وقتی در مورد موفقیت صحبت میکنیم، اسامی زاکربرگها، اوپراها و گیتسهای دنیا به خاطرمان میآید. ولی غولهای صنعت، تنها کسانی نیستند که لیاقت توجه را دارند. از عکاسها و طراحان بازیهای رایانهای گرفته تا دانشمندان علوم تغذیه و روزنامه نگاران ورزشی تا صاحبان کسب و کارهای کوچک، کسانی هستند که از چیزی که به آن علاقه مند بودند، به موفقیت رسیدهاند.
اگر زندگی تمام این افراد را بررسی کنیم، یک مسئله در آنان مشترک است. همه آنها مراحل خودسازی را گذراندهاند تا از کار کردن فرار نکنند و شغلی داشته باشند که برایشان رضایت بخش است و حول محور علایق، ارزشها و رویکرد آنها میچرخد.
شما نیز میتوانید همین رویکرد را داشته باشید:
- ایدههای نادرست درمورد خودتان را رها کنید:
از لحظهای که به دنیا آمدیم انتظارات خانواده، دوستان و جامعه در ما اثر گذاشته و موانعی برای رسیدن به رویاهایمان شده است. از تبلیغاتی که به ما نشان میدهند باید در تحصیلاتمان چه هدفی داشته باشیم و انتخابهای ما را محدود میکنند تا نصایح مادر و پدرمان که با وجود نیت خوبشان، روی خواسته خود اصرار بیشتری دارند تا خواسته فرزندانشان، ما همیشه غرق در نظرات دیگران درمورد مفهوم موفقیت هستیم.
این عقاید، وارد مغز ما میشوند و بر آرزوهای قلبی ما غلبه میکنند. در انتها، ما مسیری را طی خواهیم کرد که انتخاب خودمان نیست و دههها بعد میفهمیم که این روش زندگی، ایدهآل ما نیست.
- چگونه کنترل زندگیمان را بازپس گیریم؟
خودتان را بررسی کنید. از خودتان سوالاتی درمورد مقصدتان و دلایلتان بپرسید. مثلا: آیا من بخاطر تصمیمات خودم این جا هستم یا خواستههای دیگران؟ آیا به شغلم علاقهای دارم یا فقط منتظر رسیدن آخر هفته هستم؟ آیا با خودم صادقم؟ اگر پاسخهایتان نگران کننده بود، وقت آن رسیده است که نظرات دیگران را نشنیده بگیرید و به نیازهای خودتان توجه کنید.
- مشخص کنید موفقیت برای شما چه مفهومی دارد:
ما در دورهای زندگی میکنیم که تمامی حرکاتمان را با حذف نقصهایشان، ثبت میکنیم و به اشتراک میگذاریم. پس تعجبی ندارد که تمامی تصمیماتمان را برای جلب رضایت دیگران میگیریم.
کسانی که خوشبختی واقعی را پیدا میکنند، مفهوم جدیدی از موفقیت برای خودشان تعریف کردهاند. برای انجام این کار، از محیط حسادت برانگیز فضای مجازی و هرج و مرج دنیا دور کنید و به چیزی که برایتان اهمیت دارد فکر کنید.
- رویکردتان نسبت به موفقیت را دسته بندی کنید:
موفقیت از لحاظ مالی برای شما چه مفهومی دارد؟ با خانواده چطور؟ و یا در شغلتان؟ اولویت شما ممکن است ثبات مالی، وقت گذراندن با عزیزانتان یا کار کردن برای خودتان باشد. این انگیزهها کمک میکنند در مسیرهایی که با ارزشهایتان هم خوانی ندارند، قدم نگذارید.
- قبول کنید که دائما تغییر خواهید کرد:
شغلی که در 25 سالگی برای شما قابل قبول است، در 45 سالگی ممکن است دیگر رضایتبخش نباشد. زمان جلو میرود و اولویتها تغییر میکنند.
در مقابل تغییرات زندگی، مقاومت نشان ندهید و تغییرات لازم را اعمال کنید تا روی پایتان بایستید. اگر همیشه علایقتان را کنکاش کنید و تواناییهایتان را وسعت بدهید، از پس مشکلات برمیآیید و با رکود مواجه نخواهید شد.
در نهایت، با تحت فشار نرفتن، پیدا کردن هدفتان و قبول کردن تغییر، راهی را بسازید که دلخواه خود شما است.