رسانه روسی روز شنبه در این باره نوشت: سازمان سیا در حالیکه فقط شش ساله و در سن کودکانه بود، عملیاتی را علیه دولت وقت ایران اجرا کرد که به نوعی به رویکرد و فن واشنگتن در تغییر رژیم های نامناسب از نگاه کاخ سفید تبدیل شد.
در ادامه گزارش آمده است: آلن دالس رئیس وقت سازمان سیا برای نخستین بار سال 1963 در کتاب «هنر سازمان اطلاعات» از شرکت آمریکایی ها در کودتای ایران سخن گفت. سال 1976 این موضوع در کمیسیون مجلس سنا تأیید شد و سه سال پیش هم باراک اوباما رئیس جمهوری سابق در قاهره اعتراف کرد که کودتا علیه مصدق توسط مأموران سیا انجام شد، تا اینکه 15 ژوئن امسال و برای نخستین بار خود این سازمان افزون بر تأئید دست داشتن در کودتا، مجموعه اسناد آن را نیز از حالت غیرمحرمانه کرد.
اسپوتنیک ادامه داده است: تا اوایل دهه 1950 ایران نقش خاصی نه تنها در صحنه جهانی بلکه حتی منطقه ای نداشت. نفوذ بریتانیا فوق العاده زیاد بود. تمام درآمد نفت به شرکت مشترک نفت انگلیس-ایران می رسید که اکنون «بریتیش پترولیوم» نام دارد.
آن زمان تمام درآمدهای نفتی ایران به عنوان چهارمین کشور از نظر تولید نفت در جهان به جیب لندنی ها ریخته می شد و مشاوران انگلیسی و آمریکایی شاه را احاطه کرده بودند و چنان شمار آنها زیاد بود که به دشواری می شد، ایران را یک کشور مستقل خواند.
همزمان با این شرایط، جبهه ملی ایران سال 1951 با ائتلاف طیف گستردهای از نیروهای سیاسی بنیادگذاری شد که مصدق ستون اصلی آن بود و این شخصیت با آنچه که بریتانیا منافع خود در ایران میدانست، مخالفت می کرد.
ظهور مصدق در سپهر سیاست ایران تنها پس از برکناری رضا شاه از سلطنت ممکن شد و در نخستین انتخابات پس از پایان حکومت وی، بیشترین رأی را در تهران کسب کرد.
با تلاش مصدق طرحی در مجلس تصویب شد که به دولت اجازه نمیداد، بدون اجازه مجلس درباره نفت با خارجیها مذاکره کند.
اسپوتنیک ادامه داده است: طبق قرارداد سال 1933، انگلیس نفت ایران را در دست خود داشت. اما شرکت های نفت آمریکا نیز منتظر بودند، امکانی برای ورود به این عرصه پیدا کنند.
در تحولات بعدی، دولت های بریتانیا و سپس آمریکا نقش های بسیار مهم ولی متفاوتی بازی کردند. بزرگترین مشکل برای انگلیس در ایران، منافع مالی-منابع نفتی بود که با گره خوردن به منافع لایه های سیاسی ایران نباید در خطر قرار می گرفت.
اما از آنجا که آمریکایی ها تازه به تهران توجه نشان می دادند و نفت ایران برای آنان حیاتی نبود، تا سال 1953 از ملی شدن صنعت نفت ایران طرفداری و در دوران نخست وزیری مصدق، کمک های مالی زیادی به ایران کردند.
اما در پی ملی شدن صنعت نفت، تضعیف نفوذ انگلستان در این حوزه و بینتیجه ماندن مذاکرات، لندن سرنگونی دولت مصدق را تنها راه بازگشت به وضعیت گذشته و احیای نفوذ خود می دانست.
از این رو کریستوفر وودهاوس طراح اولیه نقشه کودتا به نمایندگی از کشور خود سال 1952 با دولت ایران و وزارت امورخارجه آمریکا در واشنگتن مذاکره کرد.
از سوی آمریکا کرمیت روزولت (نوه تئودور روزولت رئیس جمهور اسبق) حضور داشت. واشنگتن که نخست درصدد کسب سهمی از نفت ایران برای خود بود، با طرح های انگلیسی ها موافقت نداشت، اما لندنی ها که موفقیت کودتا را تنها با مشارکت آمریکایی ها ممکن میدانستند، بهمنظور جلب توجه بارها خطر کمونیسم را گوشزد کردند.
وودهاوس در این باره گفته است: چون نمیخواستم متهم به بذل و بخشش از جیب آمریکایی ها برای نجات منافع انگلستان شوم، بهجای مطرح کردن قصد اولیه- پس گرفتن کنترل صنعت نفت ایران- تصمیم گرفتم بر خطر کمونیسم در ایران پافشاری کنم.
ولی آمریکایی ها با شروع ریاست جمهوری آیزنهاور در ژانویه 1953 و دریافت پیشنهاد سهم 40 درصدی نفت ایران، اندک اندک این طرح را مناسب منافع خود دانستند.
پیروزی آیزنهاور در انتخابات ریاست جمهوری سبب دگرگونی های زیادی در سیاست خارجی آمریکا شد. کرمیت روزولت رئیس اداره خاور نزدیک سیا فرمانده عملیات شد و واشنگتن همراه لندن با تشکیل ستاد مشترکی در قبرس، عملیات کودتا را طرحریزی کردند. با اجرای این طرح نیز سرلشکر فضلالله زاهدی مجری براندازی را به مسند نخستوزیری نشاندند. رضا پهلوی شاه طرفدار غرب دوباره به حکومت رسید و رشته نفت هم تحت کنترل آمریکا و بریتانیا قرار گرفت.
آمریکایی ها سپس به فکر راه اندازی پلیس ویژه در ایران افتادند و در تشکیل ساواک به شاه کمک کردند که روزنامه نگاران غربی این سازمان را «گشتاپوی ایرانی» نامیدند، اما تمامی این تلاش ها نتوانست برای همیشه جیب انگلیسی ها و آمریکایی ها را از درآمدهای نفتی ایران پر کند و شکم آنها راهمواره سیر نگهدارد.
اسپوتنیک ادامه داده است: سال 1979 رهبران دینی تصمیم گرفتند شاه را که مثل عروسک خیمه شب بازی در دست غرب بود، سرنگون کنند و راه دیگری بگشایند. ایران کنونی پیامد مستقیم کودتا علیه مصدق است و این موضوع نیز گویای آن است که چرا آمریکا تا این حد از جمهوری اسلامی ایران متنفر است.
رسانه روسی در پایان نوشته است: متأسفانه کودتای ایران نخستین تجربه موفق سیا در سرنگونی حاکمان نامناسب برای واشنگتن بود و در قرن 21 هم از همین شیوه برای برکناری رهبران کشورها استفاده و چنان صحنه سازی می شود که گویا مردم خشمگین در خیابان ها خواهان برکناری حکومت هستند. آری، انقلاب های رنگین در کشورهای دیگر مثلا صربستان و حتی در خاک اتحاد شوروی سابق را می توان«نوه» های کودتا علیه مصدق دانست.
اروپام 1516 ** انتشار دهنده: هادی مولوی نیا