تجاوز وحشیانه به طبیعت

حال بیمار زمین و طبیعت و زیست بوم امروز نتیجه سیاست ها، ارزش های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و عملکردهای فردی همه ی ماست. شعور بوم شناختی نوروزی دعوتی شادمانه به تامل و نقادی سیاست ها و ارزش ها و عملکردهای فردی است.

تجاوز وحشیانه به طبیعت

اکولوژی نوروزی یا نوروز محیط زیستانه، پاره ای از ادب نوروزی است که در ادبیات و شعر و سخن نوروزیان کم و بیش دیده می شود و در کنش و منش نوروزی نیز آشکار است، اما همچنان مغفول است و به زبان و گفتمان محیط زیست گرایان راه جدی باز نکرده است. بیایید نوروز را اخلاق زمین و وجدان نوروزی طبیعت ببینیم و شعور بوم شناختی نوروزی را بکاویم.

از فضیلت های نوروزی یکی هم بینش و اخلاق زیست محیطی است که بر مراقبت، حرمتداری، همگرایی، یکپارچگی و حفظ محیط زیست و توجه عمیق و موثر به آن استوار است. در زمانه ای که محیط زیست از ابر بحران های جهان به ویژه جامعه ی ماست، سخت محتاج بازخوانی و بازاندیشی ادب زیست محیطی نوروزی هستیم.

تنها ما آدم ها نیستم که دچار فقر و فلاکت و فرودستی شده ایم، ایدئولوژی ها و تکنولوژی ها نفس زمین را بریده اند و زیست بوم را به غارت می برند. در چنین فضایی، نوروز می تواند فراخوانی همگانی برای شعور بوم شناختی و اخلاق زیست محیطی باشد؛ فراخوانی همگانی و مواجهه ای شادمانه برای بازاندیشی در سیاست ها و گفتمان ها و اخلاق محیط زیست پایدار.

ژوزف دژاردن در کتاب "اخلاق محیط زیست" (1396) نشان می دهد دهه هاست بشر می کوشد تا با بازخوانی دین ها، اسطوره ها و فلسفه ها، بنیان هایی اخلاقی برای مواجهه با بحران های زیست محیطی فراهم سازد. ما نیز می توانیم و ناگزیریم چنین کنیم. نوروز فلسفه ای زیست محیطی است که بنیان های اخلاقی محکمی برای مراقبت از زمین و طبیعت دارد.

نوروز فرزند آمیزش فرهنگ و طبیعت است. جهان خوشبخت تر از زوج چند هزار ساله ی فرهنگ و طبیعت با چنین تاریخ طولانی همزیستی مسالمت آمیز و عاشقانه نداشته و ندارد. تقارن نوروز با اعتدال بهاری، اتفاقی سرسری و تصادفی نبوده و نیست.

نخستین آموزه زیست محیطی نوروز اینست که فرهنگ، آداب و ادب زندگی، قواعد جمعی، حکمرانی و سامان جامعه نمی تواند و نباید در تضاد و تعارض با هستی، طبیعت و زمین باشد. نوروزیان نخستین در هزاران سال پیش، هسته تقویم و گاهشماری و فرهنگ و زندگی را بر اعتدال بهاری استوار کردند. این ابداع شگفت و ماندگار، نه تنها نوآوری بی همتای فرهنگی است، بل راهنمای خردمندانه ای برای ساختن فرهنگ هم هست.

اگر مرزها و محدویت های زمین، طبیعت و هستی را نادیده بگیریم، منجر به تخریب شرورانه طبیعت می شویم و زیر پای بشر سست و آینده او نابود می گردد. نوروز حکایت اندیشه ای ژرف درباب نسبت های فرهنگ و طبیعت است. نوروز همگرایی و یکپارچگی انسان و جامعه و فرهنگ با هستی در کلیت آن است. اهمیت این شگفتی نوروز را امروز بیش از همیشه می فهمیم، چه، می بینیم بسیاری از فناوری ها، نوآوری ها و تحولات معاصر اخلاق و ادب زیست محیطی را نادیده انگاشته و به طبیعت تعرض و تجاوز آشکار شده و می شود.

نوروز راهنمای اخلاق محیط زیستی نوروزیان در جهان است. درس اصلی و بزرگ در این راهنما، احترام به زندگی و حیات، احترام به همه موجودات زنده و عشق به طبیعت است. درک این امر دشوار نیست. نگاهی به جایگاه آتش و نور در چهارشنبه سوری کنیم، یا عناصر سفره هفت سین و نمادهایش را در نظر بگیریم و به سبزه و سیر و سماق و دیگر سین ها بیندیشیم، و سیزده بدر را که مختص طبیعت است تامل کنیم، جز پاسداشت مقام والای طبیعت هیچ در آن نمی بینیم.

آموزه بزرگ زیست محیطی نوروز زنده دانستن و جانداپنداری هستی با همه اجزای آن است. در ادب نوروزی، آب، باد، خاک و آتش و همه عناصر عالم روح و جان دارند و طبیعت پاره بزرگ "خیر" در عالم است. ادب نوروزی، هستی را دوگانه منفصل و مجزای جسم و جان، روح و ماده، و فرهنگ و طبیعت نمی بیند و نمی داند.

ادب بوم شناختی نوروزی، طبیعت را ابزاری در خدمت انسان نمی داند و برای طبیعت ارزش ذاتی قایل است. در ادب نوروزی ما آدم ها در امتداد طبیعت هستیم و نمی توانیم و نباید بهره کشانه طبیعت را خادم بی جان و مرده ای مطیع خود بدانیم.

ادب نوروزی "شعور بوم شناختی" دارد که کم‌تر کاویده و فهم شده است. این شعور بوم شناسانه ما را از دارایی پنداری و تملک و تسلط لجام گسیخته و تجاوزکارانه به زمین، گیاهان، حیوانات و هستی باز می دارد و دعوتی است به مواجهه ای شادمانه با طبیعت؛ مواجهه ای که حیات و سرزندگی و شادی را نه فقط برای آدمیان، بل برای کوه ها، دریاها، پرندگان، چرندگان، گیاهان و درختان به یک اندازه می خواهد.

باورهای عامیانه نوروزی مثل باور به سبزه گره زدن، به دیدار سبزه ها رفتن، باورهای لحظه تحویل سال، از روی آتش پریدن و آرزوهای نیک کردن، و دیگر باورها آموزه ها و شعور بوم شناختی ژرفی هستند که توجه ما را به طبیعت و عناصر آن را جلب می کنند.

بنیادی تر که بنگریم کل نوروز گشودگی به هستی است و آشکارسازی و یادآوری اهمیت زمین و طبیعت و حقوق زیستی آنست. سیطره ی بهره کشانه انسان از طبیعت، چشم ما را کور کرده و حقیقت و حقوق طبیعت را پوشیده و پنهان نموده است. نوروز، فراخوان همگانی و همگان به دیدن و گشوده بودن ما به طبیعت است.

نگاه کنیم به آداب خانه تکانی و تمییز کردن خانه و محیط و طراوت بخشیدن به زندگی. چه می بینیم؟ جز این است که محیط و خانه ها را گل آرایی می کنیم؟ و سبزه می اندازیم و نهال می کاریم؟ و جز این است که ناپاکی ها و آلودگی ها را از چهره محیط می زداییم و به طبیعت بکر و اصیل باز می گردیم؟ نوروز شعور بوم شناختی و اخلاق زیست محیطی است که از حکمت خسروانی و بینش غنی طبیعت گرا و اخلاقی و یکپارچگی انسان و طبیعت سرچشمه می گیرد.

شعور بوم شناختی نوروزی، نگرشی جمع گرایانه به زیست بوم و زمین است که جهان را متعلق به همگان و هستی می داند و برایش حق زندگی و زنده مانی قایل است. جهان بازیچه انسان نیست و انسان ها را به فروتنی و خشوع دربرابر هستی فرا می خواند.

شعور بوم شناختی نوروزی در بستری شاد تک تک ما را به تماشا و تامل در طبیعت سوق می دهد تا زیبایی ها، ظرافت ها و زندگی طبیعت را ببینیم و در عین حال بر عملکردهای ویرانگر و تجاوزهای وحشیانه انسان ها در طبیعت بیندیشیم. نوروز آیینه ای فراروی ماست تا نیک بنگریم که چه کرده ایم و چه باید بکنیم.

حال بیمار زمین و طبیعت و زیست بوم امروز نتیجه سیاست ها، ارزش های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و عملکردهای فردی همه ی ماست. شعور بوم شناختی نوروزی دعوتی شادمانه به تامل و نقادی سیاست ها و ارزش ها و عملکردهای فردی است.

بیشتر بخوانید:

216216

قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان