ماهان شبکه ایرانیان

دانش و فرهنگ در عصر عباسی اول

یکی از نکات بارز علمی درباره تحولات فکری سال های پایانی قرن دوم و پس از آن، آغاز عصر تدوین علوم به ویژه علم حدیث است

عصر تدوین کتاب

یکی از نکات بارز علمی درباره تحولات فکری سال های پایانی قرن دوم و پس از آن، آغاز عصر تدوین علوم به ویژه علم حدیث است. تا اواسط قرن دوم به جز نوشته های محدود حدیثی که به عنوان «جزء»از آنها یاد شده، کتاب مفصل و مدون پدید نیامد. اما از میانه قرن دوم به بعد، به تدریج آثار مهمی در دانش حدیث و سایر دانش ها پدید آمد. در واقع باید دو دهه پایانی این قرن و دو دهه آغازین قرن سوم را عصری بدانیم که تدوین کتاب به مرحله ای از رشد رسیده که به معنای واقعی کتاب پدید آمده است. در بخش حدیث می توان به کتاب هایی چون المصنف از عبد الرزاق بن همام صنعانی(م شوال 211)و هم المصنف از ابن ابی شیبه(م محرم 235)(یاد کرد. پس از آن کتاب های بسیاری دیگری نوشته می شود.

گفتنی است که در بخش تاریخ، باید عصر تدوین را اندکی جلوتر دانست، به ویژه که کتاب السیرة النبویة نوشته ابن اسحاق(در گذشته 151)که در دهه های میانی قرن دوم نگاشته شده است، حتی پیش از آن یا معاصر آن هم، کتاب هایی بوده که اصل آنها از میان رفته و نقل هایی از آنها در آثار بعدی برجای مانده است.

در این زمان، بیشتر عالمان به دانش «حدیث »گرایش داشتند و آنها را اصطلاحا حافظ می نامیدند. اهمیت این افراد در آن بود که شمار زیادی حدیث از استادان خود که آنها را شیخ(جمع آن مشایخ)می گفتند، گرفته بودند. هر چه بیشتر حدیث در خاطر داشتند، اهمیت بیشتری می یافتند. به همین دلیل است که آنها را با عنوان حافظ می شناسند. در آن روزگار شمار احادیث بر صدها هزار بالغ می شد که بسیاری از آنها نادرست بود. گاهی گفته می شد که فلان شخص ششصد هزار تا یک میلیون حدیث در حفظ دارد!

علمای این دوره را بر اساس طبقه تقسیم بندی می کنند، بدین معنا که هر سی سال یک طبقه محسوب شده و در شرح حال نویسی، علمایی که در این سی سال درگذشته اند، به عنوان علمای آن طبقه معرفی می شوند. مثلا از سال های 200 تا 230 طبقه هفتم معرفی شده اند.

از دید اهل سنت مهم ترین کتاب حدیثی که در این زمان تدوین شد، کتاب صحیح البخاری از محمد بن اسماعیل بخاری(194 - 256)است. این کتاب پس از قرآن جایگاه ویژه ای در منابع دینی اهل سنت دارد. کتاب مزبور از نظر اعتقادات مذهبی، بر اساس مکتب اهل حدیث تدوین شده و روایات فراوانی از آن درباره تشبیه خداوند به مخلوقات است که از نظر شیعه و معتزله ساختگی است. بعدها عالمان سنی مذهب ده ها شرح بر این کتاب نوشتند. کتاب بخاری مشتمل بر 7300 حدیث است که بیش از نیمی از آن تکراری است. پس از آن، کتاب صحیح مسلم از مسلم بن حجاج نیشابوری(204 - 261)قرار دارد.

احادیث در این قبیل کتاب ها، مشتمل بر یک سند و یک متن است. سند عبارت از نام کسانی است که در طی شش تا هفت طبقه نخست، آن حدیث را از پیامبر - ص - به یکدیگر منتقل کرده اند، تا به دست بخاری رسیده و وی در کتابش آورده است. متن در ادامه حدیث آمده که سخن یا عمل رسول خدا - ص - است. علمای حدیث معمولا یک حدیث را از طریق سند و یا متن آن مورد نقادی قرار می دهند. احادیثی که سلسله سند آنها متصل نباشد از نوعی ضعف برخوردار است، درست همان طور که اگر حدیثی تنها با یک سند نقل شده باشد، به عنوان حدیث واحد شناخته شده و چندان قابل اعتنا نیست. در برابر آن حدیث متواتر قرار دارد که با سلسله اسناد فراوانی روایت شده است.

گستردگی علوم و باز شدن فضای علمی

یکی از ویژگی های فکری اواخر قرن دوم و بعد از آن، شاید به دنبال سیاست های فکری مامون و نیز به دلیل سست شدن تسلط دولت بر نهادهای فکری و عالمان، باز شدن فضای فکری در جامعه بود. این باز شدن، از یک سو به حضور گسترده اندیشه های خارجی در دنیای اسلام منجر شد و از سوی دیگر زمینه را برای سهیم شدن فرقه های غیر رسمی در مجموعه تمدن در حال پدید آمدن باز کرد. طبعا این هر دو واکنش های زیادی را به دنبال داشت. برخی از متدینان سخت به وحشت افتادند و کسانی از فضای جدید استقبال کردند. طبیعی بود که هم رشد تمدن از یک سو و هم پیدایش زندقه گرایی و بی دینی از سوی دیگر، می توانست از آثار این حضور، به ویژه حضور اندیشه های بیگانه باشد. البته باید توجه داشت که تا میانه قرن سوم هنوز آثار تسلط افراطی دولت بر آرای مذهبی مطرح بود، اما گستردگی کار فکری و ارتباطات در آن حد بود که از این اقدامات جز در مواردی محدود کاری ساخته نبود.

باید توجه داشت که آشفتگی های سیاسی در دنیای اسلام که ناشی از اختلافات داخلی خاندان عباسی پس از هارون بود هم ظهور شورشیانی چون بابک، در باز شدن این فضا بی تاثیر نبوده است. این مساله را به خصوص باید با روی کار آمدن مامون که گرایش به جریان افراطی سنی نداشته و از طرفداران فلسفه و کلام بود مربوط دانست. یک مورخ وابسته به نحله اهل حدیث که به تعصب شهرت دارد، نوشته است:

پس از این دوره(تا دهه پایانی قرن دوم)کارها رو به آشفتگی رفته، دولت امین تضعیف و سپس خود وی کشته شد و در آستانه قرن سوم مامون به جای او نشست. در این زمان بود که ستاره تشیع بلند گردید، علم کلام رو به قوت رفت، دانش های نخست به عربی درآمد، منطق یونانی شایع شد، کار رصد ستارگان آغاز گردید و میان مردم دانش جدیدی پدید آمد که با نبوت میانه ای نداشت. در این روزگار شوکت روافض(شیعه امامی)و معتزله بالا گرفت. (1)

ترجمه آثار سریانی، یونانی و فارسی

گذشت که یکی از مسائل مهم در زمینه فرهنگ و تمدن در قرن دوم هجری، باز بدن درهای دنیای اسلام به روی تمدن های قوی و کهن بوده است. روشن است که اعراب پیش از اسلام، فرهنگ مکتوبی نداشتند. بعد از اسلام، کار فرهنگی هم از دانش قرآن و حدیث آغاز کردند و هنوز راه درازی برای آشنا شدن با سایر علوم در پیش داشتند. این در حالی بود که در کنار آنها، تمدن های کهنی بود که آثار مکتوب فراوانی را از گذشته به ارث برده بود. اکنون که مسلمانان حرکت فرهنگی خود را آغاز می کردند، به طور طبیعی نمی توانستند نسبت به تمدن های پیشین و اندوخته های آنها بی توجه بمانند.

دنیای اسلام در برابر فرهنگ های بیگانه، دو موضع گرفت. موضعی در مخالفت به این دلیل که در آن فرهنگ ها افکاری وجود داشت که با عقاید اسلامی سازگار نبود. دوم موضعی موافق که بیشتر به دانش های تجربی و گاه فلسفی توجه داشت و چنین می اندیشید که آنها تعارضی با عقاید اسلامی ندارد.

آمادگی فرهنگ پذیری در جامعه اسلامی، بی توجه به مخالفت ها، راه را برای ترجمه این آثار به زبان عربی هموار کرد. علاقه به بیشتر دانستن و به تعبیر دیگر، کنجکاوی هم نقش مهمی داشت. افزون بر آن، بسیاری چنین می اندیشیدند که می باید برای دفاع از عقائد اسلامی در برابر اندیشه های بیگانه، با آن افکار آشنا و به آنها مجهز شد. محصول این جریان، گسترش دامنه علم کلام و زایش دانشی بود که به آن فلسفه اسلامی گفته شد.

کار ترجمه از زمان منصور عباسی، یعنی نیمه های قرن دوم هجری آغاز شد. کهن ترین ترجمه ها، ترجمه کلیله و دمنه و نیز برخی از آثار نجومی و ریاضیات از جمله کتاب المجسطی از بطلیموس و کتاب اقلیدس بود. در بخش آثار ایرانی، یکی از مهم ترین مترجمان این دوره ابن مقفع است که بسیاری از آثار را از پارسی پهلوی به عربی ترجمه کرد. وی به اتهام زندقه گری کشته شد.

از جمله کتاب هایی که توجه ویژه ای به آنها صورت گرفت، آثار طبی است که بیش از همه از زبان سریانی و توسط مسیحیان منطقه عراق به عربی ترجمه می شد. حرکت ترجمه در دوران هارون گسترش بیشتری یافت و این به دلیل حمایت برامکه از مترجمان و عالمان این دوره بود.

مامون که خود علاقه مند به علوم عقلی بود، بیش از خلفای پیشین به ترجمه علاقه نشان داد و رسما از دربار رومی ها خواست تا کتاب های یونانی را برای وی بفرستند. اگر کارهای پیشین به صورت پراکنده انجام می شد، مامون این حرکت را به صورت سازمان یافته آغاز کرد و بیت الحکمه را برای نخستین بار به عنوان یک مرکز علمی و پژوهشی و ترجمه تاسیس کرد. معتصم نیز به طور طبیعی حرکت مامون را در ترجمه ادامه داد.

در بیت الحکمه کتابخانه بزرگی از مجموع کتابهایی که در دیرها و شهرها وجود داشت فراهم آمد و شمار فراوانی مترجم و عالم به کار ترجمه و تالیف پرداختند. محمد بن موسی خوارزمی کتاب جبر و مقابله خود را به دستور مامون عباسی نگاشت. خاندان آل نوبخت نیز از خاندان های فرهیخته بغداد بودند که برخی از آنها در کار ترجمه آثار فارسی به عربی مهارت داشتند.

خداینامه هایی که به عربی ترجمه شده از مهم ترین مآخذی است که امروزه از تاریخ ایران قبل از اسلام در اختیار ما قرار داد. بسیاری از آداب ایرانی ها و مسایل اخلاقی که از بزرگمهر و دیگران در کتاب های عربی بیاد مانده، تنها مطالبی از آثار اخلاقی و علمی ایرانی هاست که از طریق زبان عربی به دست ما رسیده است، چرا که از زبان پهلوی چنین متونی باقی نمانده است.

نزاع معتزله و اهل حدیث

در بحث فرقه های اسلامی در دوره امویان، شکل گیری فرقه های اسلامی را توضیح دادیم. این فرقه ها به مرور و در گیرودار مسائل و بحران های فکری و پرسش های تازه، خط و مشی خاصی را برگزیدند. آنچه که در بخش عقائد و باورهای مذهبی اهمیت داشت، منابع اندیشه و روش های اندیشیدن بود. اندازه اعتنا به نقل و عقل، میزانی برای پیدایش روش های مختلف بود. قرآن و حدیث دو منبع مورد قبول همه مسلمانان بود، اما دو مشکل وجود داشت: یکی اندیشیدن در قرآن و ظاهر آیات و تعقل اجتهاد در آن بود. دوم مشکل روایات جعلی فراوان.

کسانی به ظواهر قرآن و حدیث - به ویژه حدیث - بسنده کرده آن را میزان درستی و نادرستی اندیشه ها معرفی کردند. در برابر، گروهی دیگر به عقل اعتنای بیشتری کرده، آن را ملاک اصلی در اجتهاد و اندیشیدن در منابعی چون قرآن و حدیث قرار دادند. نگاهی به سیر اندیشه ها در دنیای اسلام نشان می دهد که در هر دو زمینه، افراط و تفریطهایی صورت گرفت و به دوری از قرآن و حدیث از یک سو و بی اعتنایی دیگران به عقل از سوی دیگر منجر شد.

اگر بر دو روشن اندیشیدن بالا، یعنی تکیه بر عقل یا نقل، بحث عرفان و تصوف را ضمیمه کنیم، راه برای پیدایش گروه سومی که به عارف یا صوفی شهرت دارند، باز می شود. این مساله نیز از قرن دوم به بعد وارد میدان مبارزه با سایر گروه ها شد. در این جا هم روشی نو در اجتهاد دینی مطرح بود که بیشتر از زاویه کنکاش در نفس و تصفیه و تزکیه و درونگری به دنبال کشف قضایای دینی و تجربه حضوری آنها بود. در فرهنگ و تمدن اسلامی، صدها نحله صوفی پدید آمد که از شرقی ترین نقاط دنیای اسلام تا غربی ترین آن در مغرب افریقا دامن گسترده اند.

این اختلاف در روش دست یابی به واقعیت سبب بروز فرقه های مختلفی شد که بسته به حمایت حکومت، و نیز زمینه های مردمی و تبلیغات گروهی خودشان، هر کدام در زمانی و مکانی قدرتی به دست می آوردند.

دو گروه مهم در اواخر قرن دوم و طول قرن سوم و بعد از آن، معتزله یا طرفداران عقل و اهل حدیث بودند. حکومت عباسی تا زمان مامون، گرایش مذهبی کلامی آشکاری از خود نشان نمی داد، گر چه هوادار معتزله نبود. مامون و جانشین او معتصم سخت از معتزله حمایت کرده و در این راه سخت گیری های فراوانی بر مخالفان تحمیل کردند.

استبداد معتزلیان در این دوره منجر به دشواری هایی برای اهل حدیث شد که نمونه آن به زندان رفتن و شلاق خوردن برخی از علمای بزرگ این نحله مانند احمد بن حنبل(در گذشته 241 در سن 77 سالگی)شد. یک نزاع مهم در این دوره، بحث بر سر این نکته بود که آیا قرآن مخلوق است، یا قدیم. معتزلیان طرفدار خلق قرآن بودند و اهل حدیث طرفدار قدمت آن، یعنی باور به این که از همان زمان که خداوند بوده قرآن هم بوده است. این بحث هیچ نتیجه روشنی نداشت و تنها برای ایجاد نزاع و درگیری مطرح شده بود.

مامون علمای عصر خویش را مجبور کرد تا به نظریه او در این که قرآن مخلوق است و همراه خداوند از ازل نبوده تن در دهند. بسیاری به اجبار پذیرفتند برخی هم مقاومت کردند. البته این صورت ماجرا بود. آنچه در پشت پرده بود، نزاع دو گروه عقل گرا و اهل حدیث بود.

واکنش اقدام مامون در تحمیل عقائد معتزله بر مردم، در دوران متوکل عباسی(خلافت از 232 تا 247)خود را نشان داد. وی با تمام وجود به حمایت از اهل حدیث پرداخت و هر چه احمد بن حنبل را در دوره مامون و معتصم خوار کرده بودند، موقعیت وی را استوار کرد. از این پس بخش بزرگی از توده مردم بغداد به حمایت از احمد بن حنبل - که پس از آن نام نحله اش حنابله شد - پرداختند. حنبلیان گروهی متعصب از مردم بغداد بودند که با تمامی فرقه ها از جمله شیعه و معتزله و حتی سنیانی که با عقاید آنها مخالف بودند، درگیری داشتند.

معتزله در روش اندیشه که پایه آن اعتقاد به عقل بود، با یکدیگر مشترک بودند، اما در جزئیات اختلاف نظر فراوانی میان آنها بود، به طوری که به صدها فرقه - به عدد متفکران و رهبران - تقسیم شدند. با این حال در چند نکته همداستان بودند. از جمله در بحث مربوط به اختیار آدمی، تنزیه خداوند از صفات بشری و چند موضوع دیگر. معمولا اهل حدیث به خداوند صفاتی مانند راه رفتن، خندیدن و مانند اینها را نسبت می دادند، در حالی که معتزله و شیعه، خداوند را منزه از این صفات بشری وصف می کردند. دلیل این همه اختلاف نظر میان آنها، پای بندی به عقل انسانی در امور دینی بود که به هر روی هر متفکری را به سویی هدایت می کرد. این در حالی است که اهل حدیث با توجه به تمسک به ظواهر حدیثی، تا حدی از این آشفتگی در امان بودند. خواهیم دید که بعدها تلفیقی از اعتزال و حدیث گرایی بر جهان تسنن غلبه یافت.

نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که جامعه شیعه هم از این اختلاف بر کنار نماند. گروهی از شیعیان گرایش حدیثی داشتند و گروهی دیگر گرایش کلامی و عقلی. در دوران امامان - ع - آمیخته ای از این دو گرایش مورد توجه بود. نگاهی به کتاب کافی نشان می دهد که امام صادق - ع - تا چه اندازه بر عقل تکیه داشته آن را محور فهم دین می دانند. در عین حال، تکیه بر حدیث یکی از اصول اساسی مکتب جعفری است، چنان که امام بر اساس همین نگرش با ابو حنیفه که بیشتر به رای بها می داد، مخالفت می کرد. به هر روی میان اصحاب امام صادق - ع - دو گروه متکلمان و محدثان بودند و به تناسب همان اختلافی که پیش از این درباره سنیان اشاره کردیم، در جامعه شیعه هم پدید آمد. این نزاع ها در دوره های بعد و تاکنون ادامه یافت.

شکل گیری مذاهب فقهی

پیش از این به شکل گیری دانش فقه اشاره کردیم. تفاوت عمده فقه دوران اموی و دوران عباسی، آن است که در دوره عباسی مذاهب فقهی به صورت رسمی و تعریف شده رسمیت می یافت. در دوران اموی هنوز چیزی به نام مذهب فقهی به معنایی که بعد از آن شایع گردیده و تاکنون ادامه یافته وجود نداشته است.

امروزه چهار مذهب فقهی بزرگ و شناخته شده از اهل سنت عبارتند از:

مذهب حنفی، به نام ابو حنیفه نعمان(. . . - م 150)

مذهب مالکی، به نام مالک بن انس(93 - 179)

مذهب شافعی، به نام محمد بن ادریس شافعی(. . . - 199)

مذهب حنبلی، به نام احمد بن حنبل(164 - 241)

آن چنان که از تاریخ تولد و درگذشت آنها به دست می آید، هر چهار نفر در قرن دوم و سوم می زیستند. اما شکل گیری این مذاهب و تسلط آنها بر اهل سنت چندین قرن به درازا کشید.

پیش از آن که شرح حال کوتاهی از این افراد به دست دهیم، لازم است اشاره کنیم که فقه اسلامی برگرفته از قرآن و سنت بوده و جز آنچه در قرآن آمده، احادیث نبوی مبنای اصلی فقه اسلامی است. روایت سخنان و عمل پیامبر - ص - توسط صحابه و تابعین، نخستین فقهی است که در قالب حدیث شکل گرفته است. اختلاف در نقل ها و بی توجهی در نقل، به تدریج سبب ایجاد اختلاف در احکام فقهی شد که مبتنی بر آن احادیث وایت شده، بود. در این زمینه مکتب های فقهی مختلفی در مدینه، شام و عراق پدید آمد. شاگردان هر مکتب مدافع سخنان استاد خود بودند و به تدریج فقه از حالت اتکا به افراد خاص، به صورت یک جریان یا مکتب درآمد.

در مدینه بیشتر حدیث اهمیت داشت، در حالی که در عراق رای و عقل اهمیت بیشتری یافت. البته این روند کلیت نداشت، زیرا در دوره ای خاص در بغداد، مکتب حدیثی شهرت و قدرت بیشتری به دست آورد. مدینه در اختیار مالک بن انس بود، شام در اختیار برخی از مکتب های فقهی مانند مکتب اوزاعی(درگذشته 157)بود و عراق بیشتر به مذهب ابو حنیفه بود.

نتیجه این حرکت، پیدایش ده ها مکتب فقهی بود که بر محور اساتید خاصی در این سه منطقه مهم و در ادامه آن در حوزه ایران و مصر و سپس مغرب پدید آمد. برخی از این مکتب ها با مرگ رهبر خود از میان می رفت، اما برخی دیگر برای مدتی دوام می آورد. به عنوان مثال مذهب فقهی جریری که مربوط به ابن جریر طبری آملی(م 310)مورخ معروف است، تا حدود یک قرن بعد از وی دوام آورد.

مالک بن انس که در مدینه، شهر پیامبر - ص - قدرتی به دست آورده بود، از سوی منصور دومین خلیفه عباسی، مورد تایید قرار گرفت. وی کتاب حدیثی الموطا را که مشتمل بر احادیثی است که وی به استناد آنها فتوا داده بود، تدوین کرد. مذهب مالک در دوره های بعد تنها در کشور مغرب و اندلس طرفدارانی یافت و حتی در خود مدینه نیز شهرتی به دست نیاورد. گفته شده است که سبب انتشار مذهب وی در اندلس حمایت امویان حاکم در اندلس از این مذهب بوده است. زمینه رشد این مکتب های فقهی، بیشتر مربوط به شاگردان یا استادانی بود که هواداری از آن مذهب را در منطقه ای رواج می داده اند.

ابو حنیفه اعتباری به احادیث نقل شده نمی داد و بر این باور بود که بیشتر احادیث مزبور ساختگی است. وی به رای و اجتهاد عقل گرایانه خود بیش از هر چیز پای بند بود. ابو حنیفه نه با امویان و نه عباسیان میانه ای نداشت تا آن جا که شهرت یافت، منصور وی را به قتل رسانده است. دو شاگرد معروف او یکی قاضی ابو یوسف و دیگری محمد بن حسن شیبانی بودند. ابو یوسف در دستگاه هارون قدرتی فراوان داشت و پس از آن بود که مذهب حنفی گسترش یافت. شیبانی هم در رواج مذهب وی تلاش کرد. مکتب فقهی وی بیش از هر کجا، در شرق ایران قدرت یافت و پشتوانه هایی مانند سلجوقیان در قرن پنجم و ششم طی سالیان دراز سبب رواج این مذهب شدند. سازگاری برخی از عقائد وی در دفاع از نژادهای غیر عرب، تاثیر مهمی در رواج اندیشه های فقهی و کلامی او در خراسان بزرگ داشت. شافعی گرایشی میانه داشت و در عین حال که به حدیث توجه می کرد، از استنباط و اجتهاد فقهی نیز غفلت نداشت. وی شاگردان قابل توجهی داشت و به یاری آنها توانست در بخش وسیعی از جهان اسلام از مصر تا عراق، مکتب فقهی خویش را انتشار دهد. وی، گرایشی هم به تشیع داشت و اشعاری در محبت نسبت به اهل بیت - ع - می سرود، گر چه از لحاظ فقهی و کلامی از مکتب اهل بیت - ع - پیروی نمی کرد. وی مدتی در مصر و مدتی در عراق و یمن بود و در این نواحی پیروان فراوانی یافت. بعدها وزرایی مانند خواجه نظام الملک سخت به شیوع این مذهب کمک کردند.

احمد بن حنبل، یک محدث بود و در روزگار خود، نه به فقه بلکه به روایت حدیث شهرت داشت. حتی در بخش حدیث هم بیش از هر چیز به آرای کلامی برگرفته از احادیث و سخنان اصحاب پیامبر - ص - توجه داشت. وی مؤلف کتاب بزرگ المسند است که بیش از سی هزار حدیث در آن فراهم آمده است. از آن جا که وی فقیه مشهوری نبود، و نیز به دلیل تعصبی که فرقه ایجاد شده توسط وی نسبت به سایر مسلمانان داشت، نتوانست نفوذی به دست آورد.

این مساله که چرا مذاهب فقهی اهل سنت تنها در چهار مذهب خلاصه شده به قرن چهارم تا هفتم باز می گردد که در جای خود به آن خواهیم پرداخت.

شعوبیه در ایران

زمانی که در دوره امویان، مناسبات اجتماعی و امتیازات اقتصادی و منصبی، بر اساس عرب گرایی افراطی بنا شد، نسل ایرانی فرهیخته، به مقابله با آن برخاست و در مواردی، به گونه ای دیگر، گرفتار افراط شد. برخورد دو نژاد عرب و عجم، آن هم در شرایطی که عرب بر عجم غلبه کرده بود، این پرسش را پیش آورد که کدام قوم، برتر از دیگری هستند؟

پاسخ به این پرسش متفاوت بود. از دید نژادگرایی، هر قومی، خود را برتر از دیگری می دید و استدلال هایی در این باره ارائه می داد. ایرانی ها، به گذشته خویش افتخار می کردند و اعراب هم می کوشیدند تا به نوعی، گذشته ای برای خود دست و پا کرده و با افزون کردن اسلام بر آن، موقعیت برتری برای خود نشان دهند. کار این جدال بالا گرفت. عرب ها با داشتن حاکمیت، دست بالا را داشتند و ایرانی ها باید به نوعی در برابر آنها، مقاومت می کردند.

مشکلی که برای ایرانی ها وجود داشت آن بود که در افتخار به گذشته، به ناچار، متهم به دفاع از آیین زرتشتی و زندقه گرایی می شدند. دفاع از برتری نژادی ایرانی، یک لازمه دیگر هم داشت و آن عیب جویی از طرف مقابل بود. آنها علاوه بر این که در مدح خویش سخن می گفتند، از نژاد عرب، به بدی یاد کرده فهرستی از عیب هایی آنها را می نگاشتند. همین مساله برای اعراب برتری طلب نسبت به عجم ها مطرح بود.

از آن جا که حاکمیت در دست اعراب بود، جریان مخالف را به عنوان جریان الحادی و زندقه معرفی می کردند. شعوبیه نام گروهی بود که در اثبات برتری عجم بر عرب سخن می گفتند. آنها که با انصاف تر بودند، در تساوی دو نژاد سخن می گفتند و البته از سوی مخالفان عرب خود، باز به شعوبی گری متهم می شدند.

این نزاع، به نگارش کتاب ها و رساله های فراوانی انجامید. دهها اثر در اثبات مشرب فکری شعوبی نگاشته شد، درست همان طور که دهها کتاب و رساله در رد تفکر شعوبی به نگارش درآمد. همه این آثار به زبان عربی نوشته شده و بخش عمده آنها از میان رفته است.

به تدریج در دولت عباسی، نفوذ ایرانی ها بیشتر شد، و این بار با استفاده از موقعیت اداری و فرهنگی و ادبی خود، در برابر اعراب ایستادند. اندک اندک، ترکان نیز در جامعه جدید نفوذی یافتند و نزاع تازه ای آغاز شد. به مرور که همه نژادها به نوعی در مجموعه تمدن اسلامی سهیم شدند، و از سوی دیگر، فرهنگ اسلامی در میان مردم راسخ تر شد، جنگ شعوبی گری، به مقدار زیادی از میان رفت. در قرن دوم و سوم، جریان فرهنگی شعوبیه، یکی از جریان های قوی دنیای اسلام بویژه در عراق است.

پی نوشت:

1. تذکرة الحفاظ، شمس الدین ذهبی، ج 1، ص 328.

قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان