و اللاتی یاتین الفاحشة من نسائکم فاستشهدوا علیهن اربعة منکم فان شهدوا فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفاهن الموت او یجعل الله لهن سبیلا (15)و اللذان یاتیانها منکم فآذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما ان الله کان توابا رحیما (16)
ترجمه آیات
و از زنان شما کسانی که مرتکب عملی شنیع - زنا - شوند،علیه آنان چهار شاهد بگیرید، پس اگرشهود شهادت دادند باید ایشان را در خانه ها زندانی کنید،تا مرگشان فرا رسد و آنان را بگیرد و یا خدا راهی برایشان پدید آورد(15).
و آن مرد و زنی که این عمل شنیع را مرتکب شوند شکنجه دهید، اگر توبه کردند و به صلاح آمدنددست از آنان بدارید، که خدا توبه پذیر مهربان است(16).
بیان آیات(در باره زن و مرد زناکار)
و اللاتی یاتین الفاحشة...منکموقتی می خواهند بگویند فلانی فلان عمل را انجام داده هم می گویند: فلان اتاه: وهم تعبیر می کنندفلان اتی به، و کلمهفاحشهازماده(ف - ح - ش)به معنای طریقه شنیعه است، ولی استعمالش در عمل شنیع زنا شایع شده است، و در قرآن کریم در آیه زیر بر
صفحه : 370
لواط و یا هم بر آن و هم بر عمل مساحقه - همجنس بازی زنان- اطلاق شده است.انکم لتاتون الفاحشة ما سبقکم بها من احد من العالمین (1).
و ظاهرا و بطوری که بیشتر مفسرین گفته اند: مراد از فاحشه در آیه مورد بحث عمل زناباشد، مفسرین روایتی هم نقل کرده اند، که رسول خدا(ص)وقتی آیه تازیانه دراول سوره نور نازل شد فرمود: این همان راه علاج و سبیلی است که خدای تعالی در آیه پانزده سوره نساء وعده اش را داده است.
شاهد این ظهور، ظهور دیگری است در آیه و آن این است که ازلحن آیه شریفه فهمیده می شود که حکمش دائمی نیست و بزودی نسخ می شود چون می فرماید: او یجعل الله لهن سبیلا (2) (و یا خدا راه علاجی برایشان قرار دهد)و هیچ دلیلی نقل نشده که گفته باشد این حدچند صباحی در مورد مساحقه جاری شد، و سپس بحدی و حکمی دیگر نسخ شده است پس معلوم می شود آیه شریفه همانطور که گفتیم در باره زنا نازل شده است، و از جمله: اربعة منکم...بر می آید که عدد نامبرده باید از مردان باشد.
فان شهدوا فامسکوهن فی البیوت...در این جمله مساله حبس کردن دائمی زن موردبحث را مترتب کرده بر شهادت دادن شهود، نه بر اصل وقوع عمل زشت، و خلاصه کلام اینکه، تنها وقتی حکم حبس ابد از ناحیه حاکم صادر می شود که چهار شاهد بر صدور عمل فاحشه از زن شهادت دهد، و اگر شهود شهادت ندهند حکم صادر نمی شود، هر چند حاکم یقین به صدور آن داشته باشد، و این خود یکی از منت های خدای سبحان بر امت اسلام است، که نسبت به او عفو و اغماض اعمال فرموده است.
و حکم نامبرده حبس دائمی است، به قرینه اینکه نهایت مدت حبس را مرگ زن قرار داده، و فرموده: حتی یتوفیهن الموت(تا مرگ ایشان را دریابد)، چیزی که هست تعبیر حبس ابد آن هم در زندان نیاورد، بلکه فرمود آنها را در خانه ها نگه بدارید تا مرگشان فرارسد، این نیزدلیل روشنی است بر اینکه خواسته است کار را بر مسلمانان آسان بگیرد، و ازسخت گیری اغماض کند، و اینکه فرمود:(تا مرگشان برسد)(و یا خدا راه نجاتی برایشان مقرربدارد)منظور نجات از حبس ابد است، و در اینکه تردید کرد، و فرمود:(یا آن و یا این)اشاره ای است به اینکه امید آن هست که حکم حبس ابد نسخ شود، همچنانکه همینطور هم شد، برای
............................................ (1)شما عمل فاحشه را مرتکب می شوید، عملی را که قبل از شما در احدی از مردم دنیا سابقه نداشته.سوره عنکبوت آیه 28. (2)سوره نساء آیه 15.
صفحه : 371
اینکه حکم تازیانه حکم حبس ابد را نسخ کرد، و این از ضروریات است که حکم جاری درباره زناکاران در اواخر عمر رسول خدا(ص)نازل شد، و بعد از رحلت آن جناب دربین مسلمانان جاری گردید، و مساله زندانی کردن بعد از رحلت آنجناب اصلا مورد عمل واقع نشد.
پس آیه شریفه بفرضی که دلالت کند بر حکم زنان زناکار، هیچ تردیدی نیست در این که به وسیله آیه تازیانه نسخ شده استو اللذان یاتیانها منکم فاذوهما.
این دو آیه از نظر مضمون متناسب با همند و ضمیر مؤنث- ها - در جمله: (یاتیانها)بطورقطع به کلمه(فاحشة)بر می گردد، و این خود مؤید این معنا است که زمینه هردو آیه بیان حکم زنا است، و بنا بر این آیه دوم متمم حکم در آیه اول است، چون آیه اول تنها حکم زنان زناکار رامتعرض شده، و آیه دوم حکم زن و مرد هر دو را بیان می کند، و آن عبارت است ازایذاء یعنی شکنجه دادن، پس در نتیجه ازمجموع دو آیه حکم مرد زناکار و زن زناکار با هم استفاده می شود، و آن این است که هر دو را کتک می زنند، و خصوص زن زناکار را در خانه حبس می کنند.
لیکن این معنا با آیه بعد که می فرماید: (اگر توبه کردندو به صلاح گرائیدند دست ازآندو بردارید...)سازگار نیست، برای اینکه در آیه مورد بحث می فرمود: زن را تا ابددر خانه حبس کنید، و این آیه می فرماید: اگر توبه کردند رهاشان کنید، بناچار باید گفت: منظور از دست برداشتن از آندو، دست برداری از کتک و شکنجه آندو است، نه از حبس که حبس به حال خود باقی است.
و به همین جهت است که برخی از مفسرین به تبع بعضی از روایات که بزودی می آیدگفته اند: آیه اول در باره حکم زنای زنان ثیب - بیوه - است، و آیه دوم در مقام بیان حکم دختران بکری است که مرتکب زنا شوند.و مراد از ایذاء همان حبس کردن دختران بکر، وسپس آزاد کردن آنان در صورت توبه و اصلاح است، لیکن دو سؤال باقی می ماند یکی اینکه اگر اینطور باشد چرا در آیه اول خصوص زن زانیه را نام برد؟و در آیه دوم هیچ دلیلی نیاورد که بفهماند منظور دختران بکر است، دوم اینکه چرا در آیه اول خصوص زن زانیه رانام برد و در آیه دوم زن و مرد را با هم اسم برد؟و فرمود: و اللذان یاتیانها منکم.
به ابی مسلم مفسر نسبت داده اند که گفته است آیه اول در مقام بیان حکم مساحقه زن با زن است، و آیه دوم در صدد بیان حکم لواط مردان با مردان است، و هیچیک از دو آیه نسخ نشده است.
صفحه : 372
ولی فساد این گفتار روشن است، اما آیه اول به همان دلیلی که قبلا در ذیل جمله: و اللاتی یاتین الفاحشة من نساءکم...خاطر نشان ساختیم، و اما آیه دوم به دلیل این که درسنت ثابت شده که حد لواط قتل است همچنان که در حدیثی صحیح ازرسول خدا(ص)آمده که فرمود: هر کس از شما عمل قوم لوط را مرتکب شود هم فاعل را بکشید و هم مفعول را (1) ، و این حکم یا حکمی است ابتدائی و غیر منسوخ، و یا حکمی است ناسخ حکم آیه، پس به هر حال گفتار ابی مسلم را باطل می کند.وآنچه سزاوار و صحیح است که در باره معنای آیه گفته شود - البته با در نظر داشتن ظاهری که از دو آیه به ذهن خطورمی کند و قرائنی که گفتار دو آیه محفوف به آنهاست، و نیز با در نظر گرفتن اشکال هائی که در معنا کردن مفسرین بود- و خدا داناتر است - این است که آیه شریفه متضمن حکم زنای زنان شوهردار است، به دلیل اینکه در آیه شریفه تنها نام زنان را برده است.
خواهی گفت: اگر منظور این بوده باشد باید می فرمود: من زوجاتکمچرا فرمود: من نساءکمجوابش این است که اطلاق کلمه(نساء)برمعنای(همسران)شایع است، آنهم مخصوصا در جائی که این کلمه اضافه شود به ضمیر مردان، و به صورت(نساءکم)اطلاق گردد،تا چه رسد به جائی که اضافه نشود مثل آیه: و آتوا النساء صدقاتهن (2) (مهریه زنان رابپردازید)که می دانیم منظور از زنان همان همسران است، و نیز مانند آیه: من نساءکم اللاتی دخلتم بهن (3).
(از آنان زنانتان که با آنها نزدیکی کرده اید)، که معلوم است منظور همسران می باشد وبنابر این حکم اولی و موقت اینگونه زنان این است که آنان را در خانه هاتحت نظر بگیرند، وسپس این حکم مبدل شد به حکم سنگسار، و این آنطور که جبائی پنداشته نسخ آیه قرآن به وسیله سنت و روایت نیست، چون نسخ عبارت است از اینکه آیه ای که بظاهرش حکمی دائمی را متضمن است به وسیله آیه ای دیگر نسخ گردد، و مساله مورد بحث ما چنین نیست، زیرا آیه حبس ابد در خانه ظهوری در دائمی بودن حکمش که ندارد هیچ، بلکه ظهور در این دارد که بزودی حکمش مبدل به حکمی دیگر می شود، چون فرموده: او یجعل الله لهن سبیلاواین تعبیر ظهور در این دارد که حکم حبس ابد زنان بزودی به حکمی دیگر مبدل می شود، حال اگرکسی بخواهد این تبدیل حکم را نسخ بنامد عیبی ندارد ولی نباید آن را نسخ آیه قرآن به وسیله
............................................ (1) (2)سوره نساء آیه 4. (3)سوره نساء آیه 23.
صفحه : 373
روایت بشمرد، چون خود آیه قرآن در اینجا اشعار دارد براینکه به زودی حکمش برداشته می شود، پیامبر اکرم(ص)هم در آن روایت خواسته است آیه قرآن را بیان کند.
و آیه دوم متضمن حکم زنای بدون احصان است، یعنی زنای مرد بی زن، و زن بی شوهر، و آن حکم عبارت است از ایذاء و شکنجه، حال چه اینکه مراد از این شکنجه حبس باشد وچه زدن با لنگه کفش، یا سرزنش با زبان، و یا غیر اینها، و این آیه بنا بر این به وسیله آیه تازیانه سوره نور نسخ شده، و اما روایاتی که می گوید آیه شریفه متضمن حکم دختران بکراست روایاتی است آحاد - که در طول این تفسیر خبرواحد را معنا کردیم - ، و علاوه بر این هم مرسل است یعنی سند ندارد و هم اهل فن آنها را به خاطر مرسل بودن ضعیف دانسته اند - و خداداناتر است.
فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما...اگر توبه را مقید کردباصلاح، برای این بود که بفهماند وقتی توبه حقیقی و دارای محتوی می شود که باعث اصلاح آدمی گردد، و توبه نه تنها بلفظ و لقلقه زبان توبه واقعی نیست بلکه به حالت انفعالی که دوام نیابد و فاسدی را اصلاح نکند، نیز توبه واقعی تحقق نمی یابد.
بحث روایتی
در تفسیر صافی از تفسیر عیاشی از امام صادق(ع)روایت آورده که در ذیل آیهو اللاتی یاتین الفاحشة...فرمود: این آیه نسخ شده و منظور از سبیل همان حدودی است که باید جاری شود (1).
در تفسیر عیاشی از امام صادق(ع)روایت آورده که شخصی از آنجناب ازاین آیه سؤال کرد حضرتش فرمود: این آیه نسخ شده، شخص دیگر پرسید آنروزها که نسخ نشده بودبه چه صورت مورد عمل قرار می گرفت؟فرمود: به این صورت که اگر زنی زنا می داد و چهارنفر علیه او شهادت می دادند او را در خانه ای حبس می کردند، و با او سخن نمی گفتند، وبسخنش گوش نمی دادند، و با او نشست و برخاست نمی کردند،تنها آب و طعامش را برایش می بردند، تا بمیرد و یا بعدها خدا راه چاره ای برایش مقرر سازند، که ساخت، و آن این بود که اگر بی شوهر بوده تازیانه اش بزنند، و اگر شوهر دار بوده سنگسار شود، شخصی پرسید: معنای
............................................ (1)تفسیر صافی ج 1 ص 339 ط مکتبه اسلامیه
صفحه : 374
آیه:و اللذان یاتیانها منکمچیست؟فرمود: معنایش این است که اگر دختر بکر همین عمل زشتی را که اگر بیوه زن مرتکب آن می شد به آن گرفتاری مبتلا می گشت مرتکب شود، بایدشکنجه شود، آنگاه در پاسخ از سؤال از معنای شکنجه فرمود: یعنی حبس می شود (1) (تا آخرحدیث).
مؤلف قدس سره: این قصه یعنی حکم جاری در موردزنان در صدر اسلام که حبس کردن تا آخر عمر در خانه ها بوده، مطلبی است که به چند طریق از طرق اهل سنت از ابن عباس و قتاده و مجاهد و غیر ایشان روایت شده است.
اولی از سدی نقل شده که گفته است حبس کردن در خانه حکمی بودمخصوص بیوه زنان، و اما ایذائی که در آیه دوم آمده حکم مخصوص دوشیزگان و کنیزان باکره بوده، و خواننده عزیز در اینکه در این باره چه باید گفت روشن گردید.
............................................ (1)تفسیر عیاشی ج 1 ص 227 - 228 ط مکتبه اسلامیه