روغن ارده کنجد فرادید
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها
روغن ارده کنجد فرادید
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها

تجلی معراج رسول اکرم (ص) در ادب فارسی

همانگونه که مسلم و واضح است مهمترین و موثق ترین منبع دربارۀ معراج پیامبر اکرم (ص) کتاب آسمانی ما قرآن کریم است

طرح مسأله

همانگونه که مسلم و واضح است مهمترین و موثق ترین منبع دربارۀ معراج پیامبر اکرم (ص) کتاب آسمانی ما قرآن کریم است. خداوند متعال در آیات متعددی به این واقعه اشاره نموده است (از جمله نک به: الاسراء، 1، النجم، 7 الی 18) و پس از آن براساس آیات مبارکه قرآن، مفسران و مورخان به توضیح و تفسیر این مهم پرداخته اند. و نیز شاعران و نویسندگان به صور مختلف در آغاز دواووین و منظومه ها و یا در ضمن اشعار و آثار منثور خود به پاس تیمن و تقدس اشعار و آثار خود را با رایحۀ آیات قرآن در موضوع معراج و نعت رسول اکرم (ص) نغز و دل انگیز نموده اند و همراه با تصویرسازی شاعرانه، فحوای زیبا و نغزی را به اشعار خود داده اند که در این مقاله نمونه هایی از این اقتباس مورد تحقیق قرار می گیرد.

معراج رسول خدا (ص) در قرآن و تجلّی آن در آثار ادبا

نخستین سوره و آیه، در اشاره مستقیم به معراج حضرت رسول (ص) سوره «بنی اسرائیل» است البته این سوره نام های دیگری از جمله: «اسراء » و یا «سبحان» دارد در آغاز این سوره آیه شریفۀ ذیل آمده است:

 «سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر».

یعنی: منزه خدایی است که یک شب بندۀ خود محمد (ص) را از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد، مسجد اقصی محلی است که اطراف آن را متبرک ساخته ایم این سیر در شب برای آن بود، که حکمت و اسرار و آیات قدرت خود را به محمد (ص) ارائه دهیم. آری خداوند به همۀ اسرار شنوا و بیناست.

دومین سوره بعد از سوره «اسراء » یا «بنی اسرائیل» سوره نجم است که پروردگار متعال در آیات هفتم تا هجدهم این سوره به معراج پیامبر اکرم (ص) اشاره دارد.

 «و هو بالافق الاعلی ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین اوادنی فاوحی الی عبده ما اوحی ما کذب الفواد ما رای افتمارونه علی ما یری و لقد راه نزلة اخری عند سدرة المنتهی عندها جنة المأوی اذا یغشی السدرة ما یغشی ما زاغ البصر ما طغی لقد رأی من آیات ربه الکبری»

همچنین در سوره تکویر نیز به دیدار پیامبر اکرم (ص) جبرئیل را در افلق اعلی اشارت دارد (همان سوره، 23) و اشارتی نیز در آیه 61 سوره اسراء به این موضوع شده است. اما از این میان همانگونه که از آثار نظم و نثر شاعران و نویسندگان مشهود است، تجلی آیه آغازین سوره اسراء و برخی آیات سوره نجم بیشتر مطمح نظر شاعران و نویسندگان بوده است. نظامی در بین شاعران بیش از هر شاعری به توصیف و ذکر معراج با تکیه بر آیات قرآنی پرداخته است هرچند تصویرسازی های او از حیث زیبایی قابل تأمل است:

 

ای سید بارگاه کونین

نسابۀ شهر قاب قوسین

 

رفته ز ورای عرش والا

هفتاد هزار پرده بالا

 

ای صدرنشین عقل و جان هم

محراب زمین و آسمان هم

 

 (همو، منظومه لیلی و مجنون)

و در جایی دیگر از منظومه لیلی و مجنون به «ما زاغ البصر و ما طغی» اشارت دارد:

ربع فلک از چهار گوشه

داده ز درت هزار خوشه

 

از سرخ و سفید دخل آن باغ

بخش نظر تو مهر «ما زاغ»

 

 (همانجا، 14)

و در هفت پیکر نیز با اقتباس از آیات قرآن کریم آمده است:

 

 «قاب قوسین » او در آن اثنا

از «دنی» رفت سوی «وادنی»

 

 (همو، هفت پیکر، 13)

مضمون بیت اشاره به آیه «ثم دنی فتدلی، فکان قاب قوسین اوادنی» دارد.

و در همان اثر:

 

چشم او را که مهر «ما زاغ» است

روضه گاهی برون از این باغ است

 

 (همانجا، 8)

نجم الدین رازی در مرصاد العباد در بیان ختم نبوت به محمد صلی اللّه علیه و آله آورده است: «خواجه می گفت: مالی و للدنیا انما مثلی کمثل راکب راح فی یوم صائف فنزل و استراح فی ظل شجره ثم رکب و راح. من از کجا و دنیا از کجا؟من آنم که در مقام سدره هر چه در خزانه غیب و جواهر و نفایس ملک و ملکوت بود جمله بر من عرضه کردند، بگوشه چشم همت به هیچ باز ننگریستم که «اذ یغشی السدره ما یغشی ما زاغ البصر و ما طغی» بلکه نقد وجود نیز در آن قمار خانه کم زدم، و پرواز کنان از دروازده عدم به آشیان اصلی «اوا دنی» باز شدم. شیخ فرماید رضی اللّه عنه. (هموه، 132)

جمال الدین عبد الرزاق اصفهانی در ترکیب بند معروف خود در نعت حضرت رسول (ص) آورده است:

 

ای از «بر سدره» شاهراهت

وی قبه عرش تکیه گاهت

 

ای طاق نهم رواق بالا

بشکسته ز گوشه کلاهت

 

 (همو، 2)

عراقی شاعر قرن هفتم در دیوان اشعارش با انتخاب وزن و بحر عروضی مناسب به زبان عربی قصیده اش را با ستایش پروردگار و سپس توصیف پیامبر (ص) با الهام از قرآن کریم به هم در پیوسته است:

 

تعالی من توجد بالکمال

تقدس من تفرد بالجلال

 

له قدم تخطی العرش سیرا

له همم نظیر الی المعال

 

و «سبحان الذی اسری بعبد»

من الاقصی الی حرم الوصال

 

فجمله بآثار التجلی

و کحله بانوار الجمال

 

 (همو، دیوان اشعار)

عطار نیشابوری که از منظومه سرایان و داستان پردازان پرآوازه زبان فارسی است در جمیع منظومه هایش می توان اشارات قرآنی را نمایان ساخت؛ در منظومه خسرو نامه:

 

ملایک خاشه روب گلشن او

خلایق خوشه چین خرمن او

 

نیازش پیک راه «قاب قوسین»

نمازش جلوه گاه قرة العین

 

 (عطار، 17)

سنایی غزنوی نیز در مثنوی های خود که متأثر از آیات مبارکه قرآن است به این صورت بیان می کند:

در حدیقه الحقیقه:

 

گفت سبحانش «الذی اسری»

شده ز آنجا به مقصد اقصی

 

 (سنایی، 115)

و در همان اثر:

 

دو جهان پیش همتش به دو جو

 «سر ما زاغ و ما طغی » بشنو

 

صدر او صدر ملک استغناء

 «قاب قوسین» قلبش «اوادنی»

 

 (همانجا)

در سوانح الافکار رشیدی مولف پس از حمد و ثنای پروردگار در توصیف پیامبر اکرم (ص) آیات قرآن کریم را با شیوه و سبک ویژۀ خود در مطلع اثرش آورده است:

آن صاحب تاج و نگین «و لکن رسول اللّه خاتم النبیین» سلطان تخت نشین «کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین» برهان بحث «علمت علم الاولین و الاخرین» ناصب لوای «شفاعتی» واهب آلای والای «امتی امتی» زیبا رفتار «سبحان الذی اسری» خوب گفتار «و ما ینطق عن الهوی» ندیم خلوت عزت «فاوحی الی عبده ما اوحی» محور حریم فرشتگان، «فکان قاب قوسین اوادنی ». بعد از ذکر آیات و صفات پیامبر اکرم (ص) ابیاتی را در صفت معراج بیان داشته است:

 

رسول مشرق و مغرب امام اهل هدی

که بر بساط شرف شهسوار کونین است

 

زهی بلند کمانی که در صف دعوی

همه نشانه او قلب «قاب قوسین» است

 

 (همو، 246)

مولانا در تمامی دفاتر مثنوی گرانسنگ خود اشارات زیبایی به معراج دارد در بیت زیر از دفتر دوم مثنوی با ذکر ترکیب «سکان افق» ، «افق اعلی» را از سوره نجم فرا یاد می آورد:

 

نزد آن که لم یذق دعوی است این

نزد «سکان» افق معنی است این

 

 (همو، دفتر دوّم، 161)

و سلمان ساوجی در مثنوی «جمشید و خورشید» بهره های خود از آیات قرآن را به این شکل می سراید:

 

... چو از بیت الحرام احمد سفر کرد

به سوی «مسجد الاقصی » گذر کرد

 

خطاب آمد ز سلطان عطا ده

که «سبحان الذی اسری بعبده»

 

چو تیر غمزه در یک طرفة العین

رسید از خوابگه تا «قاب قوسین»

 

 (همانجا، 1)

علامه قطب الدین شیرازی در کتاب «درة التاج لعزة الدباج» با نثری ویژه در مقام ترسیم معراج، ملهم از آیات قرآن قرار می گیرد:

 «... و صوت عند لیب خوش نعمت: «اوتیت جوامع الکلم» ، که در ریاض قدس: «فسبح بحمد ربک» ، داستان تسبیح و تقدیس می زد، از آشیان: و «هو بالافق الاعلی» بر اغصان: «سدرة المنتهی» بر ترنم: «لا احصی ثناء علیک مقصور بود». (شیرازی، مقدمه)

جامی شاعر قرن نهم نیز اقتباس از آیات قرآن کریم را در تمامی آثار خود با وزن و آهنگ مناسب داشته است. نمونه را از منظومه «یوسف و زلیخا» با اشاره به آیه سورۀ اسراء می آوریم:

 

شد از سبوحیان گردون نواده

که «سبحان الذی اسر بعبده»

 

 (همو، 585)

شیخ محمود شبستری در رساله «حق الیقین» که با نثری روان و توأم با آیات قرآنی تنظیم شده است به توصیف پیامبر اکرم (ص) مستند به آیات قرآن و احادیث پرداخته است:

 «... و زبده نهایت کمال و لکن رسول اللّه و خاتم النبیین ناظر: لقد رای من آیات ربه الکبری و سامع: فاوحی الی عبده ما اوحی. محرم سرای اسری، صدر صفه اصطفی، محمد مصطفی علیه من الصلوات افضلها و صد هزاران هزار آفرین، بر اهل بیت پاک و پاک آیین و یاران گزین او... » (همانجا)

امیر حسینی هروی در منظومه های «کنز الرموز» و «زاد المسافرین» تجلی آیات قرآنی را با این سبک ترسیم نموده است:

 

قرب «اوادنی» نموده رتبش

در مقام لی مع الله خلوتش

 

و:

 

سر «اسری » در طریقت یافته

سر «اوحی» در حقیقت یافته

 

و یا:

 

ذات او مقصد کونین آمده

مسند او «قاب قوسین» آمده

 

عشق را گویی که در قرآن نگفت

عشق را در گنج «ما اوحی» نهفت

 

چون گشت مقام قرب اعلی

هست از پس «اذ دنا تدلی»

 

تو تیر و کمان تست کونین

اینست رموز «قاب قوسین»

 

آنجا که دو گوشه کمانست

سر ازل و ابد نهانست

 

هر تیر که بر کشد کماندار

نزدیک رسد دو گوشه ناچار

 

 (همو، 384)

نتایج مقاله

آنچه مسلم است جلوه های آیات قرآنی و معراج در اکثر متون نظم و نثر با سبک ویژۀ شاعران و نویسندگان وجود دارد و در این مقال تلاش نویسنده بر این بود که اشارات مستقیم به آیات قرآن کریم را براساس عنوان مطروحه به عنوان شاهد مثالی ذکر نماید.

با درنگ و تعمق در اشعار کسانی چون عطار، سنایی، مولانا و نیز آثاری چون مقامات حمیدی، آداب الحدب و الشجاعه، روح الجنان فی سیررة الشیخ روز بهان، مجالس النفائس، روضة الصفاء، ظفر نامه، ارشاد الزراعه، مدار الافاضل و سلوک می توان نتیجه گرفت که از اواخر قرن پنجم و یا اوایل قرن ششم به بعد تجلی معراج و آیات قرآنی در ادب پارسی به عنوان یک سنت ادبی در دیباچه های آثار؛ بیشتر دانشمندان مورد توجه قرار گرفته است. به این صورت که سخنوران، شاعران و ادیبان مسلمان پس از پرداختن به توحید باری تعالی و نعت پیامبر (ص) به بر شمردن معجزات، فضایل آن حضرت (ص) از معراج و اشارت های قرآنی دراین باره یاد کرده اند. ضمن اینکه در لابلای آثار نیز علاوه بر دیباچه ها اشارت هایی به این مهم شده است.

کتابشناسی

1-قرآن کریم.

2-اصفهانی، جمال الدین، دیوان اشعار به تصحیح دستگردی، تهران: سنایی، 1362 ه. ش.

3-جامی، عبد الرحمن، کلیات (یوسف و زلیخا) ، [بی تا] و [بی جا].

4-حسینی هروی، امیر، مثنوی های عرفانی کنز الرموز، زاد المسافرین، تهران: دانشگاه تهران، 1371 ه. ش.

5-رازی، نجم الدین، 1366، مرصاد العباد، تهران: علمی فرهنگی، چاپ سوم، 1366 ه. ش.

6-سنایی، مجدود بن ادم، حدیقه الحقیقه، به تصحیح مدرس رضوی، تهران، چاپ چهارم، 1368 ه. ش.

7-ساوجی، سلمان، کلیات، تهران: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376 ه. ش.

8-شبستری، محمود، رساله حق الیقین فی معرفه ا... و العوالم، تهران، [بی تا]و[بی جا].

9-شیرازی، قطب الدین، درة التاج... ، [بی تا]و[بی جا].

10-عراقی، دیوان اشعار، [بی تا]و[بی جا]، 1362 ه. ش.

11-عطار نیشابوری، خسرو نامه، تهران: زوار، سوم، [بی تا].

12-مولوی، جلال الدین محمد، مثنوی، دفتر دوم، 161، 3581.

13-نظامی گنجه ای، الیاس، لیلی و مجنون به کوشش دکتر سعید حمیدیان، تهران، 1376.

14 -همو، هفت پیکر، تصحیح پیشین، 1376 ه. ش.

15-همدانی، رشید الدین فضل ا... سوائح الافکار، به کوشش: محمد تقی دانش پژوه، 1358 ه. ش.

نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر