شناسه : ۲۹۸۷۳۱۶ - دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۰۵
ثروت ناشی از انفجار هوش مصنوعی بهطور هماهنگ به جیب نخبگان منتقل شد؛
سال نقد کردن سهام غولها
درحالیکه سهام شرکتهای فناوری در سال ۲۰۲۵ رکوردشکنی میکرد، مدیران این شرکتها هم به همان اندازه فعال بودند تا ثروت روی کاغذ خود را به پول نقد تبدیل کنند؛ طبق تحلیل دادههای معاملات داخلی بلومبرگ رقمی بیش از ۱۶میلیارد دلار
جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، در حالی که شاهد تبدیل شرکتش به اولین کسبوکار پنج تریلیون دلاری جهان بود، یکمیلیارد دلار از سهام خود را فروخت. جِیشری اولال، مدیرعامل آریستا نتورکز، نزدیک به یکمیلیارد دلار نقد کرد؛ همزمان با افزایش تقاضا برای تجهیزات شبکه پرسرعت شرکت و عبور ارزش خالص دارایی شخصی او از 6میلیارد دلار.
بیشتر این فروشها از طریق برنامههای معاملاتی از پیش تعیینشده انجام شد و تصمیماتی آنی نبودند. مارک زاکربرگ از طریق بنیاد خود 945میلیون دلار فروخت، درحالیکه نیکش آرورا، مدیرعامل Palo Alto Networks، و بایجو بات، همبنیانگذار Robinhood، هر یک بیش از 700میلیون دلار به دست آوردند.
رخدادی از پیش برنامهریزی شده
آنگونه که Ainvest در این باره نوشته است، فروش 16میلیارد دلاری سهام داخلی در سال گذشته یک عقبنشینی تاکتیکی از بازار نوسانی نبود. این یک رخداد ساختاری و از پیش برنامهریزی شده بود؛ یعنی انتقال ثروت نسلی از رشد انفجاری زیرساختهای هوش مصنوعی به پرتفوی شخصی خالقان آن. در واقع این اقدام نقد کردن سودهای روی کاغذ بود که با دقت و در پسزمینهای از قدرت کلی بازار انجام شد. زمینه این موضوع اهمیت زیادی دارد.
شاخص S&P500 در پایان سال 2025 با رشد 16 درصد بسته شد و سهام فناوری، بهویژه آنهایی که با تجارت هوش مصنوعی مرتبط بودند، عملکردی بسیار بهتر داشتند. در چنین شرایطی فروش 16میلیارد دلاری نشاندهنده یک انتقال ارزش عظیم و هماهنگ است. نمونه شاخص این روند، جف بزوس بود که طی سال سهامی به ارزش 5.7میلیارد دلار از آمازون فروخت. فروش او بخشی از یک الگوی گستردهتر بود؛ تقریبا همه فروشندگان برتر از برنامههای 10b5-1 استفاده کردند. توافقنامههایی از پیش امضا شده که زمان و حجم معاملات را مشخص میکنند و ظاهری از معاملهگری مبتنی بر زمانبندی بازار ایجاد نمیکنند.
این مکانیسم ماهیت برنامهریزی شده این اقدام را برجسته میکند. این فروشها واکنشی به بازار نبودند، بلکه بخشی از استراتژی جبران خدمات و نقدینگی مدیرانی بود که ثروتشان بهطور جداییناپذیر با رشد سهام شرکتهایشان در حوزه هوش مصنوعی مرتبط بود.
خلاصه اینکه سال 2025 یک مرحله تعیینکننده در چرخه ثروت هوش مصنوعی بود. توسعه زیرساختها سودهای روی کاغذ بیسابقهای برای گروه محدودی از مدیران ایجاد کرد و فروش 16میلیارد دلاری مکانیسمی بود برای تبدیل این سودها به ثروت ملموس و قابل مصرف. این اقدام سیگنال بازار نیست؛ بلکه نشاندهنده تمرکز ثروت و انتقال واضح ارزش از بازار عمومی به نخبگان خصوصی در اوج ارزشگذاری بازار هوش مصنوعی است.
سهام داخلی در سال 2025 مجموعهای از اقدامات منفرد و فرصتطلبانه نبود. این یک استخراج هماهنگ و مبتنی بر قواعد از ارزش شرکت بود و مکانیسم تسهیلکننده آن برنامه معاملاتی 10b5-1 است. این ابزار یک ابزار حاشیهای نیست؛ بلکه یک ویژگی سیستمی در سیستم جبران خدمات و مدیریت ریسک مدیران است که در سطح شرکتها نهادینه شده است.
نرخ پذیرش این برنامهها تقریبا کامل است. در سال مالی اخیر درصد قابلتوجهی از شرکتهای عمومی از برنامههای 10b5-1 برای معاملات داخلی استفاده کردند. این صرفا یک روند گذرا نیست، بلکه به رویه عملیاتی استاندارد تبدیل شده است. 90 درصد تصمیمگیرندگان این برنامهها را ابزار ضروری مدیریت ریسک میدانند و استفاده از آنها به گروه گستردهتری از مدیران داخلی گسترش یافته است. هدف دوگانه این برنامهها روشن است؛ هم دفاع قانونی در برابر اتهامات معاملات داخلی ارائه میدهند، زیرا نشان میدهند معاملات زمانی برنامهریزی شدهاند که مدیر اطلاعات محرمانه مهمی نداشته است و هم امکان مدیریت ریسک مالی شخصی از طریق تنوعبخشی را فراهم میکنند.