افزایش ناگهانی نرخ سوخت در هفتههای گذشته، مانند یک شوک سهمگین بر پیکره اقتصاد کشور فرود آمد. این بار، تأثیرات خود را در یکی از پرنوسانترین بخشهای بازار، یعنی صنف پوشاک زنانه، نشان داده است. این صنعت که به طور مستقیم به زنجیره تأمین و حملونقل وابسته است، اکنون در تلاش است تا پیامدهای این تغییر ساختاری را مدیریت کند. در حالی که تولیدکنندگان و خردهفروشان به دنبال حفظ تعادل بازار هستند.
دغدغههایی مانند قیمت لگ تو کرکی مشکی و سایر اقلام اساسی، به موضوع اصلی جلسات صنفی تبدیل شده است. این تغییرات، ضرورت بازنگری در مدلهای کسب و کار و جستوجو برای راهکارهای کوتاهمدت و بلندمدت برای حفظ بقای پوشاک نوین در بازار را دوچندان کرده است. چرا که در این صنعت، نوسان در هزینههای جانبی میتواند مستقیماً به کاهش قدرت خرید خانوار منجر شود.
افزایش هزینههای حملونقل؛ نخستین چالش صنف پوشاک زنانه پس از گرانی بنزین
نخستین و ملموسترین تأثیر افزایش قیمت بنزین، جهش در هزینههای لجستیک بوده است. تولیدکنندگان پوشاک، اعم از کارگاههای تولیدی کوچک و کارخانههای بزرگ، برای انتقال مواد اولیه مانند پارچه و نخ به خط تولید و سپس توزیع محصول نهایی به مراکز فروش عمده و خردهفروشی، به شدت متکی به کامیونتها و وانتبارها هستند. بنا بر گزارشهای میدانی از فعالان این صنف، هزینه جابجایی هر محموله بین کارگاههای تولیدی واقع در حومه و بازار مرکزی، به طور متوسط بین 15 تا 20 درصد افزایش یافته است. این افزایش هزینهها، به ویژه برای تولیدکنندگانی که زنجیره تأمین آنها متمرکز در شهرکهای صنعتی خارج از کلان شهرها است، فشار مضاعفی ایجاد کرده است.
برخی کارشناسان صنف پوشاک اظهار دارند که پیش از این، هزینه یک بار جابجایی برای تأمین مواد اولیه برای یک هفته کار، قابل پیشبینی بود. اما اکنون هر روز باید با یک نرخ جدید کرایه بارنامه مواجه شویم. این عدم قطعیت، برنامهریزی مالی را برای ما غیرممکن کرده است. این افزایش هزینهها نه تنها بر کالاهای نهایی، بلکه بر فرآیند تأمین مواد اولیه نیز سایه افکنده است. زیرا اغلب فروشندگان پارچه و مواد اولیه، هزینه سوخت اضافی را به فاکتورهای فروش خود اضافه کردهاند. این چرخه، زنجیره افزایش قیمت را از ابتدای فرآیند تولید آغاز میکند و نشان میدهد که تأثیر این سیاست بر بخش پوشاک، فراتر از صرفاً بخش توزیع است.

تولیدکنندگان پوشاک زنانه در جستوجوی راهکارهای جبران افزایش هزینهها
تولیدکنندگان برای جلوگیری از کاهش حاشیه سود و یا سوق دادن مصرفکننده به سمت قیمتهای غیرمنطقی، دست به راهکارهای متفاوتی زدهاند. یکی از رویکردهای رایج، بهینهسازی مسیرهای توزیع و استفاده از سیستمهای حملونقل تجمیعی بوده تا هزینههای هر واحد محصول کاهش یابد. این اقدام نیازمند هماهنگی دقیقتر بین چند واحد تولیدی کوچک برای پر کردن ظرفیت یک خودرو حملونقل است، که خود نیازمند صرف زمان و انرژی مدیریتی بیشتری است. همچنین، برخی واحدهای تولیدی کوچکتر که نقدینگی کمتری دارند و از سیستم حملونقل عمومی کمتر بهره میبرند، فعلاً از افزایش قیمت نهایی خودداری کردهاند. تحلیلگران بازار معتقدند این استراتژی یک راهحل مقطعی است و در بلندمدت، منجر به کاهش کیفیت مواد اولیه مصرفی خواهد شد تا بتوانند سهم هزینه حملونقل را در قیمت کل جذب کنند.
بررسیها نشان میدهد که در صورت ادامه این روند، احتمال افزایش تقاضا برای محصولات ارزانتر و پرمصرف مانند خرید لگ تو کرکی مشکی از تولیدکنندگان کوچکتر که هزینههای سربار اداری و بازاریابی کمتری دارند، بیشتر خواهد شد؛ بازاری که متأسفانه اغلب فاقد نظارت کافی بر استانداردهای تولید است. فعالان این حوزه میگویند تا زمانی که یارانهای هدفمند به حملونقل اختصاص نیابد، راهکار مؤثری برای حفظ ثبات قیمت وجود ندارد.
تأثیر گرانی بنزین بر قیمت تمام شده پوشاک زنانه در بازار
بالاتر رفتن هزینه سوخت، به طور مستقیم بر قیمت لگ تو کرکی مشکی تأثیر میگذارد و این افزایش در نهایت به مصرفکننده نهایی منتقل میشود. اگرچه نرخ پارچه و دستمزد نیروی کار مستقیماً تحت تأثیر بنزین نیست، اما تمامی مراحل پس از تولید شامل بستهبندی، انبارداری به دلیل مصرف انرژی در فضاهای دارای تهویه مناسب و به ویژه ارسال سفارشات آنلاین به مشتری، گرانتر شده است. باید توجه داشت که بخش قابل توجهی از فروش پوشاک زنانه، اکنون از طریق پلتفرمهای آنلاین و شبکههای اجتماعی صورت میگیرد که وابستگی شدیدی به خدمات پستی و پیک موتوری دارد.
افزایش هزینههای پستی، باعث شده تا فروشگاههای آنلاین مجبور شوند حداقل سفارش را بالاتر ببرند یا هزینه ارسال را به شدت افزایش دهند. این وضعیت، مصرفکننده را در انتخابهای خود محدود میکند.
به عنوان مثال، اگر فردی قصد خرید لگ تو کرکی مشکی را داشته باشد و به دلیل هزینههای ارسال، از خرید آن منصرف شود، این عدم تقاضا به انباشت کالا در انبارها و در نهایت، کاهش انگیزه تولید در ماههای آینده منجر خواهد شد. این افزایشها، در کنار سایر تورمهای موجود، ممکن است باعث شود که قیمت لگ تو کرکی مشکی یا سایر پوشاک پایهای، بیش از حد انتظار افزایش یابد و قدرت خرید مردم را در این بخش کاهش دهد؛ امری که میتواند به رکود نسبی در فصول پرفروش منجر شود.

نقش مصرف کننده و فروشنده در تعادلبخشی به بازار پوشاک زنانه
در شرایط فعلی، نقش فروشندگان خرد و مصرفکنندگان برای حفظ سلامت بازار حیاتی است. فروشندگان باید از ایجاد حبابهای قیمتی ناشی از افزایش هزینههای حملونقل خودداری کرده و تنها افزایشهای واقعی و مستند را اعمال کنند. برخلاف بازارهای سنتی، در بازار پوشاک زنانه که بخش بزرگی از معاملات بر پایه اعتماد شکل میگیرد، هرگونه افزایش قیمت غیرمتعارف میتواند به سرعت اعتبار فروشگاه را از بین ببرد.
از سوی دیگر، مصرفکنندگان میتوانند با تمرکز بر خرید اقلام ضروری و بادوام، به تثبیت تقاضا کمک کنند. کارشناسان اقتصادی پیشنهاد میکنند که به جای خرید چند باره اقلام ارزان قیمت و بیکیفیت که نیاز به جایگزینی زودهنگام دارند. تمرکز بر کالاهایی با دوام بیشتر، فشار تقاضا برای محصولات کوچک و پرمصرف مانند مدلهای مختلف لگها را تعدیل خواهد کرد. این تغییر رفتار مصرفی، میتواند به تولیدکنندگان این پیام را بدهد که کیفیت بر کمیت ارجح است و در نتیجه، بخشی از فشار ناشی از افزایش هزینههای تولید را کاهش دهد.
جمع بندی
صنف پوشاک زنانه در حال حاضر در یک دوره گذار دشوار قرار دارد، دورهای که در آن باید میان حفظ توان رقابتی و پوشش هزینههای عملیاتی جدید تعادل برقرار کند. دولت و نهادهای نظارتی باید با تسهیل دسترسی تولیدکنندگان به سوخت یارانهای یا ارائه بستههای حمایتی هدفمند برای کاهش هزینههای حملونقل اولیه، از شکسته شدن زنجیره تولید جلوگیری کنند. در غیر این صورت، پتانسیل این صنعت بزرگ در تولید ملی و اشتغالزایی، تحت تأثیر این نوسان هزینهای قرار خواهد گرفت و مصرفکننده نهایی، به خصوص در مورد اقلام پرمصرف، متحمل بیشترین بار خواهد شد.