در زمینه ی احکام جدید و قضاوت های حضرت مهدی و اصلاحاتی که حضرت انجام می دهد، روایات بسیاری وجود دارد؛ احکامی که در نظر اول با متون فقهی موجود و گاهی با ظواهر روایات و سنت سازگاری ندارد. قانون ارث برادر در عالم ذر، کشتن شرابخوار، کشتن فرد بی نماز، اعدام درغگو، تحریم سود گرفتن از مؤمن در معاملات، نابودی مناره های مساجد و برداشتن سقف مساجد از آن جمله است. روش هایی که حضرت در کارها و امور اتخاذ می کند نیز از این گونه است.
در روایات از این تغییرات با عباراتی مانند قضای جدید، سنت جدید، دعای جدید و کتاب جدید نام برده شده است که ما آن را جز زنده کردن سنت محمدی نمی دانیم؛ ولی دگرگونی ها به اندازه ای چشمگیر است که وقتی مردم با آن روبه رو می شوند، با تعبیر « او دین جدیدی آورده است » یاد می کنند.
در صورتی که صدور این روایات از معصومین ثابت شود، توجه به چند نکته در این باره ضروری است:
1. برخی از احکام الهی هر چند از سوی خداوند پایه ریزی شده است، ولی شرایط اعلام و اجرای آن در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) فراهم می شود و اوست که آن احکام را اعلام و اجرا می کند. (1)
2. با گذشت زمان به وسیله ی زورمندان و تحریف گران، دگرگونی ها و تحریفاتی در احکام الهی پدید آمده است و حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از ظهور آنها را تصحیح و تعدیل می کند.
در کتاب القول المختصر آمده است: بدعتی را بر جای نمی گذارد و سنتی نمی ماند مگر آن که آن را احیا می کند. (2)
3. چون فقها در استنباط حکم شرعی، از یک سلسله قواعد و اصول بهره می جویند، گاهی حکمی را که استنباط کرده اند به حکم واقع مطابقت ندارد؛ هر چند نتیجه ی آن استنباط برای مجتهد و مقلدینش حجت شرعی است؛ ولی در حکومت امام زمان (علیه السلام) ، حضرت، احکام واقعی را بیان می فرماید.
4. برخی از احکام شرعی در شرایطی خاص و اضطراری و برای تقیه به صورت غیر واقعی اعلام شده است که در روزگار حضرت، تقیه برداشته می شود و حکم واقعی بیان می گردد.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « هنگامی که قائم ما قیام کند، تقیه از بین می رود و حضرت، شمشیر را از نیام بیرون می کشد و از مردم جز شمشیر نمی گیرد و به آنان جز شمشیر نمی دهد ». (3)
درباره ی موارد بالا به گفتن چند روایت بسنده می کنیم:
امام صادق (علیه السلام) ضمن حدیث مفصلی می فرماید: « بر شما ( مسلمانان ) است که تسلیم ( امر ما ) باشید و امور را به ما باز گردانید و به انتظار حکومت ما و شما باشید و منتظر فرج و گشایش ما و شما بمانید. هنگامی که قائم ما ظهور کند و سخنگوی ما به سخن آید و تعلیم قرآن و دستورات دین و احکام را از نو به شما بیاموزد- به همان شکلی که بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است-، دانشمندان شما این رفتار حضرت را، انکار کرده، مورد اعتراض قرار می دهند و بر دین خدا و راه او استوار و پابرجا نمی شوید، مگر در سایه ی شمشیر؛ شمشیری که بالای سر شما باشد.
خداوند، سنت امت های پیشین را بر این مردم قرار داده؛ ولی آنان، سنت ها را تغییر داده، و دین را تحریف کردند. هیچ حکم رایجی در بین مردم نیست، مگر این که از شکل وحی شده اش تحریف گشته است. خدا تو را رحمت کند. به هر چه فراخوانده می شوی، بپذیر تا آن کس که دین را تجدید می کند، فرا رسد ». (4)
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « هنگامی که حضرت قائم ظهور کند، مردم را از نو به اسلام دعوت می کند و آنان را به سوی (اسلام ) هدایت می نماید، در حالی که اسلام کهنه و نابود شده، مردم از آن گمراه گشته اند ». (5)
از این روایت فهمیده می شود که امام دین جدیدی را به جهان عرضه نمی کند؛ بلکه چون مردم از اسلام واقعی منحرف شده اند، حضرت دوباره به آن دین دعوت می کند؛ چنان که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن دعوت کرد.
امام صادق (علیه السلام) به برید فرمود: « ای برید! به خدا سوگند، هیچ حریمی برای خداوند نماند، مگر این که آن را دریدند و هرگز به کتاب خدا و سنت پیامبرش در این جهان عمل نشد و از روزی که امیرمؤمنان رحلت کرد، هرگز حد خداوند در بین مردم جاری نگشت ». آن گاه فرمود: « به خدا سوگند روزها و شب ها به پایان نمی رسد، مگر آن که خداوند مردگان را زنده و زندگان را بمیراند و حق را به صاحبش بازگرداند و آیین خود را- که برای خود و پیامبرش پسندیده است- برپا دارد. بر شما بشارت باد، بشارت باد شما را. به خدا سوگند که حق فقط و فقط در دست شماست ». (6)
این روایت نشان می دهد که دگرگونی ها برای غیر شیعه بیش تر چشمگیر است؛ هر چند برخی از موارد برای آنان نیز تازگی دارد.
در این مجال، دگرگونی ها و اصلاحات در روزگار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در سه قسمت: احکام جدید، اصلاحات و تجدید بناها و قضاوت های تازه بیان می کنیم:
الف) احکام جدید
1. اعدام زناکار و منع کننده ی از زکات
ابان بن تغلب می گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: « در اسلام به حکم خدا دو خون حلال است، ولی کسی به آن حکم نمی کند تا این که خداوند، قائم اهل بیت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بفرستد. او به حکم خدا حکم خواهد کرد و بینه و شاهدای نمی طلبد. حضرت زناکار محصن را ( مرد زن دار و زن شوهر دار) را سنگسار می کند و کسی که زکات نمی دهد گردنش را می زند ». (7)
امام صادق (علیه السلام) و امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند: « هنگامی که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، در سه مورد چنان حکم می کند که کسی پیش از او آن گونه حکم نکرده است. آن حضرت پیرمرد زناکار را اعدام می کند و کسی را که مانع زکات می شود، به قتل می رساند و ارث برادر را به برادر مقامی ( که در عالم ذر با هم برادر بودند ) می دهد ». (8)
علامه حلی درباره ی حکم اعدام منع کننده ی زکات می فرماید: در همه ی عصرها، مسلمانان بر وجوب زکات اتفاق نظر داشته اند و زکات را یکی از پایه های پنج گانه ی اسلام می دانند. در نتیجه کسی که واجب بودنش را نپذیرد و مسلمان فطری باشد و بین مسلمانان بزرگ شده باشد، او را بدون توبه دادن اعدام می کنند و اگر این فرد، مسلمان ملی باشد تا سه بار پس از ارتداد، توبه اش می دهند و پس از آن اعدام می شود، این احکام در صورتی است که فرد علم و آگاهی به وجوب آن داشته باشد؛ ولی اگر وجوب آن را نداند، حکم به کفرش نمی شود ». (9)
مجلسی اول، در شرح این روایت، ضمن بیان وجوهی می فرماید: شاید مراد این باشد که حضرت در این دو مورد بر طبق علم خود حکم و قضاوت می کند و نیازی به شاهد نخواهد داشت؛ چنان که این روش در دیگر قضاوت های حضرت نیز می باشد ولی راز اختصاص دادن به این دو مورد به لحاظ اهمیت آن است. (10)
2. قانون ارث
امام کاظم (علیه السلام) می فرماید: « خداوند، ارواح را دو هزار سال پیش از بدن ها آفرید. هر یک از آنها که با دیگری در آسمان ها آشنا شد، در زمین نیز با هم آشنا خواهند بود و هر کدام که از دیگری بیگانه بوده است، در زمین نیز چنان خواهد بود. هنگامی که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، به برادر دینی ارث می دهد وارث برادر نسبی را قطع می کند و این است معنای قول خداوند در سوره ی مومنون: ( فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَینَهُمْ یوْمَئِذٍ وَلَا یتَسَاءَلُونَ؛ (11) پس هنگامی که در شیپور صور دمیده شود، هیچ نسبی بین آنان نخواهد بود و هرگز از علت آن جویا نخواهند شد ). (12)
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « خداوند دو هزار سال پیش از آن که پیکرها را بیافریند، بین ارواح برادری برقرار کرد. هنگامی که قائم ما اهل بیت قیام کند، برادرانی که بینشان برادری برقرار شده است، از یک دیگر ارث می برند و برادران نسبی که از یک پدر و مادر هستند از یک دیگر ارث نمی برند ». (13)
3. کشتن دروغگویان
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « هنگامی که قائم ما ظهور کند، نخست به سراغ دروغگویان شیعه می رود و آنان را به قتل می رساند ». (14)
اجتمال دارد که مراد از این افراد، منافقان یا مدعیان مهدویت و بدعت گذاران در دین باشد که سبب انحراف مردم شدند.
4. پایان حکم جزیه
امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرمایدک « خداوند، دنیا را به پایان نمی رساند، مگر آن که حضرت قائم از ما قیام کند و دشمنان ما را نابود سازد و دیگر جزیه را نپذیرد و صلیب و بت ها را بشکند و دوران جنگ و خونریزی به پایان رسد و مردم را برای دریافت مال و ثروت فراخواند و امولال را در بین آنان یکسان تقسیم کند و در میان مردم به عدالت رفتار نماید ». (15)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره ی شکستن صلیب ها و کشتن خوک ها- که به معنای پایان یافتن دوران مسیحیت و حکم جزیه است- می فرماید: « حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان فرمانروایی دادگر ظهور می کند و صلیب ها را می شکند و خوک ها را می کشد و دستور می دهد، کارگزارانش مال و ثروت را برداشته، در شهرها بگردند تا هر کس نیازمند است، از آن بردارد؛ ولی کسی پیدا نمی شود که اظهار نیازمندی کند ». (16)
شاید این حدیث کنایه از پایان دوران مسیحیت و اهل کتاب باشد.
5. انتقام از بازماندگان قاتلان امام حسین (علیه السلام)
هروی می گوید: به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! نظرتان درباره ی این سخن امام صادق (علیه السلام) که می فرماید: « هرگاه قائم کا قیام کند، بازماندگان از قاتلان امام حسین (علیه السلام) به کیفر کردار پدرانشان کشته می شوند » چیست؟ حضرت رضا فرمود: « این سخن صحیح است ».
گفتم: پس این آیه ی قرآن ( و لا تزرو وازرة وزر أخری؛ (17) گناه کسی را به پای کسی نمی نویسند )، چه معنایی دارد؟
فرمود: « آن چه خداوند می فرماید: صحیح است؛ ولی بازماندگان قاتلان امام حسین (علیه السلام) ، به کردار پدرانشان خرسند هستند و به آن افتخار می کنند و هر کس از چیزی خشنود باشد، مانند آن است که آن کار را انجام داده باشد. اگر مردی در مشرق کشته شود و مرد دیگری در مغرب به کشته شدن او خشنود باشد، نزد خداوند شریک گناه قاتل است.
و حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که فرزندان قاتلان امام حسین (علیه السلام) را هنگام ظهورش نابود می سازد؛ برای این است که آنان از کردار پدرانشان خشنود هستند ».
گفتم: قائم شما از چه طایفه ای شروع می شود؟ فرمود: « از بنی شیبه شروع می کند و دست های آنان را قطع می نماید؛ زیرا آنان دزدان خانه ی خدا در مکه معظمه هستند ». (18)
6.حکم رهن و وثیقه
علی می گوید: پدرم، سالم از امام صادق (علیه السلام) درباره ی حدیث « کسی که به رهن و وثیقه، از برادر مؤمن خود مطمئن تر باشد من از او بیزارم »؛ سؤال کردم.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: « این مطلب در دوران قائم ما اهل بیت است ». (19)
7. سود تجارت
سالم می گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: روایتی نقل شده است که سود و بهره گرفتن از مؤمن برای برادر مؤمنش حرام و رباست؟ حضرت فرمود: « این مطلب در هنگامی است که قائم ما اهل بیت ظهور کند؛ ولی امروز جایز است که شخصی به مؤمن چیزی بفروشد و از او سود بگیرد ». (20)
مجلسی اول پس از قوی دانستن سند این روایت، می فرماید: از این روایت به دست می آید، روایاتی که سود گرفتن از مؤمن را مکروه دانسته، آن را ربا می خواند، مبالغه نیست و ممکن است در حال حاضر مکروه باشد، ولی در زمان حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حرام گردد. (21) ولی مجلسی دوم ضمن مجهول خواندن این روایت می گوید: شاید حرمت در این دو مورد، مقید به زمان قیام حضرت حجت باشد. (22)
8. کمک برادران دینی به یک دیگر
اسحاق می گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که آن حضرت از کمک و همکاری با برادران سخن به میان آورد و آن گاه فرمود: « هنگامی که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کند، کمک کردن به برادران واجب می شود و باید آنان را تقویت و کمک کنند ». (23)
9. حکم قطایع
امام صادق (علیه السلام) فرمود: « آن گاه که قائم ما قیام کند، قطایع ( و مالیکت اموال غیر منقول ) از بین می رود؛ به گونه ای که دیگر قطایعی در میان نخواهد بود ». (24)
قطایع که همه مالیکت های بزرگ مانند روستاها، اراضی بسیار و قبعه هاست و پادشاهان و قدرتمندان آنها را به نان خود ثبت می کنند، همگی در روزگار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به آن حضرت تعلق دارد.
10. حکم ثروت ها
معاذ بن کثیر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: « شیعیان ما در فراخی بوده، آزادند از این که آن چه را به دست می آورند، در راه خیر و نیکی مصرف کنند؛ ولی هنگامی که قائم ما قیام کند، بر هر گنجینه داری، اندوختن حرام می شود؛ مگر آن که آن را به خدمت آن حضرت آورد و از آن در جنگ با دشمن، یاری و کمک بگیرد و این است سخن خداوند که می فرماید: ( وَالَّذِینَ یکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا ینْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ؛ (25) کسانی که طلا و نقره می اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمی کنند، آنان را به عذاب دردناکی بشارت ده ). (26)
ب) اصلاحات اجتماعی و تجدید ساختمان مساجد
1. تخریب مسجد کوفه و تعدیل قبله آن
اصبغ بن نباته می گوید: امیر مؤمنان (علیه السلام) هنگام ورود به مسجد کوفه- که در آن هنگام باخزف و گل پخته ساخته شده بود- فرمود: « وای بر کسی که تو را ویران کرد! وای بر کسی که زمینه ی ویرانی تو را آسان کرد! ولی بر آن که تو را با گل و خاکپخته بنا کرد و جهت قبله ی نوح (علیه السلام) را تغییر داد! » آن گاه ادامه داد: « خوشا به حال کسی که شاهد ویرانی تو در روزگار حضرت قائم از اهل بیت می باشد! آنان نیکان امت هستند که همراه نیکان عترت می باشند ». (27)
هم چنین آن حضرت می فرماید: « بی گمان هنگامی که قائم ما قیام کند، مسجد کوفه را ویران کرده، قبله آن را تعدیل می کند ». (28)
2. تخریب مساجد در مسیر جاده و مشرف
ابو بصیر می گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: « هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را درکوفه ویران می سازد و هیچ مسجد مشرفی را نمی گذارد، مگر این که کنگره و اشراف آن را ویران کند و با حالت سادگی و بدون اشراف، آن را بر جای می گذارد و هر مسجدی را که در مسیر جاده قرار گیرد، ویران می سازد ». (29)
شاید مراد، چهار مسجدی باشد که سران لشکر یزید، پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) به شکرانه ی کشتن آن حضرت در کوفه ساختند و بعدها به « مساجد ملعونه » معروف شدند. هر چند این مساجد اکنون موجود نیست، ولی ممکن است بعدها گروهی از روی دشمنی با اهل بیت، آنها را دوباره بسازند. (30)
امام باقر (علیه السلام) درباره ی این مساجد می فرماید: « در کوفه به دلیل شادی از کشتن، حسین (علیه السلام) چهار مسجد ساخته شد که عبارتند از: مسجد اشعث، مسجد جریر، مسجد سماک و مسجد شیث بن ربعی ». (31)
3. ویران کردن مناره ها
ابو هاشم جعفری می گوید: خدمت امام حسن عسکری (علیه السلام) بودم که ایشان فرمود: « هنگامی که حضرت قائم قیام کند، دستور می دهد، مناره ها و مقصوره هایی (32) که در مساجد است، ویران شود ». با خود گفتم: چرا حضرت چنین می کند؟ امام عسکری (علیه السلام) رو به من کرد و فرمود: « چون اینها بدعت و نوآوری هایی است که پیامبر و امامی آن را نساخته است ». (33)
مرحوم صدوق طبق روایتی می گوید: امیر مؤمنان (علیه السلام) هنگام گذشتن از مسجدی- که مناره اش بلند بود- دستور داد آن مناره را ویران کنند. (34)
مجلسی اول می فرماید: از این روایات، حرمت ساختن مناره های بلند به دست می آید؛ زیرا اشراف داشتن و مسلط شدن بر خانه های مسلمانان حرام است. ولی اکثر فقها این روایت را بر کراهت حمل کرده اند. (35) به نقل از مسعودی و طبرسی: وی دستور می دهد منبرها را ویران کنند (36). البته مجلسی دوم ( محمد باقر ) مطلبی به همین مضمون دارد که در پاورقی سوم آمده است.
4. تخریب سقف مساجد و منبرها
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: « نخستین چیزی که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از آن آغاز می کند سقف مساجد است. آنها را ویران می کند و سقف هایی مانند عریش (37) موسی (علیه السلام) بر آن قرار می دهد ». (38)
این روایت بر استجاب حمل شده است؛ زیرا نبودن مانع و حائل بین نمازگزاران و بین آسمان مستحب است و نبودن حایل یکی از اسباب قبولی نماز و استجابت دعاست.
5. بازگرداندن مسجد الحرام و مسجد النبی به اندازه ی اصلی
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ساختمان مسجد الحرام را ویران می کند و آن را به ساختمان نخستین و اندازه ی اصلی اش باز می گرداند. مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نیز پس از ویران کردن، به اندازه ی اصلی اش باز می گرداند و کعبه را در جایگاه اصلی اش می سازد ». (39)
هم چنین آن حضرت می فرماید: « هنگامی که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، خانه خدا را به اندازه ی نخستین آن باز می گرداند (40) و با مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مسجد کوفه نیز چنین می کند ».
ج) قضاوت
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « پس از ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خداوند بادی می فرستد تا در هر سرزمینی ندا کند: این مهدی است که به روش داود و سلیمان قضاوت می کند و بر حکم خود گواهی نمی طلبد ». (41)
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: « حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) احکام و قضاوت هایی دارد که حتی برخی از یاران و کسانی که در رکابش شمشیرها زده اند، به آن احکام اعتراض می کنند و آن قضاوت حضرت آدم (علیه السلام) است و حضرت نیز گردن معترضان را می زند. سپس به روش دیگری قضاوت می کند که قضاوت داود است؛ ولی گروه دیگری از یارانش اعتراض می کنند و حضرت گردن آنان را نیز می زند.
برای بار سوم حضرت به شیوه ی ابراهیم (علیه السلام) قضاوت می کند و باز هم گروهی از یارانش- که در رکابش شمشیر زده اند- اعتراض می کنند و حضرت آنان را نیز اعدام می کند. آن گاه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به روش محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتار می کند و دیگر کسی بر حضرت اعتراض نمی کند ». (42)
سازمان های بزرگ و با عظمت با نام و نشان های گوناگون و اساسنامه های پررزق و برق که از حمایت محرومان و حقوق بشر سخن می گویند، در بین بشریت چنان رفتار کرده اند که گویی جز دشمنی با بشریت کار دیگری ندارند.
سرانجام حکومت مهدی وارث جهانی است که در آن ستمگران با همه ی توان به جنگ و نبرد با بشریت پرداخته، تعداد بسیاری از انسان ها را کشته اند و آنان که زنده مانده اند نیز از حکومت های دیگر ناامید شده، به حکومتی که وعده های خویش را محقق می سازد، پناه می آورند و این حکومت، همان حکومت مهدی آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: « حکومت و دولت ما، آخرین دولت است و هیچ حزب، گروه و خاندانی نمی ماند که دارای حکومت باشد، مگر این که پیش از ما حکومتشان بر روی کار می آید و این برای آن است که اگر روش و سیاست حکومت ما را دیدند، نگویند، ما هم اگر زمامدار امور می شدیم، این چنین رفتار می کردیم و این معنای سخن خداوند است که فرمود: ( وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین؛ (43) و عاقبت کار از آن پرهیزکاران است ) ». (44)
د) حکومت عدل
عدالت، واژه ای است آشنا که همگان آن را دوست دارند و در پی آنند. عدالت چیزی است که از هر کس صادر شود، نیکو و زیباست و از مسؤولان و فرمانروایان زیبنده تر؛ ولی جای تأسف است که در روزگاران بسیاری، جز نام، نشان دیگری از عدالت نمی توان یافت و بشریت جز در روزگاران اندکی- آن هم در حکومت مردان الهی- عدالت را مشاهده نکرده است.
استعمارگران برای استثمار بیش تر و نفوذ حاکمیت خود، به اشکال گوناگون از این واژه مقدس سوء استفاده می کنند و با تبلیغ این شعار جذاب، گروهی را به دور خود گرد می آورند: ولی دیری نمی پاید که رسوا شده، ادامه ی حکومت خود را جز با به کارگیری زور و بی عدالتی نمی بینند.
نظر مرحوم طبرسی
مرحوم طبرسی درباره ی زنده کردن سنت به وسیله ی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سخنانی دارد که به ذکر آن می پردازیم:
اگر پرسیده شود همه ی مسلمانان معتقدند که پس از حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) دیگر پیامبری نخواهد آمد، ولی ما شیعیان عقیده دارید که چون قائم قیام کند، جزیه را از اهل کتاب نمی پذیرد و هر کس را که بیش از بیست سال داشته باشد و احکام دینش را نداند، به قتل می رساند و مساجد و زیارتگاه های دینی را ویران می سازد و به روش حضرت داود- که برای صدور حکم شاهد نمی خواست- حکم می کند و مانند اینها که در روایات شما وارد شده است و این عقیده موجب نسخ دیانت و ابطال احکام دینی است و در حقیقت شما با این عقیده، نبوت و پیامبری را پس از خاتم پیامبران اثبات نموده اید؛ هر چند نام آن را پیامبری نگذارید، پاسخ شما چیست؟
می گوییم: ما از آن چه رد این پرسش گفته شده- که قائم، جزیه را از اهل کتاب نمی پذیرد و کسانی را که به سن بیست سالگی برسند و احکام دین خود را ندانند، به قتل می رساند- آگاهی نداریم و بر فرض هم که در این خصوص روایتی رسیده باشد، نمی توان آن را به طور قطع پذیرفت. ممکن است منظور از ویران سازی برخی از مساجد و زیارت گاه های دینی، مساجد و زیارت گاه هایی باشد که بر خلاف تقوا و دستور خدا ساخته شده است که البته کاری مشروع خواهد بود و پیامبر هم چنین کاری را انجام داد.
این که قائم، مانند فرزندان داود حکم می کند و در صدور حکم شاهد و دلیل نمی خواهد، این هم مطلبی است که نزد ما قطعی و یقینی نیست و اگر درست باشد، آن را بدین گونه باید تدویل کرد که در مواردی که خودش به حقیقت قضایا و ماهیت دعوا علم دارد، طبق عملش حکم می کند؛ زیرا هر گاه امام یا قاضی به مطلبی یقین پیدا کرد، لازم است که موافق با علمش قضاوت کند و دیگر شاهد و دلیلی نمی خواهد و این نکته موجب نسخ دیانت نیست. هم چنین این سخن که گفته اند: قائم جزیه نمی گیرد و گوش به گواهی شاهد و گواه نمی دهد، در صورتی که درست باشد، باعث منسوخ گشتن دیانت نخواهد بود؛ زیرا نسخ آن است که دلیلش متأخر از حکم منسوخ باشد و هم زمان با هم نباید و اگر هر دو دلیل با هم آمدند، نمی توانند یکی ناسخ دیگری باشد؛ هر چند در معنا مخالف آن باشد؛ مثلاً اگر فرض کردیم که خداوند فرمود: « روز شنبه تا فلان وقت را در خانه به سر برید و پس از آن وقت آزاد هستید ». به این سخن نسخ نمی گویند؛ زیرا دلیل رافع، همراه دلیل موجب است.
چون این معنا روشن گشت و دانستیم که پیامبر به آگاهی ما رسانده است که قائم از فرزندان من است و از دستورات او پیروی کنید و هر حکمی می کند بپذیرید، بر ما واجب است از وی پیروی کنیم و هر گونه قائم در میان ما حکم کرد، رفتار نماییم. پس اگر ما حکم او را پذیرفتیم- هر چند با برخی از احکام پیشین فرق داشته باشد- احکام دین اسلام را منسوخ ندانسته ایم؛ زیرا چنان که گفتیم نسخ احکام در موضوعی که دلیلش وارد شده باشد، متحقق نمی شود. (45) البته روایات متعدی از عامه به این مضمون وارد شده است.
پینوشتها:
1- نگاه: کتاب الخمس ( موسوعة الامام الخوئی)، ج5، ص 200.
2- قبل: « لا یترک بدعه إلا أزالها و لا سنه إلا أحیاها ». القول المختصر، ص 20.
3- عن أبی عبدالله (علیه السلام) : « إذا قائم قائمنا سقطت التقیه، و جرد السیف، و لم یأخذ من الناس، و لم یعطهم إلا بالسیف ». تأویل الآیات الظاهرة، ج2، ص 540؛ اثبات الهداة، ج3، ص 564.
4- عن أبی عبدالله (علیه السلام) : « فی حدیث طویل، قال: « علیکنم بالتسلیم و الرد إلینا، و انتظار أمرنا و أمرکم، و فرجنا و فرجکم، فلو قد قام قائمنا و تکلم متکلمنا، ثم استأنف بکم تعلیم القرآن و شرائع الدین و الأحکام و الفرائض، کما أنزله الله علی محمد (علیه السلام) لأنکم ( لأنکر) أهل البصائر فیکم ذلک الیوم إنکاراً شدیداً، و لم تستقیموا علی دین الله، و طریقته، إلا من تحت حد السیف فوق رقابکم، إن الناس بعد نبی الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رکب الله بهم سنه من کان قبلکم فیروا و بدلوا و حرفوا و زادوا فی دین الله و نقصوا منه، فما من شیأ علیه الناس الیوم إلا و هو منحرف عما نزل به الوحی من عند الله، فأجب- رحمک الاله- من حیث تدعی إلی حیث تدعی من یستأنف بکم دین الله استئنافاً ». کشی، رجال، ص 138؛ اثبات الهداة، ج3، ص 560؛ بحار الانوار، ج2، ص 246؛ العوالم، ج3، ص 558.
5- عن الصادق (علیه السلام) : « إذا قام القائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا الناس إلی الإسلام جدیداً، و هداهم ألی أمر قد دبر فضل عنه الجمهور ». مفید، ارشاد، ص 364؛ روضة الواعظین، ج2، ص 264؛ اعلام الوری، ص 431؛ بحار الانوار، ج51، ص 30.
6- عن برید بن معاویه، سمعت دبا عبدالله (علیه السلام) یقول: « یا برید؛ والله: ما بقیت لله حرمه إلا انتهکت، و لا عمل بکتاب الله، و لا سنه نبیه فی هذا العالم و لا أقیم فی هذا الخلق حد منذ قبض الله أمیر المؤمنین و لا عمل بشیء من الخلق إلی یوم الناس هذا ». ثم قال: « أما و الله لا تذهب الایام و اللیالی حیث یحیی الله الموتی و یمیت الأحیاء و یرد الحق إلی أهله، و یقیم دینه الذی ارتضاء لنفسه و نبیه فابشروا ثم ابشروا، فوالله؛ ما الحق إلا فی أیدکم ». التهذیب، ج4، ص 96؛ ملاذ الاخیار، ج6، ص 258.
7- عن أبان بن تغلب، قالک قال بی أبو عبدالله (علیه السلام) : « دمان فی الإسلام حلال من الله، لا یقضی فیهما أحد حتی یبعث الله قائمنا أهل البیت، فإذا بعث الله عزوجل قائمنا أهل البیت. حکم فیهما بحکم الله لا یرید علیها بینة، الزانی المحصن یرجمه، و مانع الزکاة یضرب عنقه ». کافی، ج3، ص 503؛ الفقیه، ج2، ص 11؛ کمال الدین، ج2، ص 671؛ وسائل الشیعه، ج6، ص 19؛ بحار الانوار، ج52، ص 325.
8- عن أبی عبدالله (علیه السلام) و أبی الحسین (علیه السلام) : قالا: « لو قام القائم لحکم بثلاث لک یحکم بها أحد قبله؛ یقتل الشیخ الزانی، یقتل مانع الزکاة، یورث الأخ فی الأظلة ». صدوق، خصال، باب 3، ص 133؛ اثبات الهداة، ج3، ص 495.
9- العلامة الحلی: أجمع المسلمون کافه علی وجوبها فی جمیع الأعصار، و هی أحد أرکان الإسلام الخمسه إذا عرفت هذا، فمن أنکر وجوبها ممن ولد علی الفطره، و نشأ بین المسلمین فهو مرتد یقتل من غیر أن یستتاب، و إن لم یکن من الفطرع، بل أسلم غقیب کفر الستتیب- مع علم بوجوبها- ثلاثا، فإن تاب و إلا فهو مرتد وجب قتله، و إن کان ممن یخفی وجوبها علیه لإنه نشأ بالبادیه أو کان قریب العهد بالإسلام عرف وجوبها و لک یحکم بکفره ». تذکرة الفقهائ، ج5، ص 7، کتاب زکات؛ ر.ک: مرآه العقول، ج16، ص 14.
10- العلامة المجلسی: أو یکون المراد أنه (علیه السلام) یحکم بعلمه فیهما و لا یحتاج إلی الشهود، کما فی سائر قضایاه. و یکون التخصیص للاهتمام ». روضة المتقین، ج3، ص 18.
11- مؤمنون (23) ایه 101.
12- عن جرهم بن أبی جهینه، قال: سمعت أبا الحسن موسی یقول: « إن الله تبارک و تعالی خلق الأرواح قبل الأبدان بألفی عام، ثم خلق الدبدان بعد ذلک. فما تعارف منها فی السمائ تعارف فی الأرض، و ما تناکر منها فی السماء تناکر فی الأرض. فإذا القائم ورث الأخ فی الدین و لم یورث الأخ فی الولاده، و ذلک قول الله عزوجل فی کتابه ( قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ... فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَینَهُمْ یوْمَئِذٍ وَلَا یتَسَاءَلُونَ ). دلائل الامامة، ص 260؛ تفسیر برهان، ج3، ص 120؛ الشیعة و الرجعه، ج1، ص 402.
13- قال الصادق (علیه السلام) : « إن الله آخا بین الأرواح فی الأظله، قبل أن الأبدان بألفی عام، فلو قد قام قائمنا أهل البیت لورث الأخ الذی آخا بینها فی الأظله، و لم یورث الأخ من الولاده » . الفقیه، ج4، ص 254؛ صدوق، عقاید، ص 76؛ حصینی، هدایه، ص 64، 87؛ مختصر البصائر، ص 159؛ روضه المتقین، ج11، ص 415؛ بحار الانوار، ج6، ص 249 و ج101، ص 367.
14- عن أبی عبدالله (علیه السلام) : « لو قد قام قائمنا لبداً بکذابی الشیعه فقتلهم: کسی، رجال، ص 299؛ اثبات الهداة، ج3، ص 561.
15- قال أمیر المؤمنین (علیه السلام) : « ... فإن الله لم یذهب بالدنیا حتی یقوم القائم منا، یقتل مبغصینا، و لا یقتل الجزیة، و یکسر الصلیب و الأصنام، و تضع الحرب أوزارها، و یدعو إلی أخذ المال و بقسمه بالسویة، و یعدل فی الرعیة ». اثبات الهداة، ج3، ص 496.
16- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : « یخرج المهدی حکماً عدلاً، فیکسر الصلیب، و یقتل الخنزیر و یطاف بالمال فی أهل الحواء فلا یوجد أحدٌ یقبله »: . عقد الدرر، ص 166؛ القول المختصر، ص 14.
17- کهف (18) آیه 9.
18- عن الهروی، قال: قلت لأبی الحسن الرضا (علیه السلام) : یا ابن رسول الله؛ ما تقول فی حدیث روی عن الصادق (علیه السلام) أنه قال: « إذا خرج القائم قتل ذراری قتلة الحسین(علیه السلام) بفعال آبئها؟ » فقال (علیه السلام) : « هو کذلک ». فقلت: و قوله الله عزوجل ( و لا تزر وازرة وزر اخری ) ما معناه؟
قال: « صدق الله فی جمیع أفواله، ولکن ذراری قتلة الحسین (علیه السلام) یرضون بفعال أبائهم، و یتفخرون بها، و من رضی شیاً کان کمن أتاه، ولو أن رجلاً قتل بالمشرق فرضی بقتله رجل بالمغرب، لکان الراضی عند الله عزوجل شریک القاتل، و إنما یقتلهم القائم إذا خرج لرضاهم بفعل آبائهم ». قال: قلت له: بأی شیء یبدأ القائم منکم إذا قام؟ قال: « یبدأ ببنی شیبة، فیقطع أیدیهم؛ لأنهم سراق بیت الله عزوجل ». علل الشرایع، ج1، ص 219؛ عیون الخبار الرضا، ج1، ص 273؛ بحار الانوار، ج52، ص 313؛ اثبات الهداة، ج3، ص 455.
19 و 20- علی بن سالم، عن أبیه، قال: سألت أبا عبدالله (علیه السلام) عن الخبر الذی روی « أن من کان بالرهن أوثق منه بأخیه المؤمن، فأنا یریء ». قالک « ذلک إذا ظهر الحق، و قام قائمنا أهل البیت: . قلت فاخبر الذی روی « أن ربح المؤمن علی المؤمن رباً« ما هو؟ فقال: « ذلفک إذا ظهر الحق، وقام قائمنا أهل البیت، فأما الیوم، فلا بأس أن یبیع من المؤمن و یربح علیه ». من لا یحضره الفقیه، ج3، ص 200؛ التهذیب، ج7، ص 179؛ وسائل الشیعه، ج13، ص 123؛ اثبات الهداه، ج3، ص 455؛ ملاذ الاخیار، ج11، ص 315.
21- قال المجلسی الأول: ... و یدل علی أن الأخبار المتقدمة فی کراهه الربح علی المؤمن و أنه رباً مبالغة فیها، و یمکن أن یکون فی زمان القائم حراماً و الآن مکروهاً. روضة المتقین، ج7، ص 375.
22- قال المجلسی الثانی: مجهول... قوله ذلک إذا ظهر الحق لعل الحرمه فی الموضعین مقیدة بذلک، ملاذ الاخیار، ج11، ص 315.
23- عن إسحاق بن عمار، قال: منت عند أبی عبدالله (علیه السلام) ، فذکر مواساة الرجل لإخوانه- إلی أن قال- فقال أبو عبدالله (علیه السلام) : « إنما ذلک إذا قام القائم وجب علیهم أن یجهزوا إخوانهم، و أن یقووهم ». صدوق، مصادفه لاخوان، ص 20؛ اثبات الهداة، ج3، ص 495.
24- عن جعفر (علیه السلام) : « إذا قام قائمنا، اضمحلت القطائع. فلا قطائع ». قرب الاسناد، ص 54؛ بحار الانوار، ج52، ص 309 و ج97، ص 58؛ اثبات الهداة، ج3، ص 523، 584؛ بشارة الاسلام، ص 234.
25- توبه (9) آیه 34.
26- عن معاذ بن کثیر، قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: « موسع علی شیعتنا أن ینفقوا مما فی ایدیهم بالمعروف، فإذا قام قائمنا حرم علی کل ذی کنز کنزه حتی یأتیه به فیستعین به علی عدوه و هو قول الله عزوجل: (وَالَّذِینَ یکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا ینْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ) ». کتافی، ج4، ص 61؛ التهذیب، ج4، ص 143؛ عیاشی، تفسیر، ج2، ص 87؛ المحجه، ص89؛ تفسیر صافی، ج2، ص 341؛ تفسیر برهان، ج2، ص 121؛ نور الثقلین، ج2، ص 213؛ بحار الانوار، ج73، ص 143؛ مرآة العقول، ج16، ص 193.
27- عن الأصبغ بن نباتة، قالک قال أمیر المؤمنین (علیه السلام) فی حدیث له حتی انتهی إلی مسجد الکوفة کان مبنیاً بخزف و دنان و طین، فقال: « ویل لمن هدمک، و ویل لمن سهل هدمک، و ویل لیانیک بالمطبوخ، المغیر قبلة نوح، طوبی لمن شهد هدمک مع قائم أهل بیتی، أولئک خیار الأمه مع أبرار العترة ». طوسی، غیبه، ص 283؛ اثبات الهداة، ج3، ص 516؛ بحار الانوار، ج52، ص 332.
28- قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): « اما قام کسره- مسجد الکوفة- و سوی قبلته.. » نعمانی، غیبة، ص 317؛ بحار الانوار، ج52، ص 364؛ مستدرک الوسائل، ج3، ص 369 و ج12، ص 294.
29- عن أبی بصیر، عن أبی جعفر (علیه السلام): « إا قام القائم، دخل الکوفه و أمر بهدم المساجد الأربعة حتی یبلغ أساسها، و یصیرها عریشاً کعریش موسی، و یکون المساجد کلها جماء لا شرف لها، کما کان علی عهد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ». من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 53؛ بحار الانوار، ج52، ص 333, اثبات الهداة، ج3، ص 517، 556؛ الشیعه و الرجعه، ج2، ص 400؛ ر.ک: من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 232؛ ارشاد، ص 365؛ روضة الواعظین، ج2، ص 264.
30- مهدی موعود، ص 941؛ الغارات، ج2، ص 324، پاورقی.
31- عن الباقر (علیه السلام): « جددت أربعة مساجد بالکوفة فرحاً بقتل الحسین (علیه السلام): مسجد الأشعث، و مسجد جریر، و مسجد سماک، و مسجد ابن ربعی لعنهم الله ». بحار الانوار، ج45، ص 189.
32- محلی از مسجد که برای خلیفه یا امام جماعت می ساختند تا در حال نماز در آن جا بایستند و از دسترس دشمن دور باشند؛ فرهنگ فارسی عمید.
33- عن أبی هاشم الجعفری، قال: کنت عند أبی محمد (علیه السلام) فقال: « إذا قام القائ مأمر بهدم المناره و المقاصیر التی فی المساجد ». فقلت فی نفسی: لأی معنی هذا؟ فأقبل علی. فقال: « معنی هذا أنها محدثه مبتدعة، لک یبنها نبی و لا حجه ». طوسی، غیبه، ص 123؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ج4، ص 437؛ اعلام الوری، ص 355؛ کشف الغمة، ج3، ص 208؛ اثبات الهداة، ج3، ص 412؛ بحار الانوار، ج50، ص 215 و ج52، ص 323؛ متسدرک الوسائل، ج3، ص 379، 384.
34- روی أن علیاً (علیه السلام) مر علی مناره طویله فأمر بهدمها، ثم قال: « لا ترفع المناره إلا مع سطح المسجد ».. من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 155.
35- قال المجلسی الدول: یفهم منه حرمه بناء المنارات العالیه لحرمه إلا شراف علی بیوت المسلمین و حمله الأکثر علی الکراهه و إن حکموا بحرمه إلا شراف. روضه المتقین، ج2، ص 109.
و قال المجلسی الثانی: المشهور بین الدصحاب کراهه تطویل المناره أزید من سطح المجسد لئلا یشرف المؤذنون علی الجیران،و المنارات الطویله من بدع عمر و المراد بالمقاصیر: المحاریب الداخله، بحار الانوار، ج80، ص 376.
36- اثبات الوصیة، ص 215؛ اعلام الوری، ص 355.
37- عریش سایبانی است که برای مخافظت خود ازگرما و افتاب می سازند و به نقل از طریحی آن را از سعف خرما می سازند و تا پایان فصل خرما، در آن به سرمی برند. تخریب آن شاید بدین دلیل است که مساجد پیش از ظهور امام (علیه السلام) از حالت سادگی بیرون آمد] جنبه ی تشریفاتی به خود می گیرد. ویرانی منابر نیز به دلیل آن است که دیگر جنبه ی ارشاد و هدایت مردم را ندارد؛ بلکه به وسیله ای برای تقویت فرمانروایان ستمگر و خائن و توجیهی برای نفوذ دشمنان در سرزمین های اسلامی تبدیل شده است.
38- قال أبو جعفر: « أول ما یبدأ به قائمنا سقوف المساجد، فیکسرها و یأمر بها، فتجعل عریشاً معریش موسی ». من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 153؛ اثبات الهداة، ج3، ص 425؛وسائل الشیعه، ج3، ص 488؛ روضة المتقین، ج2، ص 101.
39- عن أبی عبدالله (علیه السلام): « القائم یهدی المسجد الحرام حتی یرده إلی أساسه و مسجد الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) إلی أساسه. یرد البیت ألی موضعه، و دقامه علی أساسه ».ارشاد، ص 364؛ طوسی، غیبة، ص 297؛ نعمانی، غیبة، ص 171؛ اعلام الوری، ص 431؛ کشف الغمة، ج3، ص 255؛ اثبات الهداة، ج3، ص 516؛ بحار الانوار، ج52، ص 332.
40- حدود آن را مرحوم صدوف و مجلسی بیان کرده اند: ر.ک: روضه المتقین، ج2، ص 94؛ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 149.
41- قال أبو عبدالله (علیه السلام): « فیبعث الله تبارک و تعالی ریحاً فتنادی بکل واد: هذا المهدی، یقضی بقضاء داود و سلیمان، و لا یرید علیه بینه ». کافی، ج1، ص 397؛ کمال الدین، ج2، ص 671؛ مرآة العقول، ج4، ص 300؛ مجلسی این حدیث را موثق می داند؛ بحار الانوار، ج52، ص 320، 330، 336، 339.
42- عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: « یقضی القائم بقضایا ینکرها بعض أصحابه ممن قد ضرب قدامه بالسیف و هو قضائ آدم (علیه السلام)، فیقدمهم فیضرب أعناقهم، ثم یقضی الثانیه فینکرها قوم آخرون ممن قد ضرب قدامه بالسیف و هو قضائ داود (علیه السلام)، فیقدمهم فیضرب أعناقهم، ثم یقضی الثالثه فینکرها قوم اخرون ممن قد ضرب قدامه بالسیف و هو قضاء إبراهیم (علیه السلام)، فیقدمهم فیضرب أعناقهم، ثم یقضی الرابعه و هو قضائ محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فلا ینکرها علیه أحد ». اثبات الهداه، ج3، ص 585؛ بحار الانوار، ج52، ص 389.
43- اعراف (7) آیه 127.
44- عن دبی جعفر (علیه السلام): « دولتنا اخر الدول، و لن یبقی أهل بیت لهم دوله إلا ملکوا قبلنا لئلا یقولوا: إذا رأوا سیرتنا: إذا ملکنا سرنا مثل سیره هولاء و هو قوله الله عزوجل ( و العاقبه للمتقین ) » ارشاد، ص 344؛ روضه الواعظین، ص 265؛ بحار الانوار، ج52، ص 332. روایت دیگری نیز به همین مضمون وارد شده است.
45- قالوا: إذا حصل الإجماع علی أن لا نبی بعد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و أنتم قد زغمتم أن القائ مإذا قام لم یقبل الجزیه من أهل الاکتاب، و أنه یقتل من بلغ العشرین ولم یتفقه فی الدین، و یأمر بهدم المساجد و المشاهد. و أنه یحکم بحکم داود (علیه السلام) لا یسأل عن بینه و أشباه ذلک مما ورد فی اثارکم، و هذا یکون نسخاً للشریعه و إبطالاً لأحکامها، فقد أثبتن معنی النبوه و إن لم تتلفظوا باسمها، فما جوابکم عنها؟
$ الجواب: إنا لا نهرف ما تضمنه السؤال من أنه (علیه السلام) لا یقبل الجزیه من أهل الکتاب. و أنه یقتل من بلغ العشرین و لم یتفقه فی الدین، فإن کان ورد بذلک خبر فهو غیر مقطوع به.
و أما هدم المساجد و المشاهد: فقد یکوز أن یختص بهدم ما بنی من ذلک علی غیر تقوی الله تعالی، و علی خلاف ما أمر الله سبحانه به، و هذا مشروع قد فعله النبی (صلی الله علیه و آله و سلم).
و أما روی من أنه (علیه السلام) « یحکم بحکم داود لا یسأل عن بینه ». فهذا أیضاً غیر مقطوع به، و إن صح فتأویله أنه بحکم بعلمه فیما یعلمه. و إذا علم الإمام أو الحاکم أمراً من الأمور فعلیه أن یحکم بعلمه و لا یسأل البینة، و لیس فی هذا نسخ للشریعة.
علی أن هذا الذی ذکروه من ترک قبول الجزیه و استماع البینه، لو صح لم یکن ذلک نسخاً للشریعة؛ لأن النسخ هو ما تأخر دلیله عن الحکم المنسوخ، و لم یکن مصاحباً له. فاما إذا اصطحب الدلیلان: فلا یکون أحدهما ناسخاً لصاحبه و إن کان یخالفه فی الحکم. و لهذا انفقنا علی أن الله سبحانه لو قال: « الزموا السبت الی وقت کذا ثم لا تلزموه ». أن ذلک لا یکون نسخاً؛ لأن الدلیل الرافع مصاحب للدلیل الموجب.
و إذا صحت هذه الجملة، و کان النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) قد أعلمنا بأن القائم من ولده یجب اتباعه و قبول الأحکامه، فنحن إذا صرنا إلی مات یحکم به فینا- و إن خالف بعض الأحکام المتقدمه- غیر عاملین بالنسخ؛ لأن النسخ لا یدخل فیما یصطحب الدلیل. بحار الانوار، ج52، ص 383؛ روایاتی هم از اهل سنت به همین مضامین وارد شده است. إعلام الوری، ج2، ص 311.
منبع مقاله :
طبسی، نجم الدین؛ (1385)، دولت موعود، قم: مؤسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم )، چاپ ششم