از موضوعات امید آفرین در میان هزاران روایت مربوط به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، روایاتی است که از سوی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت معصومش نقل شده و در بردارنده ی بشارت برای تمام مستضعفان جهان است. در این روایات نکات ارزش مندی وجود دارد که در انسان منتظر، تشنگی و امید بیشتری ایجاد می کند و او را برای خدمتگزاری بیشتر در رکاب آن منجی عالم بشریت آماده می سازد. این گونه احادیث از آن جهت که از مصلحانی نقل شده است که خود با تمام وجود، رسالت الهی را انجام داده اند و برای اصلاح جامعه، گام های سنگینی را برداشته اند حائز اهمیت است؛ به ویژه آن که به مردم وعده داده اند که اصلاح یک پارچه جهانی و تشکیل مدینه فاضله را باید از خلف صالح و عدالت گستری انتظار داشت که ما هم در انتظار او هستیم و خداوند این وعده خود را در همه ی کتاب های آسمانی (معروف و مشهور همانند تورات، انجیل و زبور و...) مکتوب داشته است.
ابوهریره گفته است که در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بودم در حالی که آیه ی شریفه ی ذیل نازل شده بود
(اِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ) ؛ همانا تنها تو انذار دهنده هستی و برای همه ی اقوام، هدایت گر خواهی بود. (1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آیه را برای ما قرائت کرد و سپس فرمود: أنا المُنذر؛ من انذار دهنده [از عذاب الهی] هستم. آیا شما « هدایت گر همه ملیت ها و اقوام » را می شناسید؟ ابوهریره پاسخ داد: نه. حضرت فرمود: آن کس که نعلین ها را می دوزد [و وصله می کند.] سرها به آن جانب دراز شد. ناگاه دیدند علی بن ابی طالب (علیه السلام) از غرفه بیرون آمد و در دستش کفش های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. سپس پیامبر رو به ما کرد و فرمود: آگاه باشید او ابلاغ کننده دستورهای من است. او پیشوای بعد از من است. او شوهر دخترم و پدر دو سبط من [حسن و حسین (علیه السلام)] است. پس ما اهل بیتی هستیم که خداوند پلیدی را از ما دور داشته است و ما را پاک و پاکیزه نموده است. او بعد از من برای توجیه حقیقی و تأویل خواهد جنگید؛ همان طور که من برای باوراندن اصل قرآن جنگیدم. او رهبری است که پدر امامان راستین بعد از من است. سؤال شد: ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! جانشینان بعد از تو چند نفرند؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پاسخ داد: آنان دوازده نفر همانند جانشینان بعد از موسی (علیه السلام) در میان بنی اسرائیل اند... سپس فرمود: از مجموعه ما [اهل بیت و امامان راستین] مهدی این امت است. تنها کسی است که خداوند به واسطه او زمین را پر از داد و عدل خواهد نمود؛ همان گونه که از ستم و جور پرگشته باشد. زمین از وجود پربرکت جانشینان من هرگز خالی نخواهد ماند، زیرا اگر چنین شود زمین اهلش را فرو می برد. (2)
حال با توجه به آن چه مطرح شد به ذکر برخی از آن احادیث دل پذیر می پردازیم تا در دل ما و امت اسلامی امید بیشتری ایجاد گردد و آمادگی پذیرش آن رستاخیز عدالت گستر را در خویشتن دریابیم. ابتدا احادیث شیعی به ترتیب از چهارده معصوم نقل می شود که همگی از کتاب ها و مجامع شناخته شده شیعی است و از اطمینان بیشتری برخوردار است، زیرا شیعه ی اثناعشر تبلور مکتب خود را به هنگام ظهور آن نور الهی می داند و قدرت یداللهی که بتواند همه ی ناپاکی ها را بزداید و پاکی و طهارت را جایگزین گرداند، فقط توسط او اِعمال خواهد شد و بس. آن چه را که ما در زمان غیبت کبری انجام می دهیم ادای تکلیف و وظیفه شرعی است که باید با تمام وجود به آن اهمیت دهیم و در احیای اسلام ناب و آثار پربرکت اهل بیت کوتاهی نکنیم. سپس روایاتی را خواهیم آورد که بزرگان اهل سنت بدان اعتماد نموده اند تا آنانی که در این وادی می خواهند گامی بردارند و در تحقّق آن وعده ی الهی نقشی داشته باشند اطمینان بیشتری به خود راه دهند و هم گام با بقیّة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در صلح جهانی و ایجاد امنیت همه جانبه توفیق بیشتر به دست آورند و شاهد وعده های شیرین وحی الهی و گفته های رسول گرامی اسلام باشند.
الف) روایات شیعه
1. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
* عن حذیفة بن الیمان قال سمعتُ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یقول:
وَیحَ هَذِهِ الأّمَّةِ مِن مُلُوکٍ جَبَابِرَةَ کَیفَ یَقتُلُونَ وَ یَطرُدُونَ المُسلِمِینَ إَلّا مَن أَظهَرَ طَاعَتَهُم فَالمُؤمِنُ التَّقِیُّ یُصَانِعُهُم بِلِسَانِهِ وَ یَفِرُّ مِنهُم بِقَلبِهِ فَإِذَا أَرَادَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی أَن یُعِیدَ الإِسلامَ عَزِیزاً قَصَمَ کُلَّ جَبِّارٍ عَنِیدٍ وَ هُوَ القَادِرُ عَلَی مَا یَشَاءُ وَ أَصلَحَ الأّمَّةَ بَعدَ فَسَادِهَا.
یَا حُذَیفَةُ لَو لَم یَبقَ مِنَ الدُّنیَا إِلّا یَومٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذَلِکَ الیَومَ حَتَّی یَملِکَ رَجُلٌ مِن أَهلِ بَیتِی یُظهِرُ الإِسلامَ وَ لا یُخلِفُ وَعدَهُ وَ هُوَ عَلی وَعدِهِ قَدِیرٌ (3) حذیفة بن یمان گفته است شنیدم پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: وای بر این امت از جنایاتی که توسط پادشاهان ستم گر بر آنان وارد می شود که چگونه مسلمانان را می کشند و در به در می نمایند؛ مگر آنانی که (عمل به تقیه کنند) به ظاهر اطاعت کنند و لکن روح و روانشان به شدّت ناراحت باشد. پس انسان مؤمِن متّقی با زبان خویش سازش می کند و لکن با قلب و روحش از آنان دوری می نماید. پس آن گاه که خداوند – تبارک و تعالی – بخواهد [آیین] اسلام را برگرداند و عزیز کند، هر ستم گر منحرف جائر را نابود می نماید. خداوند، قدرت مندی است که هرجا بخواهد قدرت خویش را به کار می گیرد و امور امت خویش را بعد از فاسد شدن اصلاح می نماید.
ای حذیقه! چنان چه از عُمر روزگار باقی نمانده باشد مگر یک روز، خداوند سبحان آن روز را آن قدر طولانی می کند تا آن که مردی از خاندان من قدرت پیدا کند و آیین اسلام را جلوه بخشد و در همه جا دین اسلام حاکم گردد. آن روز وعده ی خداوند محقق می شود و خلافش نخواهد شد. خداوند جهت تحقق وعده های خویش توان مند است.
• ابوسعید خدری گفته است رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
تَتَنَعَّمُ أُمَّتِی فِی زَمَنِ المَهدِیِّ نِعمَةً لَم یَتَنَعَّمُوا مِثلَهَا قَطُّ تُرسَلُ السَّمَاءُ عَلَیهِم مِدرَاراً وَ لا تَدعُ الأَرضُ شَیئاً مِن نَبَاتِهَا إِلّا أَخرَجَتهُ؛ المال کدوس یقوم الرجل فیقول: یا مهدی أعطنی فیقول: خذ؛ (4) در زمان ظهور و حاکمیت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همه امت از نعمت هایی برخوردار خواهند شد که هرگز کسی آن را ندیده است. آسمان بارش های پی در پی را می فرستد و زمین هم هر چه را در دل دارد بیرون می آورد. اموال و دارایی فراوانی جمع و انباشته می شود به طوری که شخص از حضرت درخواست کمک می کند و قائم آل محمد بدون هیچ تأمّلی می گوید: بگیر و بهره مند شو.
2. امیرمؤمنان، علی (علیه السلام):
• عَن کُمَیلِ بنِ زیادٍ قال دَخَلتُ علی أمیرِ المؤمنینَ – علیه السلامُ – وَ هُوَ یَنکثُ فی الأرضِ فقلتُ له: یا مولای ما لکَ تَنکثُ الأرضَ أرِغبَةً فیها؟ فقال: و اللهِ ما رَغِبتُ فیها ساعةً قطُّ ولکنّی أُفَکِّرُ فی التاسِعِ مِن وُلدِ الحسینِ هُوَ الذی یَمَلأُ الأرضَ قِسطاً وَعدلاً کما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً تَکونُ له غیبةٌ یَرتابُ فیها المُبطِلونَ.
یَا کُمَیلِ بنِ زیاد لابُدّ لِله فی أرضِه مِن حُجّة إمّا ظاهر مشهور شخصه و إمّا باطن مغمور لکیلا تبطل حجج الله؛ (5) کمیل بن زیاد (رحمه الله) گفته است: بر مولایم امیرمؤمنان (علیه السلام) وارد شدم. او را متفکر و حیرت زده دیدم، در حالی که انگشت خود را در خاک فرو می برد و بیرون می آورد. عرض کردم یا امیرمؤمنان (علیه السلام)! چگونه است شما را متفکر و متعمق در زمین می بینم؟ آیا نسبت به آن تمایلی پیدا کرده اید؟! فرمود: نه والله، هرگز! نه راغب بوده ام و نه راغب دنیا گشته ام، ولی درباره ی نهمین فرزندی که از صلب حسین است [و یازدهمین نفر از اولاد من است] فکر می کنم. او (مهدی) کسی است که زمین را پر از عدل و داد می نماید پس از آن که از ظلم و ستم پر شده باشد. برای او غیبتی است که گروه باطل در آن تردید می کنند و گمراه می گردند.
ای کمیل! به طور حتم خداوند سبحان کره ی زمین را بدون حجت و امام نخواهد گذاشت. حجّت الهی یا آشکار و شناخته شده است و دارای صفات معروف و مشهور است و یا این که از دیده ها پنهان و ناشناخته است تا این که وجود حجت های الهی محفوظ بماند و از بین نرود.
• عبدالعظیم حسنی از حضرت جواد الائمه (علیه السلام) و او از پدران خویش و از امیر مؤمنان (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: برای قائم ما غیبتی است طولانی و گویا شیعه را می بینم که در غیبت قائم (علیه السلام) همانند گله گوسفند به دنبال چوپان خود هستند و او را نمی یابند. بدانید هر کس که در غیبت قائم ثابت قدم در دین باشد و به خاطر طولانی شدن آن، دچار قساوت قلب نشود، او در قیامت همراه من و در درجه من خواهد بود. سپس فرمود: همانا زمانی که قائم ما قیام کند بیعت احدی بر گردن او نخواهد بود. از این رو ولادتش مخفیانه و خودش تا لحظه ظهور، از دیده ها پنهان است. (6)
3. فاطمه ی زهرا (علیها السلام)
• عن سهل بن سعد الأنصاری قال سألتُ فاطمَة بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عن الأئمّة، فقالت:
کان رسول الله – صلّی الله علیه و آله و سلّم – یقول لعلّی – علیه السلام -:
یَا عَلِیُّ أَنتَ الإِمَامُ وَ الخَلِیفَةُ بَعدِی وَ أَنتُ أُولی بِالمُؤمِنینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَیتُ فَابنُکَ الحَسَنُ أَولی بِالمُؤمِنِینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَی الحَسَنُ فَالحُسَینُ أَولی بِالمُؤمِنِینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَی الحُسَینُ فَابنُهُ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ أَولی بِالمُؤمِنِینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَی عَلِیٌّ فَابنُهُ محمد أَولی بِالمُؤمِنینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَی محمد فَابنُهُ جَعفَرٌ أَولی بِالمُؤمِنِینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَی جَعفَرٌ فَابنُهُ مُوسَی أولی بِالمُؤمِنینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَی مُوسَی فَابنُهُ عَلِیٌّ أَولی بِالمُؤمِنینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَی عَلِیُّ فَابنُهُ محمد أولی بِالمُؤمِنینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَی محمد فَابنُهُ عَلِیُّ أَولی بِالمُؤمِنینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَی عَلِیٌّ فَابنُهُ الحَسَنُ أَولی بِالمُؤمِنینَ مِن أَنفُسِهِم فَإِذَا مَضَی الحَسَنُ فَالقَائِمُ المَهدِیُّ أَولی بِالمُؤمِنینَ مِن أَنفُسِهِم یَفتَحُ اللهُ بِهِ مَشَارِقَ الأَرضِ وَ مَغَارِبَهَا، فَهُم أَئِمَّةُ الحقِّ و أَلسِنَةُ الصِّدقِ، مَنصُورٌ مَن نَصَرَهُم، مَخذولٌ مَن خَذَلَهُم؛ (7) سهل بن سهد أنصاری گفته است: از دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه اطهر (علیها السلام) راجع به امامان معصوم [علیهم صلوات الله] پرسیدم. فاطمه زهرا (علیها السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السلام) فرمود: ای علی! تو امام و جانشین بعد از من خواهی بود. برای تو ولایت و اختیار [خاص] نسبت به مؤمنان می باشد. آن گاه که تو از دنیا رفتی فرزندت، حسن دارای چنین منصبی است و همان ولایت و اختیار نسبت به مؤمنان برایش می باشد و چون عمرِ حسن به پایان رسد حسین، امام است و ولایت بر مؤمنان از آن اوست و چون حسین از دنیا رود فرزندش، علی [بن الحسین] امام است و ولایت بر مؤمنان از آن اوست و چون علی از دنیا رفت فرزندش، محمد [بن علی] امام است و ولایت بر مؤمنان از آن اوست و چون محمد از دنیا رود فرزندش، جعفر [بن محمد] پیشواست و ولایت از آن اوست. سپس چون عمرِ جعفر به پایان رسد فرزندش، موسی [بن جعفر] امام است و ولایت به او داده خواهد شد. آن گاه چون موسی از دنیا رود فرزندش، علی [بن موسی] امام است و ولایت بر مؤمنان از آن اوست و چون عمرِ او به پایان رسد فرزندش، محمد [بن علی] امام خواهد شد و ولایت برای اوست و چون امامت محمد به پایان رسد، فرزندش، علی [بن محمد] امام است و چون علی از دنیا رود فرزندش، حسن [بن علی] امام و ولی امر است و آن گاه که عمر حسن به پایان رسد فرزندش، حسن [بن علی] امام و ولی امر است و آن گاه که عمر حسن به پایان رسد فرزندش، قائم [آل محمد] و مهدی، امام خواهد شد و ولایت بر مؤمنان از آن اوست. خداوند منّان به واسطه او [تمام کره زمین] مشرق و مغرب جهان را فتح خواهد کرد و بر روی مکتب پرفروغ اسلام خواهد گشود. پس اینان امامان [معصوم] و پیشوایان واقعی منصوب از حضرت حق - جلّ و علا - هستند. اینان زبان گویای حقّند. آن هایی که به یاری آنان برخیزند یاری خواهند شد و پیروز می گردند و کسانی که آنان را خوار و ذلیل بدارند خود قربانی خذلان و سیاه بختی می شوند.
• یونس بن ظبیان گفته است محضر امام صادق (علیه السلام) رسیدم. ایشان از پدران بزرگوار و جدش، حسین بن علی – صلوات الله علیهم – نقل کرد: ازمادرم شنیدم که فرمود: چون تو را به دنیا آوردم پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر من وارد شد. من تو را در پارچه ی زردی پیچیدم و به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دادم. آن حضرت پارچه زرد را به دور انداخت و پارچه ی سفیدی را گرفت و تو را در آن پیچید. آن گاه اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ گفت. سپس فرمود: فاطمه! او را بگیر [و توجه کن]، زیرا او پدر امامان [معصوم در آینده] خواهد بود. نُه نفر از پیشوایان راستین و نیکوکار از او هستند و نُهمین آن ها مهدی آنان خواهد بود. (8)
4. امام حسن مجتبی (علیه السلام)
* اصبغ بن نباته گفته است: از مولایم، حسن بن علی (علیهما السلام) شنیدم که فرمود:
الأَئِمَّةُ بَعدَ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اثنَا عَشَرَ، تِسعَةٌ مِن صُلبِ أَخِی الحُسَینِ وَ مِنهُم مَهدِیُّ هَذِهِ الأُمَّة؛ امامان بعد از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دوازده نفرند. نُه نفر آنان از نسل برادرم، حسین هستند و از جمله ی آن ها مهدی این امت خواهد بود. (9)
* عمیرة بنت نفیل نقل کرده است از امام حسن مجتبی (علیه السلام) که فرمود:
لا یَکُونُ هَذَا الأَمرُ الَّذِی تَنتَظِرُونَ حَتَّی یَبرَأَ بَعضُکُم مِن بَعضٍ وَ یَلعَنَ بَعضُکُم بَعضاً وَ یَنفُلَ بَعضُکُم فِی وَجهِ بَعضٍ وَ حَتّی یَشهَدَ بَعضُکُم بِالکُفرِ عَلَی بَعضٍ. قُلتُ: مَا فِی ذَلِکَ خَیرٌ؟ قَالَ (علیه السلام): الخَیرُ کُلُّهُ فِی ذَلِکَ، عِندَ ذَلِکَ یَقُومُ قَائِمُنَا فَیَرفَعس ذَلِکَ کُلَّه؛ (10) قیام و ظهور حجت ما واقع نخواهد شد تا این که اختلاف های میان شما شدّت پیدا کند. برخی از شما از برخی دیگر بی زاری جوید و یک دیگر را نفرین کند و به نشانه تنفر آب دهان به صورت یک دیگر اندازند تا آن جا که برخی به کفر بعضی دیگر گواهی دهند. راوی گفت: در آن هنگام هیچ گونه خیری متصور نخواهد بود؟!
امام مجتبی (علیه السلام) فرمود: همه ی خوبی ها در آن است، زیرا قائم ما به پا می خیزد و قیام می کند و همه زشتی ها را محو و نابود خواهد کرد.
5. امام حسین (علیه السلام)
• عبدالرحمان بن سلیط گفته است در محضر سالار شهیدان، حسین بن علی (علیهما السلام) بودم که فرمود:
مِنَّا اثنَا عَشَرَ مَهّدِیّاً، أَوَّلُهُم أَمیِرُ المُؤمِنینَ عَلِیُّ بنُ أَبِی طُالِبٍ وَ آخِرُهُم التُّاسِعُ مِن وُلدِی وَ هُوَ القَائِمُ بِالحقِّ یُحیِی اللهُ تَعَالی بِهِ الأَرضَ بَعدَ مَوتِهَا وَ یُظهِرُ بِهِ دِینَ الحَقِّ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ، لَهُ غَیبَةٌ یَرتَدُّ فِهَا قَومٌ وَ یَثبُتُ عَلَی الدِّینِ فِیهَا آخَرُونَ فَیُؤذَنَ وَ یُقَالُ لَهُم « مَتی هَذَا الوَعدُ إِن کُنتُم صادِقِینَ » أَمَا إِنُّ الصَّابِرَ فِی غَیبَتِهِ عَلَی الأَذَی وَ التَّکذِیبِ بِمَنزِلَةِ المُجَاهِدِ بِالسَّیفِ بَینَ یَدَی رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ (11)
از ما (اهل بیت) دوازده نفر مهدی این امت هستند. اولین آنها امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب (علیه السلام) و آخرین آن ها نُهمین نفر از فرزندان من است. او برپادارنده ی حق خواهد بود. خداوند به واسطه او زمین مرده (خشک و بی برکت) را زنده می کند و با وجود پربرکت او آیین حق را بر همه ی ادیان غلبه می بخشد؛ گرچه برای مشرکان ناخوشایند باشد. برای او غیبتی [طولانی] در پیش است؛ به طوری که برخی نسبت به وجود وی تردید می نمایند و برخی دیگر نسبت به او ثابت قدم خواهند ماند و لکن آزار و اذیّت می بینند. به آنان گفته می شود: « چه زمانی وعده خدا [یعنی ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)] خواهد رسید چنان چه شما راست گو و صادق هستید؟!؟ » آگاه باشید همانا کسی که در غیبت او در برابر اذیت ها و تکذیب ها صبر و مقاومت کند همانند مبارزی است که در مقابل پیامبر خدا (علیه السلام) در راه خدا شمشیر می زند و مبارزه می نماید.
6. امام سجاد (علیه السلام)
• عَن سالِمِ الأَشَلِّ قال: قال علیُّ بنُ الحسینِ (علیه السلام):
نَظَرَ موسَی بنُ عمرانَ فی السِفرِ الأوّلِ إلی ما یُعطی قائمَ آل محمّدٍ مِن التَمکینِ والفَضلِ فقال مُوسی (علیه السلام): رَّبِّ اجعَلنی قائمَ آلِ محمّدٍ. فقیل له: إِنَّ ذلک من ذُرّیَّةِ أَحمَدَ.
ثُمّ نَظَرَ فی السِفرِ الثانی فوَجَدَ فیه مِثلَ ذلک فقالَ مِثلَه، فقیل له مُثلُ ذلک.
ثمّ نظر فی السِفرِ الثالثِ فَرأَی مِثلَه فقال مثلَه، فقیل له مثلُه؛ (12) سالم أشل گفته است: از امام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم که فرمود: حضرت موسی بن عمران – علیه السلام – به کتاب اول خود نگاه کرد. در آن جا جایگاه و مقام والای قائم آل محمد – عجّل الله تعالی فرجه الشریف – و مکنت و قدرت و فضائل اعجاب انگیزی را مشاهده کرد، از خداوند درخواست کرد او را قائم آل محمد قرار دهد. خطاب آمد: موسی! آن قائم از نسل و ذریه ی احمد خواهد بود. او بار دیگر به کتاب دوم مراجعه کرد، همان مطلب را بار دوم دید و از خداوند درخواست کرد که همان پاسخ را شنید. سپس در کتاب سوم نگریست همان مطالب زیبا را دید. درخواست خویش را برای سومین بار مطرح کرد، ولی همان پاسخ اول خداوند برای او تکرار شد.
7. امام محمد باقر (علیه السلام)
• عَن جابرٍ قال: أَقبلَ رَجلٌ إلی أبی جعفرٍ (علیه السلام) و أنا حاضِرٌ فقال: رَحِمَک الله اِقَبِض هذه الخُمسمائةِ درهمٍ فَضَعها فی مَوضِعِها فإنّها زکاةُ مالی، فقال له أَبو جَعفرٍ (علیه السلام): بل خُذها أنتَ فَضَعها فی جِیرانِک و الأَیتام و المَساکینِ و فی إخوانِک من المسلمین إنَّما یکونُ هذا إذا قامَ قائِمُنا فإنّه یُقَسِّمُ بالسویّةِ وَ یَعدِلُ فی خَلقِ الرحمنِ البَرِّ مِنهم والفاجِرِ، فمَن أَطاعَه فقد أطاعَ الله، و مَن عَصاه فقد عَصَی الله فإنِّما سُمِّیَ المهدیِّ لأنّه یُهدی لأَمرٍ خَفیٍّ یَستَخرِجُ التوراةَ و سائرَ کُتِبِ الله من غارٍ بأنطاکیّةِ فَیَحکُمُ بینَ أهلِ التوراةِ بالتوراةِ وبینَ أهلِ الإنجیلِ بالإنجیلِ و بینَ أهلِ الزَبورِ بالزبورِ و بین أهلِ الفُرقانِ بالفُرقانِ و تُجمَعُ إلیه أموالُ الدنیا کلُّها ما فی بَطنِ الأرضِ و ظَهرِها فَیَقول للناس: تَعالَوا إلی ما قَطَعتُم فیه الأرحامَ وَ سَفَکتُم فیه الدماءَ و رَکبتُم فیه مَحارمَ اللهِ فیُعطی شیئاً لم یُعطَ أحدٌ کان قبله قال: و قال رسولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و هو رَجلٌ منّی اسمُه کَاسمی یَحفَظُنِی الله فیه و یَعملُ بسُنَّتی یَملأُ الأرضَ قِسطاً وَ عَدلاً و نوراً بعد ما تَمتَلیُّ ظلماً و جوراً و سُوءاً؛ (13) جابر بن عبدالله انصاری گفته است: در محضر امام محمد باقر (علیه السلام) بودم که مردی وارد شد. او رو به امام خویش کرد و گفت: رحمت و برکات خدا بر تو باد. این مبلغ پانصد درهم را از من بگیرید و در جای خود صرف نمایید، زیرا این مبلغ، زکات اموال من است. امام باقر (علیه السلام) فرمود: خود آن را بگیر و برای همسایگان و ایتام و فقرا و برادران نیازمند مسلمان خود مصرف نما.
همان آن چه را که تو می پنداری که باید به دست امام خویش برسانی [و آن را در راستای حاکمیت مصرف نماید] همانا زمانی است که قائم ما ظهور کند. او این گونه اموال را به طول مساوی و با عدالت در میان مخلوق خدای رحمان تقسیم خواهد کرد و به هر کدام از نیکوکاران و بدکاران سهمی عادلانه خواهد داد. پس کسی که از امام زمان خویش پیروی کند، خدا را اطاعت کرده و چنان چه از اوامر آن حضرت سرپیچی کند معصیت خدا را کرده است. همانا آن حضرت « قائم » نامیده شده است، زیرا خداوند او را به امر [مهم] پنهانی هدایت می نماید. او تورات و دیگر کتب آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون می آورد و براساس قوانین آن ها بین یهودیان با احکام تورات و میان مسیحیان با احکام انجیل و بین پیروان داوود با احکام زبور و بین مسلمانان با احکام قرآن قضاوت خواهد نمود. آن گاه سرمایه های مادی دنیا [گنجینه ها، معادن و دیگر سرمایه ها] در نزد او جمع می گردد. سپس خطاب به مردم می فرماید: بیایید و بگیرید چیزی را که به خاطر آن قطع رحم کردید و روابط خویش را از بین بردید و خون یکدیگر را بر زمین ریختید و مرتکب محرمات الهی شدید.
خداوند به قائم (ما) چیزی را می بخشد و عطا می کند که به کسی قبل از آن عنایت نکرده است.
آن گاه امام محمد باقر (علیه السلام) از قول جدش، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: قائم، مردی از نسل و تبار من است که نامش نام من است. خداوند چهره ی (سیره و راه) مرا در ظهور او حفظ خواهد نمود. او به سنت و روش من عمل خواهد کرد. زمین را از قسط و عدل و نورانیت پر می کند، بعد از آن که ستم همه جا را فرا گرفته باشد.
8. امام جعفر صادق (علیه السلام)
• عَن إِسحَاقٍ بنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أبُو عَبدِ الله (علیه السلام):
لِلقَائِمِ غَیبَتَانِ إحداهُما قَصیرَةٌ وَ الأُخری طَوِیلَةٌ. الغَیبَةُ الأولَی لا یَعلَمُ بِمَکانِهِ فِیهَا إلاّ خاصَّةُ شِیعَتِهِ وَ الأُخرَی لا یَعلَمُ بِمَکَانِهِ فِیهَا إِلّا خَاصَّةُ مَوَالِیهِ؛ (14) اسحاق بن عمار گفته است امام جعفر بن محمد [الصادق (علیه السلام)] فرمود: حضرت قائم (علیه السلام) دارای دو غیبت است: یکی کوتاه مدّت و دیگری دراز مدت. در نخستین غیبت هیچ کس جز شیعیان خاص از جای ایشان خبر نخواهند داشت و در غیبت دیگر جز اولیا و دوستان خاصش از جایگاه آن حضرت اطلاعی نخواهند یافت.
• عن أبی عبدالله (علیه السلام)، إنّه سُئِلَ: هَل وُلِدَ القائِمُ؟ قَالَ: لا وَلَو أَدرَکتُهُ لَخَدَمتُهُ أَیَّامَ حَیَاتِی؛ (15) از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: آیا مهدی به دنیا آمده است؟! حضرت پاسخ داد نه، به دنیا نیامده است. چنان چه او را درک می کردم در تمام دوران زندگی ام خدمت گزار او می شدم.
• عَن أبی عبدِالله (علیه السلام) أَنّه قال: ما تُنکِرونَ أَن یَمدَّ اللهُ لصاحبِ هذا الأمرِ فی العُمرِ کما مَدّ لَنوحٍ (علیه السلام) فی العمرِ؛ (16) در نظر شما شگفت انگیز نباشد که خداوند عمر صاحب این امر را طولانی نماید؛ هم چنان که عمر نوح (علیه السلام) را طولانی نمود.
9. امام موسی کاظم (علیه السلام)
• عن جرهم بن أبی جهنة قال: سمعتُ أبَا الحسنِ موسی یقول: إِنَّ اللهَ تَبارک و تعال خَلقَ الأرواحَ قبلَ الأبدانِ بِأَلفَی عامٍ ثمّ خَلَقَ الأبدانَ بعدَ ذلک، فما تَعارَف منها فی السماء تَعارفَ فی الأرضِ، و ما تَناکَرَ منها فی السماءِ تَناکَرَ فی الأرضِ، فإِذا قامَ القائمُ وَرثَ الأخُ فی الدین و لم یُورث الأخُ فی الولادةِ و ذلک قول الله عزّ و جلّ فی کتابه (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ)؛ (17) (فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءَلُونَ). (18) و (19)
جرهم بن ابی جهنه گفته است که امام هفتم، موسای کاظم (علیه السلام) فرمود: همانا خداوند – تبارک وتعالی – ارواح را دو هزار سال قبل از بدن [آدمیان] خلق کرد. سپس اجساد آنان را آفرید. هر کدام از ارواح در آسمان با یک دیگر آشنا شدند. به موازات آنان اجساد مخلوقه در زمین با یک دیگر مأنوس گردیدند و آن ارواحی که با یک دیگر الفت برقرار نکردند در زمین نیز بین اجساد آنان الفت برقرار نشد. (و براساس آن) آن گاه که قائم ما قیام کند برادر [و خواهر] دینی از یک دیگر ارث می برند و برادر [و خواهر] تنی وارث یک دیگر نخواهند شد و این همان سخن خداوند در قرآن مجید که فرمود « مؤمنان به فلاح و رستگاری رسیدند »، [و نیز فرمود] « هنگامی که نفخه صور دمیده شود هیچ یک از پیوندهای خویشاوندی در آن روز نخواهد بود و از یک دیگر درخواست و سؤال نخواهند کرد. »
10. امام رضا (علیه السلام)
• عن دعبل بن علیّ الخزاعی یقول أَنشَدتُ مَولایَ عَلِیَّ بنَ مُوسی الرِّضَا (علیه السلام) قَصِیدَتِیَ الَّتِی أَوَّلُهَا:
مَدَارِسُ آیَاتٍ خَلَت مِن تَلاوَةٍ *** وَ مَنزِلُ وَحیٍ مُقفِرُ العَرَصَاتِ
فَلَمَّا انتَهَیتُ إِلَی قَولِی:
خُرُوجُ إِمَامٍ لا مَحَالَةَ خَارجٌ *** یَقُومُ عَلَی اسمِ اللهِ وَ البَرَکَاتِ
یُمَیِّزُ فِینَا کُلَّ حَقٍّ وَ بَاطِلٍ *** وَ یُجزِی عَلَی النَّعمَاءِ وَ النَّقِمَاتِ
بَکَی الرِّضَا (علیه السلام) بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ رَفَعَ رَأَسَهُ إِلَیَّ فَقَالَ لِی: یَا خُزَاعِیُّ نَطَقَ رُوحُ القُدُوسِ عَلَی لِسَانِکَ بِهَذَینِ البَیتَینِ، فَهَل تَدرِی مَن هَذَا الإِمَامُ وَ مَتَی یَقُومُ؟ فَقُلتُ: لا یَا مَولایَ إِلّا أَنِّی سَمِعتُ بِخُرُوجِ إِمَامٍ مِنکُم یُطَهِّرُ الأَرضَ مِنَ الفَسَادِ وَ یَملَؤهَا عَدلاً (کما مُلئت جوراً).
فَقَالَ: یَا دِعبِلُ! الإِمَامُ بَعدِی محمد ابنِی وَ بَعدَ محمد ابنُهُ عَلِیٌّ وَ بَعدَ عَلِیٍّ ابنُهُ الحَسَنُ وَ بَعدَ الحَسَنِ ابنُهُ الحُجَّةُ القَائِمُ المُنتَظَرُ فِی غَیبَتِهِ، المُطَاعُ فِی ظُهُورِهِ، وَ لَو لَم یَبقَ مِنَ الدُّنیَا إِلّا یَومٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذَلِکَ الیَومَ حتِّی یَخرُجَ فَیَملَأَهَا عَدلاً کَمَا مُلِئَت جَوراً وَ أَمَّا « مَتَی » فَإِخبَارٌ عَنِ الوَقتِ وَ لَقَد حَدَّثَنِی أَبِی عَن أَبیهِ عَن آبَائِهِ عَن عَلِیٍّ عَلَیهِمُ الصَّلاةُ وَالَّسلامُ أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله و سلم) قِیلَ لَهُ: یَا رَسُولَ اللهِ! مَتَی یَخرُجُ القَائِمُ مِن ذُرِّیَّتِکَ؟ فَقَالَ: « مَثَلُهُ مَثَلُ الَّساعَةِ لا یُجَلِّیها لِوَقتِها إِلّا هُوَ ثَقُلَت فِی السَّماواتِ وَ الأَرضِ لا تأتیکُم بَغتَةً » (20) دعبل فرزند علی خزاعی [شاعر اهل بیت] گفته است که در محضر امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) قصیده ای را سرودم که بیت اول آن، این بود:
جایگاه بررسی آیات الهی و محل بحث و بررسی آن ها [مدارس]، امروز از قرائت و تلاوت وحی خالی گردیده است و محلّ نزول وحی، اقامت گاه نوجوانان مغرور و بازی گر شده است.
در ابیات آخر قصیده ام چنین گفتم:
ظهور امام زمان – عجل الله فرجه الشریف – به طور حتم تحقق می یابد. او با نام خدا و برکات الهی به پا می خیزد و صفوف حق و باطل را از یک دیگر جدا می کند. به صاحبان حق، پاداش و نعمت می دهد و آنان را گرامی می دارد و اهل باطل را به جزای عملشان و آنان را خوار و ذلیل خواهد نمود.
چون قصیده ام را به پایان رساندم حضرت رضا (علیه السلام) گریه شدیدی کرد. آن گاه سر خود را بلند کرد و رو به من فرمود: ای خزاعی! روح القدس این دو بیت آخر را بر زبانت جاری کرد. آیا می دانی این امام معصوم چه کسی است؟ آیا می دانی در چه زمانی ظهور خواهد کرد و از پس پرده غیبت بیرون خواهد آمد؟
عرض کردم: نه سرورم، فقط شنیده ام امامی از میان شما معصومان ظهور خواهد کرد و زمین را از فساد و پلیدی پاک و پاکیزه می کند و آن را پر از عدل و دل خواهد نمود (همان طوری که همه جهان را ظلم فرا گرفته باشد). سپس فرمود: ای دعبل! امام شما بعد از من، فرزندم، محمد است و بعد از محمدپسرش، علی است و بعد از علی فرزندش، حسن خواهد بود. امام بعد از حسن فرزندش، حجت خدا و قائم [آل محمد] است که در غیبت طولانی مردم انتظار ظهور او را می کشد. وی در زمان ظهورش فرمانده و زمام داری است که همه کس از او اطاعت می نمایند. چنان چه یک روز از عمر دنیا باقی نمانده باشد، خداوند – عزّ و جلّ – آن روز را طولانی می کند تا او ظاهر شود و زمین را پر از عدل و داد کند همان طور که از ستم پر گشته باشد.
اما چه زمانی ظهور خواهد کرد؟ این امر، خبر دادن از وقت و زمان خاصی است [که در اختیار خداست]. آن گاه فرمود: پدرم از پدرش و از پدران بزرگوار تا جدمان علی [بن ابی طالب (علیه السلام)] نقل کرد که از محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد: ای رسول خدا! چه زمانی قائم [آل محمد] از نسل شما ظهور خواهد کرد؟ پیامبر گرامی اسلام فرمود: ظهور او [مهدی (علیه السلام)] همانند قیامت و رستاخیز است که هیچ کس جز او [خداوند] نمی تواند زمان آمدنش را معین کند. [قیامتی که] در آسمان ها و زمین سنگین است و فقط به صورت ناگهانی سراغ شما خواهد آمد.
11. امام محمد تقی (علیه السلام)
• عن الصقر بن ابی دلف قال سمعت أبا جعفر محمد بن علی الرضا (علیه السلام) یقول:
إِ
نَّ الإِمَامَ بَعدِی ابنِی عَلِیٌّ، أَمرُهُ أَمرِی وَ قَولُهُ قَولِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی وَ الإِمَامُ بَعدَهُ ابنُهُ الحَسَنُ، أَمرُهُ أَمرُ أَبِیهِ وَ قَولُهُ قَولُ أبِیهِ وَ طَاعَتُهُ طَاعَةُ أَبِیهِ، ثمُّ سَکَتَ. فَقُلتُ: یَا ابنَ رَسُولِ اللهِ! فَمَنِ الإِمَامُ بَعدَ الحَسَنِ؟ فَبَکَی (علیه السلام) بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ: إِنَّ مِن بَعدِ الحَسَنِ ابنَهُ القَائِمَ بِالحَقِّ المُنتَظَرِ. فَقُلتُ لَهُ: یَا ابنَ رَسُولِ اللهِ! لِمَ سُمِّیَ القَائِمَ؟ قَالَ: لأَنَّهُ یَقُومُ بَعدَ مَوتِ ذِکرِهِ وَ ارتِدَادی أَکثَرِ القَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ. فَقُلتُ لَهُ: وَ لِمَ سُمِّیَ المُنتَظَرَ؟ قَالَ: لأَنَّ لَهُ غَیبَةً تَکثُرُ أَیَّامُهَا وَ یَطُولُ أَمَدُها فَیَنتَظِرُ خُرُوجَهُ المُخلِصُونَ وَ یُنکِرُهُ المُرتَابُونَ وَ یَستَهزِیءٌ بِذِکرِه الجَاحِدُونَ وَ یَکذِبُ فِیهَا الوَقَّاتُونَ وَ یَهلِکُ فِیهَا المُستَعجِلُونَ وَ یَنجُو فِیهَا المُسَلِّمُونَ؛ (21) صقر بن ابی دلف گفته است که از امام ابوجعفر محمد بن علی الرضا (الجواد) شنیدم که فرمود:
امام بعد از من پسرم، علی است. دستور او، دستورمن است و سخن او، سخن من و پیروی از او، اطاعت از من خواهد بود. امام بعد از او فرزندش، حسن [بن علی] است. فرمان او، فرمان پدرش و سخن او، سخن پدرش و نیز اطاعت از او، اطاعت از پدرش خواهد بود.
سپس ساکت شد. عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن چه کسی است؟
امام جواد (علیه السلام) به شدت گریه کرد و بعد فرمود: امام بعد از حسن پسرش، قائم به امر حق و امام منتظر است. عرض کردم: یا بن رسول الله! چرا او « قائم » نامیده شده است؟ فرمود: چون دارای غیبتی طولانی و دراز مدت است. در آن زمان نامش از یادها می رود؛ به طوری که عده زیادی از معتقدین به امامتش از عقیده و اندیشه خود بر می گردند. آن گاه او قیام خواهد کرد. به حضرت عرض کردم: چرا وی را « منتظر » گویند؟ فرمود: زیرا غیبتی طولانی دارد و انسان های مخلص در انتظار اویند و افراد شکّاک، وجود او را مردود می شمارند و افراد منکر، نام و یاد او را به استهزا و تمسخر می گیرند و کسانی که زمان خاصی را جهت ظهورش تعیین کنند، دروغ می گویند و شتاب زدگان در امر ظهورش به هلاکت می رسند و افرادی که آن را پذیرفته اند در آن وقت نجات می یابند.
12. امام علی النقی (علیه السلام)
• عَن عّبدِ العَظِیمِ الحَسَنِیِّ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ دَخَلتُ عَلَی سیدی عَلِیِّ بنِ محمد (علیه السلام) فَلَمَّا بَصُرَ بِی قَالَ لِی مَرحباً بِکَ یَا أَبَا القَاسِمِ أَنتَ وَلیُّنَا حَقّاً فَقُلتُ لَهُ یَابنَ رَسُولِ اللهِ إِنِّ أُرِیدُ أَن أَعرِضَ عَلَیکَ دِینِی فَإِن کَانَ مَرضِیّاً ثَبَتُّ عَلَیهِ حَتّی ألقَی اللهَ عَزَّ وَ جَلِّ قَالَ فَهَاتِ یَا أَبَا القَاسِمِ فَقُلتُ إِنِّی أَقُولُ إِلَی أَن بَلَغَ فِی ذِکرِ الأَئِمَّةِ (علیهم السلام) وَ قَالَ ثُمَّ أَنتَ یَا مَولایَ فَقَالَ (علیه السلام) وَ مِن بَعدِی الحَسَنُ ابنِی فَکَیفَ لِلنَّاسِ بِالخَلَفِ مِن بَعدِهِ قَالَ فَقُلتُ وَ کَیفَ ذَلِکَ یَا مَولایَ فَقَالَ لأَنَّهُ لا یُرَی شَخصُهُ وَلا یَحِلُّ ذِکرُهُ بِاسمِهِ حَتِّی یَخرُجُ فَیَملَأَ الأَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَمَا مُلِئَت جَوراً و ظُلماً إِلَی أَن قَالَ فَقَالَ عَلِیُّ بنُ محمد (علیه السلام) هَذَا وَ اللهِ الَّذِی ارتَضَاهُ لِعِبَادِهِ فَاثبُت عَلَیهِ؛ (22) حضرت عبدالعظیم حسنی گفته است: بر آقایم، امام هادی (علیه السلام) وارد شدم. چون مرا مشاهده کرد، فرمود: خوش آمدی ای ابوالقاسم! تو از دوستان راستین ما هستی. عرض کردم: ای فرزند پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)! من تصمیم دارم دینم را بر شما عرضه بدارم؛ چنان چه شما از آن چه مطرح می کنم خشنود باشید و مورد رضایت شما باشد، بر آن ثابت قدم خواهم بود تا خداوند را ملاقات کنم. [و الّا آن چه را شما بفرمایید و راه نشان دهید همان را تبعیّت خواهم کرد]. امام هادی (علیه السلام) فرمود: ای ابوالقاسم! بگو.
سپس عبدالعظیم حسنی به بیان عقاید و اندیشه خود درباره ی توحید، نبوت و امامت امامان معصوم تا حضرت هادی (علیه السلام) پرداخت، در آن هنگام حضرت امام علی النقی (علیه السلام) به او فرمود: و بعد از من فرزندم، حسن است. پس برخورد مردم با جانشین او و امام بعدش چگونه خواهد بود؟ عرض کردم: چرا سرورم؟ حضرت هادی (علیه السلام) فرمود: زیرا او دیده نمی شود و یادآوری نام او [به صورت آشکار] جایز نیست تا زمانی که ظاهر گردد و زمین را پر از قسط و عدل گرداند؛ همان گونه که از جور و ستم پر گشته باشد... امام هادی در ادامه فرمود: [ای ابوالقاسم!] آن چه را تو بیان داشتی، دینی است که خداوند از آن نسبت به بندگانش خشنود است. پس تو بر آن چه گفتی ثابت قدم باشد.
• عَن أبی هاشم الجعفری قالَ: سَمِعتُ أَبَا الحَسَنِ صاحِبَ العَسکَر (علیه السلام) یَقُول:
الخَلَفُ مِن بَعدِی الحَسَنُ فَکَیفَ لَکُم بِالخَلَفِ مِن بَعدِ الخَلَف؟ فَقُلتُ: وَ لِمَ جَعَلَنِیَ اللهُ فِدَاکَ. فَقَالَ: لأَنَّکُم لا تَرَونَ شَخصَهُ وَلا یَحِلُّ لَکُم ذِکرُهُ بِاسمِهِ. فَقُلتُ: فَکَیفَ نَذکُرُهُ؟ فَقَالَ: قُولوُوا: الحُجَّةُ مِن آلِ محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) (23) ابوهاشم جعفری [از بزرگان شیعه و موالیان اهل بیت] گفته است که شنیدم ابوالحسن صاحب لشکر [در این روایت به امام علی النقی صاحب عسکر لقب داده شده است، زیرا در سامرا در کنار پادگان نظامی به سر می برد] فرمود: جانشین بعد از من فرزندم، حسن است. پس چگونه خواهید بود نسبت به جانشین بعد از جانشین من؟ عرض کردم: چرا؟ مگر چه شده است. خداوند مرا فدای شما گرداند. آن حضرت فرمود: زیرا شما شخص او را نمی بینید و جایز نیست نام او را آشکار بر زبان آورید. عرض کردم: پس چگونه او را یاد کنیم؟ امام علی النقی (علیه السلام) پاسخ داد: بگویید حجّت آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم).
13. امام حسن عسکری (علیه السلام)
• عن أبی محمد الحسن العسکری (علیه السلام) قال:
« هَذَا إِمَامُکُم مِن بَعدِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیکُم، أَطیِعُوهُ وَ لا تتفَرَّقُوا مِن بَعدِیِ فِی أَدیَانِکُم فَتَهلِکُوا، أَما إِنَّکُم لا تَرَونَهُ بَعدَ یَومِکُم هَذَا. »
قالو فخرجنا من عنده فما مضت إلّا أیّام قلائل حتّی مضی أبو محمد (علیه السلام) (24)؛ معاویة بن حکم و محمد بن ایوب بن نوح و محمد بن عثمان گفته اند که ما با عده ای دیگر از افراد که چهل نفر می شدیم خدمت ابومحمد، امام حسن عسکری (علیه السلام) رسیدیم و راجع به جانشین و امام دوازدهم سؤال کردیم. امام عسکری (علیه السلام) فرزند خردسال خویش را آورد [حدود پنج سال داشت] و فرمود: این پیشوای شما و جانشین من در میان شماست. از او فرمان ببرید و بعد از من در دین خود پراکنده نشوید که هلاکت، شما را فرا می گیرد و گرفتار خواهید شد. آگاه باشید شما او را از امروز به بعد نخواهید دید.
آن ها گفتند پس از مدتی از محضر امام خویش بیرون رفتیم. چند روزی نگذشت که روح ابو محمد امام عسکری (علیه السلام) به ملکوت اعلا پیوست.
• عن محمّد بن عبد الجبّار عن حسن بن علیّ (علیه السلام) قال:
• إنّ الإمامَ وَ حُجَّةَ اللهِ مِن بَعدِی ابنِی، سَمِیُّ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ کَنِیُّ، الّذی هُوَ خاتِمُ حُجَجِ اللهِ و آخرُ خلفائِهِ و قال: مِمَّن هو یابنَ رسولِ اللهِ؟!
قال (علیه السلام): من ابنة ابن قیصر ملک الروم، ألا إنّه سیولد و یغیب عن الناس غیبةً طویلةً ثُمّ یظهر؛ (25) محمد بن عبدالجبار نقل کرده است که از امام حسن عسکری (علیه السلام) درباره ی جانشین وی سؤال کردم و او فرمود: امام و حجت خدا پس از من، پسرم می باشد. او هم نام و هم کنیه پیامبر خدا است. او آخرین حجت خدا و آخرین وصی رسول خدا است.
سپس پرسید: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، آن فرزند از چه کسی به دنیا خواهد آمد؟ در پاسخ فرمود: از دختر پسر قیصر روم، آگاه باشید او متولد خواهد شد و در غیبتی طولانی از مردم به سر می برد و سپس ظهور می نماید.
14. امام عصر، حجّة بن الحسن – عجل الله فرجه الشریف –
ابراهیم بن مهزیار معروف به اسحاق، توفیق زیارت حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در سفر مکه مکرّمه پیدا کرد. ابواسحاق از یاران برجسته امام حسن عسکری (علیه السلام) بود. او با شخصیت های بزرگ شیعه به ویژه نواب و سفرای امام دوازدهم رابطه ی تناتنگی داشت. بعد از رحلت امام یازدهم (علیه السلام) در دوره ی غیبت صغری تصمیم گرفت با امام زمان خویش ملاقات کند و او را از نزدیک ببیند. از این رو در شهرهای سامرا و مدینة النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) جست و جو کرد تا این که در مکّه مکرمه، در مسجد الحرام در حین طواف با یکی از سفرای آن حضرت برخورد کرد و عطش سوزان و عشق ملاقات خویش را اظهار داشت. او هم واسطه در فیض شد و ابواسحاق را همراه خویش به طرف طائف برد. بعد از این که بیابان ها را در نوردیدند، ابواسحاق امام زمان (علیه السلام) را در خیمه متعلق به آن حضرت ملاقات کرد. حضرت مهدی (علیه السلام) به وی خیر مقدم گفت و پس از صحبت هایی که انجام شد درباره ی غیبت و ظهور خویش چنین فرمود:
« همانا پدرم از من پیمان گرفته است که جز در سرزمین های نهان و دور، مسکن اختیار نکنم تا امرم مخفی بماند و مکانم از حیله دشمنان و گمراهان و خطرات سرکشان و بد اندیشان در امان بماند. از این رو مرا به طرف بیابان ها و شن زارها روان ساخت و پایانی در انتظار من است که در آن گره از کار گشوده شود و فریاد و وحشت مردم برطرف گردد و او(علیه السلام) از خزانه های حکمت و اسرار دانش آن قدر به من آموخت که اگر شمّه ای از آن را برایت بازگویم از باقی آن بی نیاز می شوی.
بدان ای ابااسحاق که پدرم (علیه اسلام) فرمود: ای پسرم! خدای تعالی اقطار زمین و اهل طاعت و عبادتش را بدون حجّت و امام خالی نگذارد. او وسیله ی کمال و تعالی آن هاست؛ امامی که پیرو وی باشند و به راه و روش او اقتدا کنند و فرزندم! تو از کسانی هستی که خداوند آن ها را برای نشر حق و برچیدن اساس باطل و اعتلای دین و خاموش کردن آتش گمراهی آماده کرده است و بر تو باد که در مکان های پنهان و دور ساکن شوی که هر یک از اولیای خدای تعالی دشمنی کوبنده و مخالفی ستیزنده دارد. خداوند جهاد با اهل نفاق و خلاف یعنی ملحدان و دشمنان را واجب می داند. پس زیادی دشمن، تو را به وحشت نیندازد و بدان که دل های مردم دین دار و با اخلاص مانند پرندگانی که میل به آشیانه دارند مشتاق لقای تو خواهد بود. آن ها در میان خلق با ذلّت به سر می برند، ولی در نزد خدای تعالی نیکوکار و عزیزند. در ظاهر مردمی بیچاره و محتاجند، در حالی که چنین نیست و آن ها مردمی اهل قناعت و خویشتن دارند. دین را فهمیده اند و آن را با مبارزه ی با مخالفان پشتیبانی می کنند. خداوند آن ها را به تحمّل و استقامت در برابر ستم امتیاز داده تا در آخرت که قرارگاه ابدی است، مشمول عزّت واسعه ی او باشند و به آن ها خوی شکیبایی داده است تا عاقبت نیک و فرجامی نیکو را دریابند.
ای فرزندم! در هر کاری از نور صبر و پایداری اقتباس کن تا به درک عمل در عاقبت فائز شوی و در نیت خود عزّت را شعار قرار ده تا ان شاء الله از آن چه موجب حمد و ذکر جمیل است برخوردار شوی.
پسرم! گویا وقت آن رسیده که به نصرت الهی مؤید باشی و پیروزی و برتری میسّر گردد و گویا پرچم های زرد و سفید را روی شانه هایت می بینم که بین حطیم و زمزم در جنبش است و گویا در اطراف حجرالاسود، دسته های بیعت کنندگان و دوستان خالص تو را می بینم که چون رشته ی مروارید در دو سوی گردن بند بر پیرامون تو صف کشیده اند و صدای دست هایی را که با تو بیعت می کنند می شنوم. کسانی به آستان تو پناه می آورند که خدای تعالی طهارت مولد و پاکی سرشت آن ها را می داند؛ کسانی که قلوبشان از پلیدی نفاق و آلودگی شقاق پاک است و بدنشان برای دین داری، نزم و برای عداوت با دشمن، خشن است و برای پذیرش حق خوش رو هستند و متدیّن به دین حق و اهل آن می باشند و وقتی ارکان و ستون های آن ها نیرومند گردد، به واسطه ی اجتماع آن ها ملّیت های مختلف به امام نزدیک می شوند. در وقتی که آن ها در سایه ی درختی بزرگ که شاخ و برگ آن بر اطراف دریاچه ی طبریّه سرکشیده با تو بیعت کنند، آن گاه صبح حقیقت بدمد و تیرگی باطل از میان برود و خداوند به وسیله ی تو پشت طغیان را در هم شکند و راه و رسم ایمان را اعاده کند و به واسطه ی تو پایداری مستضعفان جهان روشن شود و صلح جمعیت های هم گون آشکار گردد. کودک در گهواره آرزو می کند برخیزد و به نزد تو آید و وحوش صحرا مایلند که راهی به جوار تو داشته باشند. جهان به وجود تو خرّم شود و شاخه های عزّت به ظهور تو جنبش گیرد و مبانی حق در قرارگاه خود پابرجا گردد و فراریان از دین به آشیانه های خود برگردند. ابرهای پیروزی سیل آسا بر تو ببارد و دشمنان به فشار و تنگی نفس دچار شوند و دوستان پیروزی یابند و در روی زمین جبّار ستم گر و منکر ناسپاس و دشمن کینه توز و معاند بدخواه باقی بماند و
(وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا).
ای ابا اسحاق! این مجلس را پنهان بدار و خبر آن را جز بر اهل تصدیق و برادران صادق دینی مگو و چون نشانه های ظهور بر تو آشکار گردید با برادرانت به سوی ما بشتاب و به مرکز نور یقین و روشنی چراغ های دین مسارعت کن تا ان شاءالله به رشد و کمال نایل شوی. (26)
ادامه دارد...
پینوشتها:
1. رعد، آیه 7.
2. بحارالانوار، ج 36، ص 315 – 316 و کفایة الأثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر (علیهم السلام)، ص 88.
3. لطف الله صافی، منتخب الأثر، ص 200، ح 23 و کشف الغمة، ج 2، ص 473 با کمی اختلاف در عبارات.
4. اربلی، کشف الغمة، ج 2، ص 473؛ از « المال کدوس » مربوط به کتاب احادیث المهدی من مسند احمد بن حنبل، ص 145 می باشد.
5. أربع رسالات فی الغیبة، ج 2، ص 13.
6. کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، ص 303، ح 14.
7. عزیزالله عطاردی، مسند فاطمة الزهراء – سلام الله علیها – ص 477 – 478 و بحارالانوار، ج 36، ص 351 – 352.
8. همان.
9. بحارالانوار، ج 36، ص 383، ح 1؛ کفایة الاثر، ص 223 و العوالم، ج 23، ص 53، ح 2.
10. موسوعة کلمات الامام الحسن (علیه السلام)، ص 273 و الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1153، ح 59.
11. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، ج 1، ص 68؛ بحارالانوار، ج 36، ص 385، ح 6 و ج 51، ص 133 و موسوعة کلمات الامام الحسین (علیه السلام)، ص 665.
12. معجم احادیث المهدی (علیه السلام)، ح 776؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 541 و نعمانی، کتاب الغیبة، ص 240، ب 13، ح 34. (او از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند و نقل اول را در ماه صفر سال 274 هـ.ق به علی بن حسن تیمیلی منتسب می نماید).
13. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 161، ب 131 و نعمانی، کتاب الغیبة، ص 237.
14. الاصول من الکافی، ج 1، ص 340، ح 19 و نعمانی، کتاب الغیبة، ص 170، ح 1.
15. النعمانی، کتاب الغیبة، ص 245، ب 13، ما رُوِی فی صفته و سیرته و بحارالانوار، ج 51، ص 148، ب 6.
16. شیخ طوسی، غیبة، ص 259. (روایت به صورت مرسله نقل شده است؛ یعنی بعضی از راویان حذف شده اند).
17. مؤمنون، آیه 1.
18. همان، آیه 101.
19. معجم احادیث المهدی (علیه السلام)، شماره حدیث 1698 و صدوق، دلائل الامامة، ص 260.
20. بحارالانوار، ج 49، ص 237 – 238؛ معجم احادیث المهدی (علیه السلام)، ح 1547؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 367 و حیاة الامام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، ج 2، ص 329- 335.
21. معجم احادیث المهدی (علیه السلام)، ح 1244؛ طبرسی، اعلام الوری، ص 409؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1172، ب 20 و بحارالانوار، ج 50، ص 118، ب 2، ح 1و ج 51، ص 30، ب 2، ح 4.
22. مستدرک الوسائل، ج 12، ص 280 و 283. (در آدرس و نقل دوم، امام علی النقی (علیه السلام) برای عبدالعظیم حسنی (رحمه الله) دعا کرد و فرمود: ثبّتک الله بالقول الثابت فی الحیاة الدنیا و فی الآخرة؛ خداوند به تو و گفتارت ثبات قدم در زندگانی دنیا و نیز در آخرت عنایت فرماید).
23. الاصول من الکافی، ج 1، ص 328، باب الاشارة و النص علی ابن محمد (علیه السلام)؛ مستدرک الوسائل، ج 12، ص 284، ح 14101 و وسائل الشیعة، ج 16، ص 239، ح 21458.
24. معجم احادیث المهدی (علیه السلام)، ح 1294؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 435، ب 43، ح 2 و شیخ طوسی، الغیبة، ص 217.
25. اثبات الهداة، ج 3، ص 569، ب 32، ح 280؛ میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج 12، ص 280، ب 31، ح 3 و معجم احادیث المهدی (علیه السلام)، ح 1280.
26. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، باب 43، ح 19، ص 178 – 185.
منبع مقاله:
زمانی، احمد؛ (1393)، اندیشه انتظار (شناخت امام عصر(عج) و چگونگی حکومت جهانی صالحان)، قم: بوستان کتاب، چاپ پنجم