روغن ارده کنجد فرادید
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها
روغن ارده کنجد فرادید
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها

از رویا بیاییم بیرون، اوضاع خیلی خراب است

مقاومت مردم ایران بر علیه نا جوانمردانه ترین جنگ های اقتصادی تاریخ بشریت آنقدر ستودنی می باشد که قطعا باید در تاریخ ثبت شود که ملتی چنین استفامتی از خود نشان داده اند وهنوز نشان می دهند اما این مقاومت واستفامت تا کی می تواند ادامه یابد.

از رویا بیاییم بیرون، اوضاع خیلی خراب است

همین که برای اولین بار طی چندین قرن ایرانی ها در یک جنگ حتی یک وجب از خاک خود را از دست ندادند خود بس کافی بود تا یک پیروزی بزرگ رقم بخورد، حال اینکه تقریبا اکثریت کشورهای جهان و ابرقدرت ها همه در جنگ از عراق پشتیبانی می کردند و ایرانی ها به جز خداوند عز و جل کسی را نداشتند هم بحث دیگری است.

در نهایت هم امام خمینی (ره) که روحیه بخش همه جوانان در جبهه بود به قول رهبر معظم انقلاب صلاح دیدند با آتش بس موافقت کنند تا نظام و انقلاب و کشور حفظ شود و به قول خودشان پذیرش این آتش بس مانند نوشیدن جام زهر بود.

من خود جزو افرادی بودم که وقتی به من گفتند ایران آتش بس را قبول کرده باور نکردم و تا وقتی که سخنرانی امام (ره) را گوش نداده بودم فکرمی کردم دروغ است.

آنوقت بود که متوجه شدم شاید ما از پیداهای جنگ با خبر بودیم اما به هر حال امام (ره) ومقامات عالی کشور از پنهان ها نیز با خبر بودند و خوب صلاح مملکت را در آن دیدند.

امروزه ظاهر امر بر این است که خوب ایران با تحریم های ایالات متحده مواجه است و اکثر کشورهای جهان از ترس آمریکا به این تحریم ها تمکین می کنند، اما واقعیت که برای همه عیان است این می باشد که برخی خودی ها در حال ضربه زدن به خودمان هستند.

دیگر ببینید نهان اش چیست.

اینکه ایالات متحده مکانیسم ماشه را اجرا کرده یک جوک بیش نیست چرا که تحریم های فعلی که بر سر مردم ایران وجود دارد به مراتب بیشتر از تحریم های شورای امنیت می باشد.

آمریکایی ها هم دیگر چیزی در چنته ندارند تا بخواهند به این تحریم ها اضافه کنند و دیگر بر سر دوراهی ای رسیدیم که آخرش یا باید با صلح ختم شود یا با جنگ.

هیچ دلیلی ندارد بازارهای اقتصادی کشور اینهمه آشفته شود و اگر هم آشفته می شود به دلیل تاثیرخارجی نیست بلکه به دلیل بازی های داخلی است.

مشکل اصلی مردم هم در مقاومت نیست، چرا که فرهنگ مردم ایران بر اساس مقاومت بنا شده و ایرانی ها معروف هستند که در دوران حمله دشمنان با هم متحد می شوند.

مشکل در این است که برخی نمی دانم چه می توان نامشان را گذاشت جاسوس، نفوذی، عامل دشمن، خیانتکار، منافق، فرصت طلب  ... در حال ضربه زدن به مقاومت مردم از پشت جبهه جنگ اقتصادی می باشند.

برخی هم از روی عمد و یا از روی نادانی در حال همراهی با آنها هستند.

از تصمیمات اشتباه اقتصادی که یکی پس از دیگری لطمه های سنگین بر پیکره اقتصاد کشور وارد می کند بگیرید تا افرادی که منتظر فرصت هستند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند و ثروت باد آورده به دست آورند.

اینکه در شرایط بحرانی مردم به دنبال حفظ ارزش دارایی خود باشند یک امر بسیار طبیعی می باشد و نمی توان از آنها خورده گرفت، حتی یک بچه هم اگر مبلغ کوچکی مال داشته باشد سعی می کند هر جوری شده آن را حفظ و برای روز مبادا پنهان کند.

مقصر آنهایی هستند که وقتی شرایط بحرانی اقتصادی را مشاهده می کنند و می توانند کاری کنند کاری انجام نمی دهند یا بر عکس تصمیماتی می گیرند که اوضاع را بد تر می کند یا رفتارهایی از خود نشان می دهند که روغن روی آتش فروزان دل مردم می ریزند.

به خدا که اگر شخصی بیاید و بگوید فلان کار از دست من بر نمی آید و کنار بنشیند و اجازه دهد آنکه می تواند کار را انجام دهد عیب نیست، مردم بیشتر احترام او را نگه می دارند.

اینکه فردی که کننده کار نیست بیاید و بخواهد به خرابکاری خود ادامه دهد عیب است و انسان اجر و قرب خود را از دست می دهد.

برخی هم باور دارند که به هیچ وجه این تصمیمات از روی نادانی نیست بلکه برخی هدفمند به دنبال آن هستند که شرایط اقتصادی را به نفع منافع سیاسی شان سوق دهند و حاضر می باشند آنقدر مملکت فشار اقتصادی تحمل کند تا یا از هم بپاشد یا اینکه خواسته سیاسی آنها محقق گردد.

بد نیست توجه داشت که اگر مملکت از هم بپاشد هیچ کدام از این سیاستمدارهایی که با هم دعوا دارند جایی برای ادامه دعوا نخواهند داشت و امروزه مهم ترین مساله در مملکت حل مشکل مردم است.

آیا آقایان سیاستمدار و یا تصمیم گیر اقتصادی متوجه هستند که دلار 30 هزار تومانی یعنی چه، حتی اگر این دلار را به نصف هم برساند قیمت کالایی که روی دلار سی هزار تومانی بسته شده مدت ها طول می کشد تا پایین بیاید، آن هم اگر پایین بیاید.

شاید با بالا و پایین شدن ارز بشود بخشی از نقدینگی های افسار گسیخته در کشور را جمع کرد ولی آیا ضررش را ثروتمندان می بینند یا قشر متوسط و پایین جامعه.

البته کم کم باید بگوییم دیگر چیزی به نام قشر متوسط باقی نمانده، شاید بد نباشد تصحیح کنم منظور همان باقیمانده های قشر متوسط.

آیا از قیمت گوشت و مرغ و تخم مرغ و برنج و میوه و سبزیجات و ... با خبر هستید؟

اجاره ها چی؟

کرایه ها و هزینه های مختلف دیگر چی؟

آن هم در دوران انتشار سیاه کرونا در کشور.

زمانی که بسیاری مشاغل در حال ورشکستگی و تعطیلی می باشند.

بسیاری از مردم امروز در کوچه و خیابان می گویند، خیالتان راحت، ما از همان ابتدا ساکنان کاخ سفید را نفرین می کردیم و نفرین می کنیم و باز هم به نفرین خود ادامه خواهیم داد؛ ولی خوب آیا همه مشکلات فقط از آن طرف است؟

آیا این طرف مقصری وجود ندارد؟

جناب آقای باهنر چند روز پیش حرف جالبی اخیرا زدند و اظهار داشتند که نیمی از مشکلات مملکت مربوط به تحریم های آمریکا است نیمی دیگر مربوط به داخل است.

مشکل تحریم ها را نمی شود حل کرد، مشکلات نا کارآمدی های داخلی را که می شود حل کرد، حد اقل نیمی از مشکلات مردم حل می شود، به همین سادگی، بقیه پیش کش صبر می کنیم تا نفرین های ما کارساز شود و آمریکایی ها جام زهر را به جای ما بنوشند.

اگر بنا باشد که نیمه دوم مشکلات که داخلی است ادامه یابد قطعا آنوقت ما مجبور می شویم جام زهر را بنوشیم.

از رویاها بیاییم بیرون، مشکل مردم خیلی زیاد است، حل آن هم در دست خودمان است نه در دست دیگری به قول ضرب المثل "کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من".

عزیزان تا ما خودمان مشکل خودمان را حل نکنیم هیچ کشوری برای ما کاری نخواهد کرد و تصور اینکه مثلا ممکن است کسی در آمریکا بیاید تا توافقات قبلی را انجام دهد وحالا به امید او بنشینیم ببینیم چه می شود یک تصور بسیار ساده لوحانه است.

باید از خودمان شروع کنیم و همین لحظه می توانیم شروع کنیم حتی نیاز نیست یک ثانیه دیگر صبر کنیم.

قطعا آنوقت هم اگر برخی بنا بر گفتگو و مذاکره دارند از موضع قویتر می توانند وارد مذاکره و گفتگو شوند.

که البته تجربه تاریخی ثابت کرده آنکه قوی است با اقتدار جای خود را در جامعه جهانی باز می کند.

در حال حاضر ما از نظر نظامی توانسته ای قدرت خود را به رخ حریفان بکشیم باید در کنار اش قدرت اقتصادی مان را بتوانیم به رخ دیگران بکشانیم و این قدرت اقتصادی فقط و فقط با تلاش خودمان و با انجام یک جراحی اقتصادی بزرگ امکان پذیر است.

البته وقتی بحث از جراحی اقتصادی می شود هم منظور این است که جراحان کار کشته اقتصادی باید به میدان بیایند و خدارا شکر حد اقل می توان ادعا کرد که ایرانی ها به همان نسبت که دکتر و مهندس و وکیل و ... دارند اساتید اقتصادی هم دارند وفقط سیاستمداران باید به آنها مجال کار بدهند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر