طولانی دعا و توسل و روضه خوانی و… اجتناب ورزند. باید حوصله و طاقت و کشش نونهالان را در نظر داشته باشند و آنان را به مسئولیت های فردی و اجتماعی شان متوجه سازند تا ابعاد مختلف آنها متوازن و معتدل رشد یابد تا شاهد عبادت گرایان جامعه گریز و جامعه گرایان عبادت گریز نباشیم که هر دو از جاده اعتدال خارج هستند.
متأسفانه در جامعه افرادی را می بینیم که با تلقی نادرست از عبادت، نقش اصلی خود را در خانواده و جامعه ایفا نمی کنند و از قبول مسئولیت، شانه خالی می کنند و در مقابل، افرادی به بهانه خدمت به خلق و عمل به وظایف اجتماعی، از انجام تکالیف دینی سرباز می زنند; اما حقیقت این است که راه وسط نه آن است و نه این.
پی نوشت:
[1] اصول کافی، ج 3، ص 137.