نخل های تشنه ازدوستعلی دهقان

ای سبز سرخ رفته که در خون شناوریآماج زخم های عمیق و مکرریخونی که از گلوی عزیز تو می چکدمی زد به آسمان و زمین رنگ دیگریدستی که بوی کینه از او می وزید آه

ای سبز سرخ رفته که در خون شناوری
آماج زخم های عمیق و مکرری
خونی که از گلوی عزیز تو می چکد
می زد به آسمان و زمین رنگ دیگری
دستی که بوی کینه از او می وزید آه...
درهم شکست قامت سبز صنوبری
شیری کنار علقمه لب تشنه جان سپرد
شیری که داد می زد از این نابرابری
برگشت ذوالجناح غم آلود و بی سوار
سنگ صبور خیمه دیگر بی برادری
ای نانجیب آن سر سالار کربلاست
آن آفتاب را که سر نیزه می بری


منبع : دوستعلی دهقان
قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان