نکته بسیار مهم دیگر که مورد تأکید نابینایان است، شکل ارایه خدمات به نابینایان و نه کمیت خدمات بود. به این معنا که بسیاری از خدماتی که به نابینایان ارایه میشود، بهگونهای ناقض کرامت و شأن افراد نابیناست. بسیار متفاوت است که یک فرد نابینا ولو مستمریبگیر برود و مستمریاش را بهطور مشخص و بهموقوع از یک بانک دریافت کند تا اینکه بخواهد برای تکتک نیازهایش برود و جلو سازمانهای حمایتی گردن کج کند. جلوه دیگری از درخواستهای نابینایان در این دیدار فرارفتن مسئولان به لایههای درونی زندگی نابینایان است. مصداق بارز این امر این است که یک نابینا قبل از اینکه به دانشگاه برود، باید از بدو بروز نابینایی بتواند با فنون و مهارتهایی که اداره زندگی مستقل وی را امکانپذیر میکند، آشنا شود. تمام زنان جامعه ما شاید بهطور روزمره آشپزی و از کودکانشان مراقبت کنند اما کمتر به فکر کسی می رسد که در زندگی روزمره چگونه باید یک نابینا این امور را انجام دهد. تصور بسیاری بر این است که زنان نابینا قادر به انجام این امور نیستند اما با آموزش مهارتهای خاص خانهداری و آشپزی به سبک نابینایان و استفاده از تجهیزات کمکزیستی برای نابینایان این امور ساده روزمره و در بسیاری موارد سخت و دشوار برای نابیناها ساده و دسترسپذیر میشوند. مثلا امروزه با وجود انواع مایکروفرها و اجاقهای برقی گویا، ترازوهای آشپزخانه گویا، وسایل خیاطی ویژه برای نابینایان و... انجام امور آشپزی و خانهداری بسیاری ساده شده است، اما متاسفانه از این لیست در تجهیزات توانبخشی سازمانهای دولتی ما خبری نیست. نابیناها تحصیلکردهترین قشر دارای معلولیت کشور هستند.
با وجود ادبیات عوام مبنی بر اینکه چشم سلطان بدن است و همینطور با وجود اینکه تحقیقات علمی مبین این است که حدود ٧٠درصد اطلاعات از طریق بینایی حاصل میشود، نابینایان پرشمارترین تحصیلکردهها در میان افراد دارای معلولیت هستند. امروزه بیش از ٥هزار نابینای دارای مدرک دکترا و کارشناسیارشد در ایران داریم. ١٠٢ نویسنده نابینا درکشور درحال فعالیت هستند که بین یک تا ٦٩ اثر چاپشده دارند. این گروه با وجود چالشهای بسیار بزرگ آموزشی ازجمله فقدان منابع اطلاعاتی در فرمتهای قابل دسترس نابینا (گویا، بریل و فایلهای الکترونیکی) و در سایه کمبود جدی تجهیزات و فناوریهای نوین کمکآموزشی مثل لپتاپ، دستگاههای نمایشگر بریل (این دستگاه با اتصال به رایانه تمام اطلاعات صفحه رایانه را بدون چاپ و از طریق برجستهکردن فایل زیردست نابینا قرار میدهد) توانستهاند به این میزان مدارج عالی تحصیلی دست پیدا کنند که یک معنا بیشتر ندارد، تلاش مضاعف آنها و البته تحمل فشار روانی رقابت نابرابر.این امر وقتی چشمگیر به نظر میآید که علیرغم این تحصیلات بالا، اشتغال بسیاری از نابینایان متناسب با تحصیلاتشان نیست و این ناشی از ضعف در سیاستگذاریهای اشتغال نابینایان است که از رئوس درخواستهای دیدارکنندگان با وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بود. نابیناها در طول سالیان قبل کمترین میزان وامهای خوداشتغالی یا وامهای حمایتی از اشتغال را دریافت کردهاند. با وجود آنکه مهمترین وسیله توانبخشی فرد نابینا عصای سفیدی است که امکان تردد مستقل آن را فراهم میکند و نیز علیرغم وجود ١٥٠هزار نابینای مطلق و تعداد بسیار بیشتری از کمبینایانی که آنها هم نیاز به عصای سفید دارند، هنوز عصاهای تولید داخل کشور در کارگاههای زیرپلهای و بدون استاندارد و حمایتهای ویژه صورت میپذیرد. بسیاری از تجهیزات کمکی دیگر نابینایان نیز به راحتی در داخل کشور و به وسیله خود آنها قابل تولید است؛ مثل خطکشهای مدرج بریل، متر بریل، ظروف مدرج برای مایعات و مواد غذایی برچسبهای ویژه برای نصب روی وسایل مختلف جهت تشخیص افراد نابینا که مستلزم حمایت ویژه دولت از تولیدکنندگان این تجهیزات و کالاهاست که تاکنون صورت نگرفته است.
عمده مشکل نابینایان ناشی از عدم درک علمی برنامهریزان امور نابینایان از تمام لایههای نیازهای این افراد و عدم سیاستگذاریهای متناسب و حتی عدم ساختار تشکیلاتی کارا برای ارایه خدمات به نابینایان است که این خلأها فقط از طریق ورود مقام وزارت تعاون در دستگاه مادر و سیاستگذار بخش حمایت و توانمندسازی اجتماعی میسر است که خوشبختانه وزیر تعاون با درک جنبههای مختلف مشکلات نابینایان و ضرورت هماهنگیهای میانبخشی برای حل این مشکلات وعده داد که از طریق هماهنگی با وزرای ارشاد، آموزشوپرورش و ارتباطات، زمینه دیدار نابینایان را با این وزرا و طرح و حل مشکلات آنها در حوزههای مربوطه را فراهم کند. واقعا جای امیدواری بود که وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی درک نسبتا عمیقی از مشکلات نابینایان داشت و قول داد در حد توان برای حل مشکلات آنان گام بردارد.
مدیرعامل شبکه تشکلهای نابینایان و کمبینایان کشور