تاریخ عالم آرای امینی «شرح حکمرانی سلاطین آق قویونلو و ظهور صفویان» / تألیف فضل اللّه بن روزبهان خنجی اصفهانی، به تصحیح محمداکبر عشیق. تهران: مرکز نشر میراث مکتوب، 1382.
چکیده
تاریخ عالم آرای امینی تألیف خنجی، دربردارنده تاریخ مفصّل سلطان یعقوب آق قویونلو و تاریخ مجمل دوره فرمانروایی اوزون حسن و سلطان خلیل است. خنجی در این کتاب، مدّعی حق گویی و پرهیز از گزارش نادرست است. تاریخ عالم آرای امینی به تصحیح محمداکبر عشیق (تهران، مرکز نشر میراث مکتوب، 1382) چاپ شده و با وجود دقّت مصحّح، ایراداتی به آن وارد است: عدم دقّت در کاربرد علائم سجاوندی، ضبط نادُرست برخی از اسامی و واژه های ترکی و مغولی، اغلاط چاپی و عدم تنظیم فهرست دقیق لغات مغولی و ترکی.
کلید واژه: تاریخ عالم آرای امینی، روزبهان خنجی، آق قویونلو، سلطان یعقوب آق قویونلو، واژه های مغولی و ترکی.
تاریخ عالم آرای امینی نوشته فضل اللّه بن روزبهان خنجی اصفهانی، از منابع مهمّ تاریخ ایران و تنها منبع دست اوّل و مفصّل تاریخ فرمانروایی یعقوب آق قویونلو است که تاریخ مجمل دوره پادشاهی اوزون حسن (که مفصّل آن در کتاب دیار بکریه، نوشته ابوبکر تهرانی منعکس است) و پادشاهی کوتاه مدّت سلطان خلیل پسر بزرگ او را نیز در بر دارد.
مؤلّف در جای خویش، برخاستن و کوشش دو تن از سران صفوی به هوای کشورگشایی و پادشاهی و رابطه آنان با ترکمنان اناتولی و قتل آن دو به دستِ پادشاهان آق قویونلو را با نظرگاهی دشمنانه گزارش کرده است. این گزارش نیز از اهمیّت ویژه برخوردار است.
خنجی که خود از علمای سنّی مذهب است، در تألیف خویش مدّعی حق گویی و پرهیز از گزارش امور غیر اخلاقی است، امّا او در ستایش ترکمنان آق قویونلو غلوّ بسیار کرده و آنان را به اغوزخان اسطوره ای منسوب داشته و یگانه شایستگان پادشاهی و خلافت اسلامی روزگار خود دانسته و صفویان را به سبب اختلاف مذهب و درگیریشان با پادشاهان آق قویونلو و گماردگان و تابعان آنان به سختی نکوهیده و شیخ حیدر صفوی را نادان و کم خرد و لاابالی شناسانده است.
نثر عالم آرای امینی مصنوع است، بررغم انکار مؤلّف، چنین می نماید که از جهانگشای عطا ملک جوینی تقلید کرده است و در عین حال، در استواری و فخامت، با آن فاصله بسیار دارد و زیباترین بخش نثر کتاب را می توان در بازگویی چند داستان یافت که مؤلف مدّعی است آنها را در نصیحت قاضی صفی الدین عیسی که وزیر سلطان یعقوب بود بیان داشته است. (ص 377).
تصحیح کتاب تاریخ عالم آرای امینی و تهیّه متن انتقادی آن به همّت استاد محمداکبر عشیق انجام یافته و مصحّح محترم، همه اصول متداول تهیّه متن انتقادی را در آن مرعی داشته است: مقدّمه ای به نسبت مفصّل در هفتاد واند صفحه در معرّفی متن و مؤلّف کتاب، فضل اللّه بن روز بهان خنجی، فراهم آورده و نسخه های مورد استفاده خود را شناسانده و ضبط نسخ ثانوی را در زیر صفحات کتاب ارائه نموده و فهرست چندگانه ای برپایان کتاب افزوده است.
به راستی و انصاف باید اذعان داشت، متن تاریخ عالم آرای امینی یکی از کم اشتباه ترین متون فراهم آمده در ده ساله اخیر است و به سبب این آراستگی باید از مصحّح محترم و مدیر مرکز نشر میراث مکتوب سپاسگزار بود.
در سالهای اخیر، چاپ دیگری از همین کتاب منتشر گردیده که از قضا آقای اکبر عشیق به نقد آن همّت گماشته است و به سبب فراوانی اغلاط، ناقد محترم جز یک مورد در ص 91 متن برای باقی ایرادات آن تنها تا صفحه 45 را از نظر گذرانیده است.
با همه دقّت استاد عشیق، اشتباهاتی به متن کتاب عالم آرای امینی راه یافته که بیشتر آنها غلط مطبعی و برخی دیگر حاصل اشتباه درکاربرد علائم سجاوندی است. بنده در زیر به مواردی که در مطالعه متن کتاب به آنها برخورده ام، می پردازم:
1. ص 34: حصن کیف،
نام درست این قلعه «حصن کیفا» است.
2. ص 39 و 110: سنجُق
این واژه ترکی است و چند معنا دارد و از جمله به معنای عَلَم و درفش است که در متن همین معنی منظور است و تلفّظ درست آن در زبان ترکی سَنْجاق سَنْجَق (= Sancaq) است. (دوفر 3، ص 268)
3. ص 41: گویی دست قضا بر بیستون چرخ، اورنگ صورت او را نگاشته....
به گمان بنده اینگونه درست است: گویی دست قضا بر بیستونِ چرخْ اورنگ، صورت او را نگاشته... .
زیرا صورت نمی تواند «اورنگ» داشته باشد.
4. ص 58: تا به کوششهای مردانه آن یگانه حقّ در مرکز خود قرار یافت...
ضبط درست اینگونه است: تا به کوششهای مردانه آن یگانه، حقّ در مرکز خود قرار یافت.
5. ص 59: بازی برانگیزتر می کرد...
ص 61: درمعرکه بلاغت برانگیز...
به گمان بنده در هردو مورد «پرانگیز» درست است و مولّف «انگیز» را در جای دیگر نیز به تنهایی به کار برده است (ص 68).
6. ص 59: شیشه وجود کلاّبی را در هم شکست.
درست: گُلابی است که نام کسی است و در جای دیگر نام او یا دیگری (گُلابی بیک) آمده است (ص 213).
7. همانجا: در این صفحه و به فراوانی در همه جای کتاب (جزیک مورد در ص 151) بیک؛ ک (= K) ضبط شده.
شکل درست این لقب یا عنوان ترکی که از زبان چینی گرفته شده است، بگ (= beg) است با گ (= G).
8. ص 60: خوارزمشاه در یک سفر با ایشان سه محاربه نمود، اوّل را انهزام دوانید و دوم را در دام اسر و قید نشانید...
به گمان بنده: به انهزام یاانهزاما درست است.
9. ص 135: ایل آلدی بیک چینی...
به گمان بنده باید چپنی باشد و چپنی نام یکی از قبیله های اغوز است.
10. ص 136: کنکاش
این واژه ترکی است به معنای انجمن و جلسه و اصل آن در زبان ترکی کِنگج (=KengäcÏ) است و حرف سوم آن گ (= g) است، نه ک (= k).
11. ص 137: یا لگوز آغاچ
البته اشتباه یا از مؤلّف است یا نسخه نویس، به هرحال یالقوز درست است که به معنای تنهاست و یالقوز آغاچ یعنی تک درخت.
12. ص 138: بعد از چند مرحله وفا بَکاوُل از صوب تبریز رسید...
بُکاول (bökävol) به ضمّ ب درست و آن لغتی است به زبان ترکی به معنای خوانسالار و مهماندار، و معادل است با واژه مغولی چربی (= CÏerbi)
13. همانجا: جهت عبور طریق آیت یولی تعیین یافت و چون آن راه صعب است...
به جای آیت یولی، ایت یولی (= iT_ yolï) به معنای گذرگاه سگ درست است. ایرانیان و ترکان و شاید دیگر ملت ها و قومها، هرکار سخت را به سگ نسبت می کنند.
14. ص 141: از راه تکه تاش...
به گمان بنده، یکه تاش درست است و یکه (= yekä) لغت مغولی دخیل در ترکی و فارسی است به معنای بزرگ، و تاش داش (dasÏ - TasÏ) در زبان ترکی به معنای سنگ است.
15. ص 143: تکامیشی
بی گمان واژه ترکی یا مغولی + ترکی است و واژه ای بدینگونه در هیچ یک از آن دو زبان که به مفهوم عبارت متن نزدیک باشد، وجود ندارد. این واژه باید تصحیف تگشمیشی (TegisÏmisÏi) ترکی به معنای پیشکش کردن و یا نُکجامیشی (NökcamisÏi) مغولی + ترکی به معنای همدلی و سازگاری و دوستی باشد (جامع التواریخ، ج 3، صص 2339 2415).
16. همانجا: گذاشتن اُغرُق در سهند و توجّه....
ضبط درست اغرق، آغرق (= aqruÈ) است به فتح الف که آن واژه ای ترکی است به معنای: باروبنه واثقال، و اُغرق با ضمّ الف به معنای مال دزدی است.
17. ص 283: به جای ولی آغا، ولی آقا درست است، آغا در زبان مغولی لقب زنان است.
18. ص 347: جمیع سیورغالات حَشْوی و خرچی... موقوف باشد...
خرچی به ظاهر غلط چاپی است و درست آن خرجی یا خراجی است، امّا به همین شکل دوبار نیز در ص 348 تکرار شده است. شاید واژه ای است که بنده نمی شناسم.
19. ص 374: درکارگاه جهان عدلی عظیم قایم است و در طبیعت مجازات و مکافاتی تمام. دایم نبات که از زمین عرق غذا می کشد.
به گمان بنده، عبارت بدینگونه درست است:... و در طبیعت مجازات و مکافاتی تمام دایم. نبات که از...
20. ص 391: به جای انجو، انچو یا اینچو (= incü) درست است که به معنای املاک سلطنتی است معادل خاصّه کهن و خالصه متأخر.
21. ص 405: به جای گردوچین (که نام دختر اِبِش خاتون دختر اتابک سعد فارس از شوهرش منگکه تیمور پسرهلاگو است)، کردوجین کوردوجین درست و جین پسوند نسبت مغولی است همانند جین در تموجین و بُلُغاجین و... (جامع التواریخ، ج 2، صص 937 963).
22. غلط های چاپی:
ضبط کتابشکل درست واژه
ص 57 حق گذاری حق گزاری
ص 60به واسطه فضیلتِبه واسطه فضیلت، یا فضیلتی
ص 77ایام اللّهِایام اللّهُ. «ه» اللّه بدون ب آغاز مکسورنیست
ص 113دروسط چنین شتابیدر... چنین شتایی
ص 137ازمشرق سعادت متقارت... متقارب
ص 143کمر شمشیر زرینکمر و شمشیر زرین
ص 157بِضْعِبِضعَ
ص 166[کمری] [کمر]
ص 176باغیان مکاریاغیان مکار
ص 189چنگیرچنگیز
ص 198با بعضی از امر نهانی...با بعضی از امرا نهانی...
ص 202طافتطاقت
ص 216جماعتی از ناورانجماعتی از ازناوران
ص 223شعف و غرامشغف و غرام
ص 254تبریرتبریز
ص261262به توریه غزا چرکس... غزای چرکس
ص 300امری سرحد خراسانامرای سرحد خراسان
ص 353رفعت و غلوّرفعت و علُوّ
ص 361بیچنبیجن
باید بیفزایم که مصحح محترم در مقدّمه (ص پنجاه و نه) وعده فرموده است که در پایان کتاب، فهرست و معانی دقیق لغات ترکی و مغولی را عرضه خواهد کرد، امّا در آن فهرست متاسفانه بسیاری از واژگان را از قلم انداخته و معنای بسیاری از واژه های آمده در فهرست را به دست نداده و آنچه که ارائه فرموده است نیز چندان دقیق نیست.
1. محقّق و مصحح متون تاریخی.