ماهان شبکه ایرانیان

مروری‌بر ویژگی‌های سریال روزگار قریب ساخته کیانوش عیاری به بهانه پایان بازپخش از آی‌فیلم؛ عیار یک قصه‌گویی بی‌هیاهو

حالا دیگر قریب به دو دهه از آن پاییزی که سریال «روزگار قریب» برای نخستین‌بار در کنداکتور پخش شبکه سه سیما قرار گرفت می‌گذرد اما هنوز هم بازپخش این مجموعه اتفاق مهمی است و هنوز هم روایت آن کهنه نشده است

در رقابتی نه‌چندان نزدیک، مدت‌هاست که سریال‌های بازپخشی در قاب تلویزیون گوی سبقت را از سریال‌های تازه ربوده‌اند و در بیشتر آمارهای رسمی صداوسیما، همچنان شبکه‌ «آی‌فیلم» جزو پرمخاطب‌ترین شبکه‌ها به شمار می‌رود. به همین دلیل هم بازخوانی و آنالیز تجربه‌های گذشته شاید بتواند بخشی از دلایل ناکامی تولیدات تازه را روشن کند.

سریال «روزگار قریب» به کارگردانی کیانوش عیاری برای اولین‌بار در پاییز سال 1386 روی آنتن شبکه سه رفت و هرچند در ابتدا این‌طور به‌نظر می‌رسید که صرفا می‌تواند مخاطبان خاص را باخود همراه کند اما در ادامه به اثری پرمخاطب بدل شد که به پشتوانه همین توفیق در سال‌های بعد جزو گزینه‌های مطلوب برای بازپخش از قاب تلویزیون به شمار می‌رفت. پایان پخش این سریال از شبکه «آی‌فیلم» بهانه درخوری بود که باردیگر به بررسی آن و دلایل توفیق‌ش در همراهی مخاطبان طی دو دهه گذشته بپردازیم. در این مقال تلاش کرده‌ایم به بازخوانی ویژگی‌های «روزگار قریب» از وجوه مختلف و امتیازات برجسته آن به‌نسبت دیگر تولیدات سیما در دهه‌های گذشته بپردازیم.

130

«روزگار قریب» در کارنامه کاری کیانوش عیاری یک اثر برجسته و غیرقابل تکرار است.

کارگردانی ؛ کیانوش عیاری از آن دست فیلمسازانی است که به‌راحتی می‌توان درباره ویژگی‌های منحصربه‌فردش در کارگردانی صحبت کرد. عیاری که در سال 1380 مجموعه «هزاران چشم» را با بازی مهدی هاشمی کلید زد و توانست روایتی اپیزودیک از قصه‌های اجتماعی را با زاویه‌نگاهی متفاوت به‌تصویر بکشد، به‌فاصله کمتر از یک سال بعد، روی سریال «روزگار قریب» متمرکز شد. سریالی که هم خودش و هم مدیران سیما می‌دانستند که قرار است با وسواسی ویژه به سرانجام برسد. عیاری در کارگردانی این سریال، مهمترین ویژگی فیلمسازی خود که تبحر در واقع‌نمایی و ایجاد فضایی شبه‌مستند در مقابل دوربین است را به صورتی تمام و کمال به رخ کشید.

نکته‌ای که تا حد امکان فضای سریال را از یک روایت نمایشی صرف دور کرد و مخاطب گویی بی‌واسطه به مقطعی از تاریخ معاصر پرتاب می‌شد. به این ویژگی باید توانمندی بالای عیاری در هدایت بازیگران را هم افزود؛ توانایی ویژه‌ای که سبب شده است در اغلب آثار این کارگردان شاهد بازی یکدست و روان تیم بازیگران، فارغ از سبقه و سابقه‌شان باشیم. «روزگار قریب» با وجود تمام امتیازاتی که در زمینه تکنیک کارگردانی دارد، به‌هیچ‌وجه اثری فخرفروش نیست و مخاطب عام در مواجهه با روایت آن، دچار سردرگمی نمی‌شود و این جز با تجربه و توان کارگردانی عیاری، قابل حصول نبود.

131

کیانوش عیاری زندگی محمد قریب و وقایع آن‌سال‌ها به بهترین شکل ممکن دراماتیزه کرده است.

فیلمنامه ؛ به همان اندازه که کیانوش عیاری در کارگردانی «روزگار قریب» قدرت‌نمایی کرده است، در مقام فیلم‌نامه‌نویس هم در این پروژه سنگ‌تمام گذاشته است. «روزگار قریب» علاوه‌بر ایده بکر آن که روایتی پرتره از زندگی محمد قریب از مفاخر پزشکی ایران‌زمین بود، از منظر ساختمان و چارچوب روایت هم تجربه‌ای خاص در عرصه سریال‌سازی به شمار می‌رود.

عیاری که زندگی دکتر قریب را در چند مقطع کلیدی زندگی این پزشک نام‌آور کودکان به روایت درآورده است، از همین فرصت بیشترین استفاده را برای بازخوانی بخش‌های ناخوانده از تاریخ معاصر ایران کرده است. به همین دلیل هم سریال «روزگار قریب» هم شخصیت‌هایی به‌یادماندنی در دل روایت خود دارد و هم فرازهایی تکان‌دهنده از منظر بازخوانی ناگفته‌های تاریخی. عیاری نه فقط در پرداخت شخصیت‌های اصلی و فرعی، فیلمنامه‌ای کم‌نقص را به رشته تحریر درآورد که در زمینه دیالوگ‌نویسی هم به‌خوبی توانست میان زبان تاریخی و عادات شنیداری مخاطبان سیما، آشتی برقرار کند.

گنجاندن اطلاعات عمومی و داده‌های مرتبط با پزشکی سنتی در لابه‌لای روایت سریال هم در مقطع پخش، به‌صورت ویژه موردتوجه مخاطبان قرار گرفت و قشر علاقه‌مند به این دست داده‌های پزشکی را هم با سریال همراه کرد. فارغ از همه این موارد، مهمترین ویژگی فیلمنامه «روزگار قریب» تلاش برای کلیشه‌زدایی از شخصیت‌های کلیدی روایت است. در این سریال، نه فقط دکتر قریب و نزدیکان که حتی چهره‌های واقعی تاریخ معاصر هم در قالبی غیرکلیشه‌ای روایت شده‌اند و به همین دلیل مواجهه با کاراکترهایی همچون مهدی بازرگان و یا شمس پهلوی برای مخاطبان سریال تجربه‌ای بکر و به یادماندنی را رقم می‌زند.

132

یکی از نکات برجسته «روزگار قریب» بازی خوب بازیگران به خصوص مهدی هاشمی است.

بازی‌ها ؛ بی‌شک یکی از برگ‌برنده‌های اصلی سریال «روزگار قریب» ترکیب بازیگران اصلی آن و توانمندی ویژه عیاری در هدایت بازیگران است. تیتراژ ابتدایی این سریال را به یاد دارید؟ تصویری کلاژ شده از گریم کاراکتر دکتر قریب از سال‌های کودکی و نوجوانی تا میان‌سالی و پیری که بر روی نمایی از یک ریل قطار، مونتاز شده بود. از همین تصویر تیتراژ به‌خوبی می‌توان به کیانوش عیاری بابت انتخاب بازیگران اصلی‌اش دستمریزاد گفت، بازیگرانی که لااقل از منظر حفظ راکورد بصری و شباهت به یکدیگر، بهترین گزینه‌ها برای ایفای نقش دکتر قریب در سنین مختلف به‌نظر می‌رسند.

از میان این بازیگران هم بی‌شک باید ناصر و مهدی هاشمی را که به‌ترتیب جوانی و میان‌سازی قریب را ایفا کرده‌اند، به‌صورت ویژه‌تر یاد کرد. اما نمی‌توان از بازیگران «روزگار قریب» گفت و یادی از حضور تحسین‌برانگیز مهران رجبی در این سریال نگفت. بازیگری که به‌طرز عجیبی بهترین نقش‌آفرینی‌هایش را در مقابل دوربین کیانوش عیاری به ثبت رسانده است. از «بیدار شو آرزو» و «خانه پدری» گرفته تا همین «روزگار قریب» که در‌آن ایفاگر نقش پدر متعصب و سنتی محمد قریب در سال‌های کودکی او بود. از دیگر بازی‌های به یادماندنی در این سریال هم می‌توان به حضور آفرین عبیسی، رضا بابک، رضا کیانیان و هوشنگ توکلی اشاره کرد. همه این بازی‌های یکدست را هم می‌توان مرهون هنر کیانوش عیاری در هدایت قدرتمند و یکدست بازیگران دانست.

سریال «روزگار قریب» به کارگردانی کیانوش عیاری هر روز ساعت 16 روی آنتن شبکه آی‌فیلم می‌رفت، این سریال نخستین بار در سال  1386 از شبکه سه به شکل هفتگی پخش شد.

منبع: فیلم نیوز

0
قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان