تعرفه تبلیغات در خواندنی ها
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها

تصویر جنگ و جانباز در شعر کودک و نوجوان

محمدرضا سنگری در تعریف ادبیات دفاع مقدس میگوید: مجموعه ی سروده ها و نوشته هایی است که درونمایه و موضوعات آنها به مسائل هشت سال دفاع مقدس و پیامدها و تبعات آن بازمیگردد.

تصویر جنگ و جانباز در شعر کودک و نوجوان

رویکردی به کتاب «آفرین بر جان بابا» از محمد گودرزی دهریزی

1 - مقدمه

محمدرضا سنگری در تعریف ادبیات دفاع مقدس میگوید: مجموعه ی سروده ها و نوشته هایی است که درونمایه و موضوعات آنها به مسائل هشت سال دفاع مقدس و پیامدها و تبعات آن بازمیگردد.

«جبهه و جنگ از مضامین جدیدی است که به خاطر وقوع جنگ هشت ساله ی ایران و عراق در شعر شاعران دوره ی دوم قرار گرفت. در این شعرها حماسه و اعتقاد به پیروزی و حقانیت دفاع مردم بیگناه ایران دیده میشود.» (شعرکودک از آغاز تا امروز: 80) شعر کودکان و نوجوانان پس از انقلاب با رویکردی ابزاری برای انتقال ارزشها به کودکان به کار گرفته شد و شاعران این حوزه در مضامینی همچون شهادت، امید به پیروزی، مقاومت و... اشعاری سرودند. این شاعران با توصیف صحنه هایی از دلاوری، از جان گذشتگی، شجاعت و نیز صحنه های غمانگیزی از جانباز شدن یا به شهادت رسیدن توانستند برای انتقال این مفهوم به نسل کودک و نوجوان باب تازه ای را در ادبیات نوپای کودک باز کنند.

در واقع شعر کودک به عنوان ابزاری حداقل در جامعه ی ما خود را نمایان کرد؛ ابزاری برای انتقال ارزشها و تعلیم و تربیت. هر چند ممکن است این نگاه به شعر کودک چندان علمی نباشد.

«بین شعر کودک و نوجوان و تعلیم و تربیت، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. در واقع ادبیات راهی است که کودک را از من به ما میرساند و به او نشان میدهد که برای پرورش منش خود نیازمند چه تجربه هایی است.» (ادبیات کودکان و نوجوانان: 15)از جمله شاعرانی که در این زمینه کار کرده اند، میتوان از ناصر کشاورز، شکوه قاسم نیا، غلامرضا بکتاش، نوشین نوری و قیصر امین پور نام برد.

2 - ویژگی کتاب «آفرین بر جان بابا»

دروازه بان، بالها و بادها، برنده، یک نفر خبر نشد، شیر بی دست وپا، گمشده، شطرنج، مامان پدر، ویلچیر. شاعر در این کتاب با دستمایه قرار دادن فرد جانباز به عنوان نماد ایثار و شجاعت به سرودن یازده قطعه شعر پرداخته است. «سیمی»، «دست روی دست»، «آفرین برجان بابا».

3 - جانباز در اشعار گودرزی

در شعر کودکان، جانباز همیشه به عنوان انسانی کامل و دارای صفت اخلاقی والایی است. ازجمله مهربانی، آرامش، بیکینه بودن و شجاعت. قهرمان شعرهای گودرزی در کنار تمامی مسائل و مشکلاتی که دارد، متصف به صفات خوبی مانند صبر، عزت نفس، روحیه ی قوی و... است. او همان کسی است که در جبه هها علیه دشمن بی هیچ چشمداشتی جنگیده است و اکنون با داشتن نقصان جسمی باز هم شجاع است و صبور. جانباز اشعار گودرزی فوتبال بازی میکند و شطرنج. او به مدرسه ی فرزندش سرکشی میکند و برای بچه ها حرف میزند و خاطرات دوران جنگ را مرور میکند. او در بازی بچه ها شرکت میکند و تیم مخصوص به خود را دارد. گودرزی جانباز را در بطن جامعه قرار داده است و از زاویه ی دید بچه ها به او نگاه میکند. شاعر در شعر بالها و بادها با بیان اینکه جانباز دارای نقصان جسمی است، اما باز هم از دیگران جلوتر است، آن هم در خیابان خدا، این مفهوم را تصویر کرده است.

1-3 - نمادها

نماد هیچگاه از عرصه ی زندگی بشر کنار نخواهد رفت. به عبارت دیگر زندگی بشر با نماد و نشانه پیوندی ابدی دارد. یکی از مهمترین عرصه های تجلی نماد، ادبیات است؛ به ویژه بخشی از ادبیات که پیوند عمیقتری با ناخودآگاهی دارد. (از این باغ شرقی: 173) بسامد نمادهایی که در خدمت اسطورهسازی نو است، در ادبیات کودک و نوجوان بعد از انقلاب اسلامی بسیار بالاست. در شعر کودک و مقاومت اسطوره های قدیمی جای خود را به اسطوره های جدید مانند «جانباز» و «شهید» و غیره داده است. در این نوع از اشعار نمادهای ابزاری جنگی کهن مثل شمشیر و سپر و گُرز جای خود را به تانک و تفنگ و مین داده اند.

در اشعار گودرزی از مردی سخن رانده میشود که دارای خصوصیات اسطوره ای اما متفاوت است. مردی با پای آهنین، مردی که به جای دست بال دارد، مردی که مانند شعری روان بر دل آدم مینشیند، کسی که آستین خالیاش از لطف خدا پُر است، کسی که شبیه سایه ای نجیب است و چون شیر پُرتوان، و او را با اینگونه نمادها می ستاید.

نمادهای شخصی در این اشعار به وفور دیده میشوند. این نماد همانطور که از اسمش پیداست، توسط شاعر یا شاعران دیگر ساخته شده و در غنیسازی محور معنایی و زیبایی سخن نقش دارند.

- نمادهای ابزاری

با استفاده از ویلچر، عینک سیاه، پای مصنوعی و عصا به عنوان نمادهای ابزاری، شاعر حال و هوای اشعارش را به ادبیات مقاومت هر چه بیشتر نزدیک میکند:

ویلچرش نمیرود، توی چاله گیر کرده است / میکند به آسمان نگاه، آه... (آفرین برجان بابا: 24)

پشت عینک سیاه، پا به پای یک عصا / بیصدا از کنار خانه ی خودش گذشت... (همان: 16)

با ویلچری سیمی / در کوچه میگردی / چون بچه میآیی / با آنکه یک مردی... (همان: 23)

پیچ پای او شکست / پیچ خورد / بیصدا نشست، پای خسته و شکسته را / پیچ کرد و بست... (همان: 12)

شوت بابا میکند / از تمام ما عبور / پای او گل میشود / مینشیند توی تور... (همان: 10)

در تمامی این اشعار نمادهای ابزاری در خدمت توصیف زندگی یک جانباز پس از پایان جنگ و گذر از تبعات آن است.

- نماد مکان

یکی از نمادهای مکانی که گودرزی در این مجموعه شعر بیش از همه به آن پرداخته و آن را به عنوان محلی برای گذر جانباز از میدان جنگ به زندگی کنونیاش انتخاب کرده، کوچه است.

کوچه در شعر «دست روی دست»، «ویلچر سیمی»، «گمشده» و «بالها و بادها »، دارای مفهوم غربت وتنهایی جانباز است. کوچه به عنوان نماد حالتی از اجتماع است که در سالهای پس از جنگ، مرد دلیر میدانهای جنگ را فراموش کرده است. اجتماعی که مانند انتهای نامعلوم یک کوچه پیچ میخورد و جانباز در آن غریبانه گم میشود. شاعر با اشاره ای ظریف به گذر زمان و فراموشی اجتماع در برابر دلیریها و رشادتهای جانباز، طعم تلخی را در کام شعر خویش ریخته است.

انتهای کوچه پیچ خورد / توی کوچه ای غریب رفت، دیدهبان جبهه های جنگ / گم شده میان کوچه های شهر / هر چه میرود جلو، میشود غریبتر. (همان: 17)

گلایه ی ظریفی از گذر زمان برای دیدهبان جنگ که هر چه جلوتر میرود غریبتر میشود و کمکم از خاطرات محو میگردد.باز در هوای آسمان جنگ / میرسد به کوچه های تنگ / هر چه زور میزند / ویلچرش نمیرود / چشم او در انتظار رهگذر / دست روی دست، در میان کوچه میخورد شکست. (دست روی دست: 24)

شکست خوردن مردی از چاله ی کوچه با آن همه دلیری در میدان جنگ، نشانگر نوعی حس غربت است که شاعر سعی دارد در باور کودک نقشی جدید از این حس بیافریند. به او یادآوری کند که اگر در میان کوچه که نماد زندگی پس از جنگ است، منتظر یاری دستی برای خارج شدن از چاله است، در میدان جنگ به قلب دشمنان میزده و از کوچه های مرگبار مین با دلاوری عبور میکرده است. گذر از هوای جنگ و رسیدن به کوچه های تنگ بیانگر دلتنگیهای جانباز و ساختن اسطوره ی صبر از اوست.

- اسطوره های نو پهلوانی

در نبردهای کهن، جنگ به منزله ی نمایش قدرت جسمی یا قوای نظامی بوده است. اسطوره ها دارای ویژگیهای فوق بشری و قدرتهای ماورایی بودهاند که لازمه ی پرداخت شخصیتی یک اسطوره است. اما در جنگ تحمیلی، اسطوره ی قهرمان به اسطوره ی پدر یا جانباز یا رزمنده ی دلیر تغییر نام میدهد که در قالب اسم عام به کار رفته و بر نوع خود دلالت دارد. نوعی از اسطوره که کاملاً جدید است و اعمال قهرمانانهاش نیز جدید. در شعر «دروازهبان»، گودرزی به بیان حالات مردی میپردازد که به عنوان اسطوره ای نو در نقش دروازهبان ظاهر شده است. دروازهبانی که نقش پدر را هم دارد. در بند اول اشاره میکند که او دروازهبانی فِرز و عالی است و دروازه ها را سد میکند، اما در پایان بند اشاره به عصای خشک و خالی او دارد.

بابای من دروازهبان است / دروازهبانی فِرز و عالی / سد میکند دروازه ها را / با یک عصای خشک و خالی. .. (آفرین برجانبابا: 7) در این شعر ویژگی دروازهبان قهرمان شاید در جایگاه کنونیاش زیاد تأثیرگذار نباشد، اما هم اوست که در دروازه ی جبهه ها در برابر توپ دشمن ایستاده و در بازی توپ و گلوله، دیدهبان جبهه ها بوده است. شاعر با استفاده از نمادهای حاضر و واقعگرا او را برای کودکان توصیف کرده است.

2-3 - آرایه های ادبی

ترکیبهای وصفی و اضافی:

گرچه میمانی عقب / در میان کوچه ها / میزنی از ما جلو / در خیابان خدا... (آفرین بر جان بابا: 8) ترکیب اضافی خیابان خدا تصویرگری نابی از حرکت انسان به سوی اصل و اساس خلقت، یعنی رسیدن به همان جان آفرین است. همان مسیری که جانباز در آن از همه ی ما جلو میزند، هر چند در کوچه های شهر از ما عقب میماند.

پشت عینکی سیاه، پا به پای یک عصا، / بیصدا، از کنار خانه ی خودش گذشت، مثل سایه ای نجیب رفت، دور شد. (همان: 16) ترکیب وصفی سایه ای نجیب، به تأکید همان مضامینی میپردازد که در شعر مقاومت از جانباز توصیف میکند. شاعر در این شعر، به جانباز به عنوان اسطوره ی صبر و شکیبایی در برابر ناملایمات پس از جنگ توجه ویژه ای دارد.

میکشد دستی نرم / به سروگوش پدر / میزند لبخندی / لب خاموش پدر... (همان: 20) لب خاموش از آن دسته از ترکیبهای وصفی پُرمصرفی است که در شعر بزرگسال به وفور دیده شده. از آنجایی که مضامین در شعر مقاومت بلند و لاهوتی هستند، به نظر میرسد که شاعران کودک نیز با تکیه بر ارزش معنایی این مضامین، استفاده از چنین ترکیبهایی را اذن دادهاند. لب خاموش پدر اشاره به روحیه ی صبر و رضا دارد و شاعر آن را هر چه پُررنگتر به عنوان برجستهترین زاویه ی اخلاقی جانباز در زمان حال جلوه میدهد.

پدر من به مدرسه آمد، تا بگوید که قهرمان بوده، / روزگار نبرد با دشمن، مثل یک شیر پُرتوان بوده... (همان: 14) شیر پُرتوان نماد اسطوره ی بیشکستی است که کودک و نوجوان آن را با هیچ نماد دیگری برای درک مفهوم خروشندگی معاوضه نخواهد کرد.

با تیم سختی مثل دشمن / جنگید و پیروز زمین شد / خود را به توپ دشمنان زد / یکباره پایش آهنین شد. .. (همان: 7) پای آهنین در حقیقت اشاره ای دور و نزدیک به دو مفهوم خاص دارد. کنایه ی ظریفی که آهنین بودن را به پا اسناد میدهد. اشاره به پای مصنوعی جانباز و نیم نگاهی به اراده ی محکم جانباز در پایداری در برابر دشمن.

کنایه ی ظریفی در شعر برنده به چشم میخورد. همانجا که به رفتن پای بابا اشاره میکند. پای مصنوعی پدر به سمت دروازه ی مقابل پرتاب شده، اما در واقع، پای پدر در جبهه از دست رفته؛ همان پایی که دروازه ی دشمن را نشانه گرفته و گُل زده است.

پا میزنی با دست / ماشین تو دربست / چرخ تو میچرخد / در زندگی با دست... (همان: 23)

در این بند نکته مهم، چرخیدن چرخ زندگی جانباز است که آن را با دست می چرخاند و همینطور چرخ ویلچرش را. کنایه ظریفی از چرخش چرخ زندگی در زندگی جانباز که آن را در ویلچر خلاصه کرده است.

به طور کلی گودرزی در اشعارش با استفاده ی صحیح و بجا از انواع ترکیبات (وصفی و اضافی) توانسته است تا حدودی ذهن مخاطب را با روحیات و منش (جنبه ی اخلاقی شخصیت انسانها) جانباز آشنا کند.

- ایهام

تعبیر زیبای توپ در دروازه و توپ در جبهه در شعر «دروازهبان» آرایه ی زیبای ایهام است که شاعر با توانمندی از آن برای ساخت فضای جنگندگی چه در میدان جنگ، چه در میدان فوتبال استفاده کرده است. استفاده از بازی فوتبال به جهت نزدیکی و تقارن با احساس حاکم بر کتاب نیز از دستمایه های ناب در اشعار گودرزی است.

وقتی که دشمن توپ میزد / دروازهبان جبهه ها بود / در بازی توپ و گلوله / او دیدهبان جبهه ها بود... (همان: 7)

- پارادوکسیکال

یکی از نمونه های موفق ترکیب تصویر پارادوکسیکال در کتاب «آفرین بر جان بابا» در شعر پایانی کتاب خود را نمایانده است. در وهله ی اول شاعر با استفاده از عبارت بابای خوبم حس مالکیت طلبی کودک را مطرح میکند و سپس به نوعی پارادوکس عاطفی می انجامد، حسی مملو از غم و سپس شادی. با آنکه پدر کودک در این شعر دست ندارد و همچنین چشمهایش را نیز از دست داده است و این خود غم بزرگی است، اما کودک شاد است که میتواند به جای دست بابا بال بکشد و به جای چشمهایش ستاره ای سرخ نقاشی کند.

دست بابا رفته اما / پای بابا مانده بر جا / جای دست نازنینش / میکشم یک بال زیبا...

- استعاره های اسمی متعادل

این دسته از استعاره ها همانهایی هستند که به طور معمول وجهشبه در آنها آسانیاب است و ابهام ایجاد نمیکنند و گاهی در اثر کاربرد فراوان برجستگی و تازگی خود را از دست میدهند. (از این باغ شرقی: 123) در اشعار گودرزی ازاین نوع استعاره استفاده شده است.

در شعر «شیر بی دست وپا» عبارت شیر پُرتوان اشاره به قوی بودن و شجاعت جانباز در جبهه ها دارد. پرنده شدن پدر در شعر «بالها و بادها»؛ پروانه شدن مادر در شعر «مامان پدر»؛ بچه شدن پدر در شعر «ویلچر سیمی »؛ همه به نوعی استعاره های اسمی متعادل در شعر گودرزی هستند.

- جناس مکرر

یا جناس مزدوج که دو رکن جناس را در آخر سجعهای نثر یا در آخر ابیات پهلوی هم آورده باشند. (از این باغ شرقی: 384)

پشت عینکی سیاه / پا به پای یک عصا / بیصدا! / از کنار خانه ی خودش گذشت... (گمشده: 16)

ویلچرش نمیرود / توی چاله گیر کرده است / میکند به آسمان نگاه / آه! (دست روی دست: 24)

3-3 - قالب و وزن

در کتاب پیش رو، قالب از شعری به شعر دیگر متفاوت است. اشعار (دروازهبان، بالها و بادها، برنده، شطرنج، مامان پدر، ویلچر سیمی و آفرین بر جانبابا) در قالب چهارپاره سروده شده اند.

«چهارپاره، قالب رایج شعر کودک و نوجوان به شمار میآید. گرایش بیش از حد شعر کودک به قالب چهارپاره دلایلی دارد از جمله پیوستگی ساختاری بندهای چهارپاره، کمک به شعر برای برخورداری از غنای قافیه، گستردگی میدان چهارپاره برای توصیف و القای مفاهیم و احساسات شاعرانه.» (ادبیات کودکان و نوجوانان ایران: 92)

در قالب نیمایی «همه ی مصراعها وزن دارد و بر یک زنجیره ی خاص افاعیل بنا شده است. طول مصراعها با هم برابر نیست ولی در مصراعبندی از قواعد خاصی پیروی کرده است.» (همان: 96) در اشعار «دست روی دست» و «یک نفر خبر نشد» شاعر با استفاده از این قالب برای تقویت موسیقی بهره برده است. «اگر بخواهیم عناصر شعرکودک و نوجوان را اولویت بندی کنیم، عنصر موسیقی در اول قرار میگیرد. زیرا موسیقی شعر اثرگذارترین عنصر بر روان کودک و نوجوان است.» (همان: 61)

4 - نکاتی در مبحث آسیب شناسی

فضای مردانه ی حاکم بر کتاب که در تمام قطعات شاهد حضور پُررنگ آن هستیم، باعث میشود که مخاطبین مؤنث ارتباط همدلانه ای با اشعار نداشته باشند. در استفاده ی مکرر از بازی فوتبال این مسئله کاملاً مشهود است. راوی اشعار پسربچه ای است که گاه فرزند جانباز و گاه شخص نظارهگر است. به لحاظ تصویرسازی نیز این نکته مشخص است که شاعر و تصویرگر هر دو بر مذکر بودن کاراکتر اصلی اشعار اتفاق نظر دارند.

تصویرگری این کتاب با استفاده از رنگهای کدر و تیره فضای غمزده ای را به ذهن بیننده تداعی میکند. اگرچه اشعار دارای فضاسازی قوی هستند، اما تصویرگر نتوانسته است همپای شاعر در فضاسازی موفق و جلوه گر باشد.

اگر پذیرفته باشیم که زبان در شعر کودک و نوجوان زبانی ویژه است که میتواند او را با دنیای هنری اطرافش پیوند بدهد، وجود الفاظ نامأنوس و بزرگسالانه در شعر کودک میتواند به ساختار آن لطمه بزند و از لحاظ ادبی آن را مخدوش کند.

ترکیبهای خیابان خدا، نشستن شعری روان در دل، سایه ای نجیب، غریب تر شدن جانباز در گذر از کوچه ها، آسمان جنگ، از آن دسته ترکیبات بزرگسالانه ای هستند که آسیبهایی را به زبان روان اشعار این کتاب وارد کردهاند.

همچنین، استفاده از کلیشه های قراردادی مانند: دشمن ذلیل و پَست، میخورد شکست. (در شعر «دست روی دست »)

- هرگز نترسیدی، از دشمنان آن روز (شعر «ویلچرسیمی»)

- درس شجاعت را، بابا به من آموخت. (شعر «شطرنج»)

باعث شده که شعر به شعارتبدیل شده و به ساختار هنری آن لطمه وارد شود.

نتیجه

آنچه میتوان به عنوان نتیجه ی نهایی از این کتاب برداشت کرد، نگاهی نو از زاویه ای جدید به مفهوم جنگ و پیامدهای آن در زندگی جانباز است. شاعر مخاطبش را میشناسد و با استفاده از ویژگیهای دنیای او و نوع ارتباطش با این دنیا جانباز را معرفی میکند. جانباز در اشعار گودرزی در میان اجتماع زندگی میکند و با مظاهر آن تعامل دارد. دغدغه ی شاعر ایجاد تصویری جدید مبتنی بر باورها و اندیشه های قابل لمس است. او سعی دارد به دور از نگاه کاملاً کلیشه ای، ابعاد پیامدهای پس از جنگ را ملموس و عینی نمایان کند. در این مقاله بر آن بودیم تا با بررسی اشعار کتاب «آفرین بر جان بابا» بسامد این نوع نگاه را در درک مفهوم جنگ، جانباز و زندگی او در دنیای مخاطبان بسنجیم. در شعر گودرزی نوع نگاه و طرز تلقی نو است.

منابع:

1 - گودرزی دهریزی، محمد، آفرین بر جان بابا، نشر قو، 1390.

2 - گودرزی دهریزی، محمد، ادبیات کودکان و نوجوانان، نشر قو، 1388.

3 - سلاجقه، پروین، از این باغ شرقی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1385.

4 - حسنی، طاهره، تصویر جنگ در شعرکودکان و نوجوانان در ایران، فصلنامه ی علمی تخصصی سبکشناسی، 1391.

نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر